خانه وبلاگ صفحه 25

چه کسی مدارک اعضای انجمن منتقدان سینما را آتش زد؟

سکانس اول.جشنواره سی و هشتم فیلم فجر.شب .داخلی.طبقه منفی دو.پردیس سینمایی ملت

سردبیر یکی از نشریات مستقل سینما دوسوال از کارگردان فیلم در نشست مطبوعاتی بعداز فیلم می پرسد.کارگردان سوال اول را در کمال ارامش پاسخ می دهد.سوال دوم پرسیده می شود.کارگردان مشغول پاسخ دادن است ناگهان یکی از عوامل فیلم با لحنی عصبی و شتابزده شروع به حرف زدن می کند و کارگردان ناخوداگاه سکوت میکند.مجری نشست از انجا که توانایی مدیریت جلسه و اساسا مجری بودن را ندارد و ورودش به مطبوعات بر اساس شایستگی و کاربلدی نبوده و اصلا برای مدیریت جلسه توانایی حده اقلی هم ندارد ؛ تا کار به بیداد می کشد و دریایی از حاشیه جشنواره را در برمی گیرد.

سکانس دوم .جشنواره سی و نهم فیلم فجر.شب.داخلی.سالن اصلی برج میلاد.همان مجری مدیر جلسه است و همان سردبیر دوسوال می پرسد.سوال اول خوانده می شود کارگردان فیلم در کمال ارامش جواب می دهد.مجری سوال دوم را با اطلاق صفت های عجیب و جو سازی مطرح می کند روی سوال  اسم می گذارد و نتیجه این جو سازی با واکنش احساسی هیجانی برخی اهالی رسانه همراه می شود و صد البته سوال شونده در کمال خضوع سئوال را پاسخ می دهد.مجری سفارشی آتش را روشن می کند و هجمه های هتاکانه بر سر پرسشگر آغازیدن گرفته و عده قابل توجهی از تازه به عرصه امده ها؛ از روی قضاوت احساسی  پرسشگر را مورد حمله های … و حتا بی انصافانه و تخریب کننده قرار می دهند.

سکانس سوم.هفده سال پیش.سال 1384.خانه سینما.روز.داخلی.                                                                                                                                                               یکی از جلسات عادی هیات مدیره منتخب انجمن منتقدان سینما ست که دوسال از کارشان گذشته و چند هفته به مجمع عمومی برای انتخاب هیات مدیره جدید مانده است.پرسشگر نسشت های مورد اشاره که در آن موقع یکی از اعضای هیات مدیره انجمن منتقدان بود در پی بررسی پرونده عضویت اعضای انجمن برای معین شدن اینکه کدام اعضا حق رای دارند و کدام اعضا پرونده شان ناقص است، متوجه نیست شدن پرونده اعضا شده و از چرایی این نیستی می پرسد.مجری دونشست نامبرده که آن زمان یکی دیگر از اعضای هیات مدیره انحمن منتقدان سینما بود{ میم.گاف.} اظهار می دارد از انجا که  احساس کردم با کمبود جا مواجه هستیم گوشه حیاط خانه سینما پرونده اعضا را معدوم کردم{اتش زده بود}  سکوت حکمفرما می شود پس از یک دقیقه بحث شدیدی در این خصوص بین دونفر از اعضا با مجری  مورد اشاره در می گیرد  که چرا اینکار را کرده و نمونه نقد و یادداشت های اعضا پیش ما امانت بوده و…مجری در جواب انتقادات تنها به این جمله غیر مسیولانه و  خودخواهانه بسنده می کند که اعتبار عضویت اعضا را تا اکنون من تایید میکنم ومنبعدش هم ….چندروز بعد، پرسشگر جلسات مورد اشاره و عضو سابق  هیات مدیره انجمن منتقدان سینما  در گفت و گوی  افشاگرانه با ایرنا و چند رسانه دیگر پرده از این رفتار غیر مسیولانه عضو دیگر هیات مدیره بر می دارد و با انتقاد از او باب انتقادات وسیعی ازین رفتار خودخواهانه به راه می افتد.حالا اگر به نیکی بر حوادث فوق بنگریم می بینیم که حاشیه های این دوجلسه و جوسازی انجام شده توسط مجری به نوعی کینه توزی شانزده سال پیش را یاداور می شود و این کینه توزی همچنان ادامه دارد..

