غورههای جزغاله
روزگار اصلاحات اگر خوبیهای قابل توجهی داشت آفت هم داشت یکی از این آفات بی در و پیکر شدن مطبوعات بود؛قبل از خرداد ۷۶ ورود به مطبوعات ذوق و قلم میخواست و شکیبایی کافی برای شاگردی کردن یاد گرفتن مهارت روزنامه نگاری روزگار اصلاحات پس از چندی ورود بیملاحظه نالایقان را در جامعه روزنامه نگاری ایران باعث شد ناخودآگاه یا خودآگاه؛افرادی که شاگردی نکرده استاد بودند قیافه عاقل اندر صفی با تیپهای شبه هنری شبه روشنفکری به دور از اندیشه در مطبوعات جاری و ساری شدند ژنرالهای خود پنداشته به حساب آمدند آنها البته کف روی آب بودند و مانایی در مطبوعات نداشتند بلکه به واسطه بیوگرافی ساختن در مطبوعات روانه عرصههای مختلف در جای جای روابط عمومی ها و تجارت شدند؛در این میان کم افرادی نبودند و نیستند که در مطبوعات و صفحات روزنامهها هیچ روزنامه نگاری نیاموختند به هیچ وجه طرف حقیقت نبودند و منفعت خویش را از دریای مطبوعات صید کردند بعضیشان شبه بازیگر شدند عدهای به سراغ تجارت رفتند برخیشان در روابط عمومیها جای گرفتند و در این میان برخی که اصلاح طلب نما بودند و از اصلاحات چند روز یک دفعه سرشان را اصلاح کردن یاد گرفته بودند بسیار ویترین قشنگ و درون تهی بودن در پسا اصلاحات میان آستین اصولگرا میانه رو اصلاح طلب هر طور که شده دنبال کسب منفعت هستند افرادی که صبح در وزارتخانه معاون ارتباط با رسانه اندد بعد از ظهر در خانه قجری سی تیر و غروب در فلان خبرگزاری در حالی که از حق و حقیقت هرگز بویی نبرده و عرصه روزنامه نگاری را پلی برای کسب موفقیت موقعیت و منفعت انگاشته است غورههایی که مویز نشده و جزغاله شدهاند بدون آنکه رشد کیفی داشته باشند در کمیت و اشغال عرصههای مختلف به واسطه ویترین قشنگ درون تهی بودن عرصه را برای روزنامه نگاران واقعی تنگ ساختهاند
جوجکانی که هنوز تفاوت سوتیتر از تیتر را نمیدانند و فکر میکنند هرم وارونه یک چیز خوردنی است شاید شبیه پیتزا۰ اینها غورههایی هستند که درست بار نیامده اند د و توسعه نیافتهاند و به لحاظ کیفی جزغاله شدهاند اما در کمیت پاچه خواری و اشغال موقعیتهای منفعت آمیز شم خوبی دارند و هرجا را که اشغال میکنند اهالی مطبوعات را در حد گروهک دوستان نزدیک خود تقلیل میدهند و اگر در جشنواره روابط عمومیاند ارزش آن رویداد هنری را ر حد دعوت از افراد مطبوع نظر خود کاهش میدهند و آن رویداد فرهنگی را سقوط آزاد میبخشند و به اهالی مطبوعات که قلم دارند و اهل نقد و تحلیل عمیق هستند ستم میکنند اینا نه صادقند البته که تحت لوای پخمگانی بر کار گمارده میشوند که اساساً خود نیز نون دونمایگی خویش را میخورند و بدنام دو عالمند
اصولگرایان بی اصول و اصلاح طلبان اصلاح ناپذیرند اینان
آن یکی خودش زنش خواهرانش شوهر خواهرش و مادرش را در یک مجله هنری جای داده و از جیب مردم ایران مجله در میآورد و هیچکس بدین خیانت او توجهی نمیکند دیگری که نه صادق است و نواسانات هیجانی فراوان دارد صبحها در وزارتخانه به سر میبرد بدون شایستگی عصرها در خانه قجری ۰۰۰و غروب در خبرگزاری روزگار غریبیست دلبند ۰ آن یکی لیلی بود اما مجنون سینما شد و شبه بازیگر در نقش دیوانهوار خود به شهرت کاذب رسید دیگری نواسانات هیجانی خود را در یک رویداد سینمایی در حد چند نفر از اهالی مطبوعات و رسانههای مطبوعش تقلیل داد و رویداد فرهنگی که یک زمانی درجه الف دنیا محسوب میشد و جزء ۵ جشنواره مهم ژانر سینما در دنیا به حساب میآمد را در حد یک مهمانی بسیار خصوصی به سقوط آزاد رساند
آن یکی بچه رضا زرنگ بود که مدیرعامل شد و سطح این بازوی اجرایی عرصه فرهنگ را در حد غیرقابل تصوری پایین آورد هرکس در این باغ بیبرگی هرچه از توانش برآمده به چنگ خویشتن خویش آورد و انصاف و عدالت مرگ مغزی شد غورهایی که مویز نشده سوختند بس که به بلوغ شخصیتی فکری کیفی نرسیدند جزغاله شدند اما مصادر بسیار ناشایست نسبت به سطح فهمشان را به دلیل نبود شایسته سالاری در جامعه به تسخیر درآوردند آن یکی که نه شوق و ذوقی دارد نه عهد و میثاق و پیمانی با فرهنگ از گوش و کنار فرهنگ ملاک شد و نزول خور دائم در گروههای مجازی هنری در حال اظهار خودشیفتگی در حالی که سطح فهمش در حد فحاشیست؛روزگار ویرانیست دلبند
کسی نقد و پویایی اندیشه را بر نمیتابد و هرکه توانسته برای حفظ مصادر خود ملیجکانی ساخته ۰۰۰دگری در عمرش یک نقد درست ننوشته و خود را منتقد پست مدرن سینما میداند برخی هم از منفعت دوگانه سوز بودن درهنر جایگاه رفیعی برای خود اشغال کرده و بدون آنکه هیچ کدام از این دو شغل را به درستی بلد باشند به دنبال کسب اعتبار است
روزگار ویرانیست نازنین
روزگاری که در آن روزنامه نگاران مستقل در انزوایند ناخواسته و ملیجکان آفتاب پرست همه عرصهها را اشغال کرده اند فرهنگ را به ابتذال کشانیدند و از مطبوعات ؛ مطبوع عات ساختند آخر در کدام کشور دنیا سراغ دارید که با هر نوع مدرک لیسانس بتوان مجوز رسانه گرفت اما کارکشتههای رسانه اندر خم یک کوچه باشند؟؟؟؟روزگار پس پسکی همین است روزگار گوشه نشینی خردمندان و بر صدر نشینی تهی مایگان: سوگ بزرگ این کهن بوم ویران شده است دلبند
#امیر فرض اللهی