#انجمن_منتقدان_سینما

#آتش_زدن_مدارک

#میم_گاف

ژانرکودک؛ سینمایی که بود…

تا یک دهه پیش لا اقل میشد گفت که سینمای کودکی هرچند نصف و نیمه و کم رمق باقی مانده و نیم نفسی می کشد.دست کم تا آن موقع هنوز سینماگرانی بودند که دغدغه سینمای کودک رهایشان نمی کرد و گاه و بیگاه با نالیدنشان باعث میشدند مدیران ؛شرایط و حمایت از تولید سینمای کودک و نوجوان را به مقدار ده پانزده فیلم در سال فراهم سازند هرچند که در عرصه اکران مجالی برایشان فراهم نبود.این در حالیست که این گونه سینمایی در دهه شصت از پرمخاطب ترین فیلم های سینمای ایران بود که به ابتذال محتوایی کشیده شد و به بیراهه رفت.سینمای نجیبی که روزگاری جشنواره اش معتبرترین جشنواره فیلم ایرانی در دنیا بود وبا وجود شرایط سیاسی دنیا، آوردگاه جهانی مهم ترین فیلم های این گونه سینمایی بود.{اواسط دهه شصت تا اواسط دهه هفتاد خورشیدی}.یا حتا در پیدایش موج نوی سینمای ایران در دهه چهل همپای سینمای معترض اجتماعی سینمای کودک از کانون پرورش فکری زمینه ساز بروز استعداد های نابی همچون سهراب شهید ثالث محمدرضا اصلانی عباس کیارستمی و… اغازگر هویت سازی از فزهنگ ایرانی در دنیا شد.با چنین پشتوانه بزرگی امیر نادری جعفر پناهی ابولفضل جلیلی خود و سینمایشان را جهانی ساختند و دنیا با استقبالی وسیع به سوی این گونه سینمایی و جشنواره اش در ایران شتافت.به دیگر سخن؛بخش مهمی از اعتبار جهانی ایجاد شده از سینمای ایران در دنیا مرهون سینماگران کودک و نوجوان بوده و هست.سینماگرانی که به دلایل مختلف به ساختن در گونه های دیگر سینمای ایران هجرت کرده و به نوعی خود را مشغول یا زنده نگه داشته اند.اکنون سی سال است که چشمه جوشان کانون پرورش فکری اسیر تعویض نوبتی و چرخه باطل سلیقه ورزی شده و این چشمه جوشان را خشک ساخته اند.از سویی دیگر سیاسی بازی و دست اندازی جناح های دوگانه سیاست بر دولت های مختلف و اختراع چند ده باره چرخ در سینما توسط مدیران باعث خاموشی مطلق تولید در سینمای کودک و نوجوان شده و این گونه سینمایی پرشکوه را به پرتگاه نابودی کشانیده اند.سوال اساسی این است که پس چرا جشنواره اش تعطیل نمی شود؟15سال پیش در پی این سوال کتابی نگاشته شد در340صفحه به نام اسیب شناسی سینمای کودک و نوجوان و بخش فعال سینماگران این عرصه در آن کتاب پیشنهاد کردند چندسالی جشنواره تعطیل شود و بودجه اش صرف تولید اثار شاخص در این زمینه شود اما با بی توجهی تمام روبرو شد.می دانید چرا؟چون جشنواره شوی بزرگی ست که میتوان با آن ژست گرفت قدرت نمایی کرد ….برماست که اگر طرفدار حق و حقیقتیم بر این تاریکی ها و غفلت ها نور بتابانیم و تلنگری قابل توجه زنیم بر این همه بی توجهی بر این ژانر جریانساز و قابل تامل.اکنون هنوز سینماگرانی هستند که به هر وجهی دغدغه مند احیا و زنده ماندن سینمای کودک و نوجوانند هرچند نه بودجه دولتی نصیب تولید در این گونه سینمایی می شود؛نه سرمایه گذار خصوصی پای این سینما می آید و اساسا برایش جذابیت ندارد.نادر آثاری هم که ساخته می شودتحت شرایط بسیار خاص به تولید  می رسد و در عرصه پخش و اکران شانس بسیار ضعیفی برای اکران خوب دارد.وظیفه مدیران سینما با هرگرایش سیاسی ست که ازین گونه نجیب و مظلوم سینما در ایران حمایت کنند و نگذارند چراغ سینمای کودک و نوجوان خاموش شود

#سینمای_کودک

#ژانر _کودک

 

خسرو معصومی:پارسی زبانان نباید فیلم ایرانی را با زیر نویس ببینند

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:خسرو معصومی کارگردان نجیب و توانمند سینمای ایران در مراسم رونمایی آخرین کتابش”سه گانه برف” گفت :پارسی زبانان نباید فیلم ایرانی را با زیر نویس ببینند.در این مراسم که در خانه هنرمندان برگزار شد؛ احمد طالبی نژاد و جواد طوسی به نقد و بررسی فیلم های خسرو معصومی پرداختند.شگفتانه این مراسم چندساعته مجری این برنامه بود که تاکنون هرگز مجری مراسمی نبوده و بواسطه رفاقت چندین دهه ای با معصومی این اجرا را انجام داد؛یارتا یاران؛بازیگر فیلم اجاره نشین ها و اثاری دیگر در تاتر و سینمای ایران.در این مراسم برخی از ناموران سینمای ایران حضور داشتند و این مراسم در فضایی صمیمی و دوستانه برگزار شد.

#سینما

#پارسی

#زیرنویس

#فیلم _ایرانی

غول مسکن را مهار کن رستم

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو. سید مهدی نجفی :در حالیکه رتبه شهر تهران در میان پایتخت های جهان از نظر زیست بهداشت فضای سبز و امکانات رفاهی و … سوم از آخر است ،در میان دویست و خورده ای پایتخت؛ رستم قاسمی که در مجلس فکر می کرد هنوز وزیر نفت است هیچ راهکاری برای مهار تورم بسیار بیش از اندازه مسکن نیاندیشیده و مسیولیت پذیری کافی در این خصوص از خود نشان نمی دهد.شعار نهضت ملی مسکن راهبرد مناسبی برای مستاجران و خریداران بی نوای مسکن نیست.آنهم در شرایط بسیار آسیب زده اجتماعی اقتصادی مردم ایران.گویا وزیر مسکن در خود هیچ وظیفه ای احساس نمی کند که در قبال تورم بسیار نجومی خانه در یکیال اخیر پاسخگو باشد و مردم بی نوا تاکی باید این همه بی برنامگی وزیری که در ذهنش هنوز نفتی فکر میکند را شاهد باشند؟

بازگشت کرونا؛کابوسی برای ایرانیان

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو. سیدمهدی نجفی :در حالیکه نزدیک به سه سال از حضور بیماری کرونا در ایران می گذرد و اوج کرونا در ایران کشتار وسیعی به پاکرد، در شش ماه اخیر بواسطه واکسیناسیون عمومی کرونا در ایران فروکش کرده بود اما گرما و حضور مردم در کوی و برزن و ریختن ترس آنها از این بیماری ویروسی دارد سروصدا به پا می کند و روزگذشته چندشهر ایران به رنگ قرمز کرونایی در امد.باید راهکاری اندیشید و جلوی کشتار مردم نجیب و مظلوم ایران را گرفت.وزارت بهداشت برنامه خاصی باید به اجرا دراورد که این همه گیری دوباره کابوس ایرانیان نشود.برنامه ای که عملیاتی باشد و جلوی کار و کسب مردم را نگیرد و کادر زحمتکش درمان کوشش بیشتری در نجات جان ایرانیان پیشگیری و درمان کند

اسماعیل شنگله امروز خاکسپاری می شود

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو. سید مهدی نجفی :اسماعیل شنگله بازیگر کهنه کار سینما و تاتر ایران امروز 25تیر 1401 خاکسپاری می شود.این بازیگر توانمند و خاک خورده  که بر اثر کرونا درگذشت ، از جمله بازیگران تاتر جامعه باربد و لاله زار است و بیش از هفتاد دهه در شغل هنرپیشگی به ایفای نقش پرداخت.او در تاتر و تلویزیون آثار قابل توجه و تاملی کارگردانی کرد و بازیگران برجسته ای را پرورش داد.شنگله با وجود توانمندی قابل توجه اش کمتر هنرپیشه نقش اول بود و بیشتر اوقات  نقش های مکمل بازی میکرد یا به او پیشنهاد می شد.این هم از بی انصافی این هنر است که بر اساس توانمندی به هنرمندان نقش پیشنهاد نمی کنند بلکه تیپ و قیافه ملاک اصلی ست.

گل به خودی در سینما؛ با #من _ هم

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو. سید مهدی ملک:  از ابتدای تاریخ سینمای ایران تاکنون؛عده ای بر آنند که سینما و هنر را مطربی بخوانند و امری فاسد.در طول تاریخ سینما این عده گاهی با بهانه هایی توانسته اند به سینما که هنر هفتم است دراین خصوص بتازند و مثال هایی بیاورند اما هرگز نتواسته اند این توهم بزرگ را ثابت کنند.اخیرا عده ای از سر احساس و هیجان و عدم آگاهی کافی از عواقب کارشان کارزاری 800نفری راه انداخته اند مبنی بر # من_هم.بدین مفهوم که به من هم تعرض شده.قاضی نیستیم و در امر حقوق تخصص نداریم اما این را میدانیم که تهمت و اثبات تهمت بدین سادگی ها نیست.باید مدارک ادله وشواهد محکم اورد تا بتوان کسی را در این خصوص متهم و اثبات جرم کرد.خلاصه که از عواقب این حرکت جمعی همین بس که فردی بیسواد بی مطالعه و نا اگاه در همه زمینه ها با این آتو و گل به خودی آنان،از ذوق مرگی اعلام کرده وسعت این فساددر سینما  آنچنان زیاد است که باید هرکسی بدو تعرض نشده است بیاید و اعلام کند.به دیگر سخن این فرد که تمام گفته هایش لاطایل و هرزه گویی ست فرض را بر این قرار داده که سینمای ایران و اهالی اش فاسدند،مگر آنکه خلافش ثابت شود.حال باید ازین جماعت که مبدع و موتور این حرکت بودند پرسید آیا با این شیوه و کارزار به منظور و هدف خود رسیدید؟ آیا هرگز تصور میفرمودید این کارزار باعث اطلاق اینگونه رویکردهای سلبی ، تنگ نطرانه و یکسویه می شود و کل سینمای ایران زیر سوال می برد؟آیا هدف شما دقیقا همین بود؟یا اصلا در مخیله شما هم این باور متوهم تر نمی گنجید؟آیا بهتر نبود در خصوص تعرض و آزار برخی همکاران در همان زمان با شواهد و دلایل کافی در سندیکای مربوطه و یا دادگاه حاضر میشدید و متعرضین را به چالش کشیده و جلوی رفتار گستاخانه شان را می گرفتید؛تا اینکه با راه انداختن این کارزار ، دامان سینما را نزد دشمنان قسم خورده آن،با اتهامی بزرگ و واهی لکه دار کنید؟ کاش در امضا و مطالبه گر بودن اینگونه کارزار ها از روی هیجان و احساس رفتار نکنیم و به همه عواقب سیاه و سفید آن بیاندیشیم.

#جنبش_من _هم

#سینما

#تعرض_ و_آزار_جنسی

رایتل سیم کارت شما را می سوزاند تا به خودتان بفروشد

بنا به گزارش های رسیده مردمی اخیرا شرکت رایتل به بهانه های واهی سیم کارت مردم را می سوزاند تا با مراجعه مردم؛همان سیم کارت را به صاحبش دوباره بفروشد.اسم این کار مشخص است که چیست.جادارد وزیر ارتباطات به این شیوه غیر انسانی و تعرض به حقوق شهروندی ورود کرده و جلوی این اجحاف به مردم نجیب و شریف ایران را بگیرد

#رایتل

#سیم کارت

#سوزاندن

#خرید مجدد سیم کارت

بلیط را ارزان کنید؛ مردم با سینما آشتی می کنند

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو. سید مهدی ملک:  ریزش ده ملیون نغری مخاطب سینما در ایران موضوع ساده ای نیست.کرونا بهانه ای شد تا برخی سودجویان ودلالان ،سو استفاده کنند و به بهانه تورم قیمت بلیط سینما را به میزانی برسانند که سینما رفتن به تفریحی لوکس برای خانوار ایرانی تبدیل شود؛آنهم در شرایطی که مردم شریف و نجیب ایران با نان سهمیه بندی روبرو هستند و زنده ماندنشان خدایی ست.از آنجا اقتصاد سینما در ایران غالبا ویژه خواری ست و معمولا سود قبل از اکران به تهیه کنند گان صوری می رسد و بسیاری از تهیه کنندگان نیازی به فروش در گیشه برای رسیدن به سود و سرمایه شان نداردند افزایش بی ملاحظه بلیط سینما باعث قهر بسیار جدی مردم عادی و حتا طبقه متوسط با سینما شده است.اکنون به طور متوسط برای یک خانوار ایرانی سینما رفتن و کمی خوراکی خوردن دست کم چهارصد هزارتومان خرج دارد.این در حالی ست که قیمت بلیط سینما به میزانی افزایش یافته که سینما رفتن موضوعی لوکس و غیر ضروری شده است. واجب به نظر می آید که مدیریت سینما ،سینماداران و تهیه کنندگان باید با هم اندیشی لازم فکری برای ارزان کردن بلیط سینما کنند تا مردم با سینما آشتی کنند و توان مالی سینما رفتن بیابند

#قهرمردم با سینما

#بلیط ارزان

#آشتی مردم با سینما

#بلیط ارزان

تاتر را دریابید/غلامرضا عربی

آنقدر وضعیت مالی تاتر خراب است که شاید از هر غیر تاتری درمورد آن سوال شود میتواند پاسخی به این سوال بدهد که از واقعیت ماجرا دور نیست.
به رغم فشارهای موجود اقتصادی در جامعه،اهالی تاتر هنوز در حال احیای جسم نیمه جان این هنر مظلومند. برای احیای تاتر کار به تنفس مصنوعی رسیده اما هیچ مسئول سیاستگزاری تلاشی برای برون رفت از این بحران از خود نشان نمیدهد.تاتر میمیرد اگر به دادش نرسیم.در تمام نقاط جهان تاتر حتی در بخشهای خصوصی مورد حمایت دولتهاست.اینجا اما حتی نمایشها در بخشهای دولتی هم از حمایت مالی برخوردار نیستند.مگر نمایشهایی با مختصات مشخص و تعریف شده.این بخش بندی خلاقیت را از تاتر میگیرد و اکوسیستم فضای تاتر را برهم میزند.
تاتر هنریست که از دل اتفاقات و دگرگونیهای جامعه برمی خیزد و حرف آدمهای جامعه خود رابیان میکند و خود مسیر خود پیدا میکند.تاتر زبان بی زبانی نقد روزگار خویش است. شاید به شکل بیرونی هیچ مخالفتی با تاتر اندیشمند نباشد اما همین عدم توجه به این بخش ممکن است آسیبی جبران ناپذیر به تاتر معنا گرا و مردمی وارد کند.
از بدو شروع تولید تاتر هیچ حمایتی دیگر در هیچ بخشی دیده نمی شود…از پلاتوهای خصوصی با اجاره های سنگین گرفته تا هزینه های سرسام آور اجرا.هنر که توجیه اقتصادی نباید داشته باشد.
انتظارِ داشتن توجیه اقتصادی از تاتر انتظاریست واهی. هنر بنگاه اقتصادی نیست.حمایت از تاتر سرمایه گذاری برای کاهش ناهنجاری در هر جامعه ای است. گزارشی از بخش اقتصادی یک تاتر را بررسی کنید تا به عمق فاجعه پی ببرید.برای مثال نمایش شهادت پیوتر اوهه که ما اجرا کردیم…چیزی نزدیک به ۶ برابر درآمد خودش هزینه در بر داشته…این به معنای شکست این پروژه نیست چرا که در بخش هنری با استقبال فراوان مواجه بوده اما در بخش اقتصادی نه….در طول اجراهای این نمایش به یک باره تورم سیر ناگهانی صعودی رابه خود میبیند، بعد از چند روز تعطیلی های وفات و بعد از آن رحلت امام(ره) در نیمه خرداد را تجربه میکند…چندی بعد ساختمان متروپل ریزش میکند و بعد از آن قطار از ریل خارج می شود…..مدام حوادثی که منجر به عزای عمومی جامعه می شود را در مسیر اجرا تجربه میکند و در نتیجه ی این امر بازدهی اقتصادی کاهش میابد آنهم برای اجرائی که ۴ سال از درخواست برای اجرای آن میگذرد و دیگر نمی شود برنامه اجرائی آن را تغییر داد.
این اتفاق برای تمام اجراهای همزمان این نمایش هم وجود داشته ، دارد و همواره ممکن است که بوجود آید اما جان کلام اینجاست که چرا باید یک گروه تاتری دغدغه گیشه داشته باشد؟
این نگرانی اصل و ریشه و فلسفه اجرای نمایش را دچار چالش میکند.
به قول حضرت حافظ : کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد؟ و کماکان خاطر اهالی تاتر از این وضعیت حزین است.
برای تولید تاتر اولین سوال در ذهن گروه اجرایی اینست. آیا اجرا میفروشد؟ و رسالت تاتر در این میان در لایه هایی دورتر و در اکثریت موارد حتی نادیده گرفته میشود چون تاتر مجبور است برای پیدا کردن توجیه اقتصادی ، تغییراتی اساسی در ساختارِ شکل و محتوائی خود ایجاد کند و این خطر است،خطر.
تاتر را دریابید.
آقایان مسئول ، دست تاتر را بگیرید که امروز بخشی از نیاز و درمان این جامعه فسرده را تاتر میتواند مرهم باشد.
تاتر را دریابید.
این صدای خس خس نفسهای آخر است.
تاتر را دریابید.

#پاایگاه_خبری_تحلیلی_نگاتیو

#تاتر

#تاتر_را_دریابید