خانه وبلاگ صفحه 49

هیات اعمال سلیقه یا انتخاب؟؟؟

بدون شک یکی از معضلات بزرگ سینما در ایران نحوه انتخاب اعضای هیات انتخاب برای جشنواره هاست.این معضل، بخصوص در جشنواره هایی که کمیت عظیمی متقاضی دارد چالش برانگیز تر است. از انجا که این وظیفه مهم کار سخت و طاقت فرسایی محسوب می شود چرا که باید تعداد بسیاری فیلم را ببینند و درباره انها داوری کنند؛پس معمولا توسط مدیران، افرادی انتخاب می شوند که به نسبت سطح کیفی هیات داوران آن جشنواره پایینتر هستند در حالیکه این هیات انتخاب است که با دست پختشان به داوران نشان می دهند که کدام فیلم بهتر است و لایق جایزه؛در نتیجه دقت در چینش و انتخاب این هیات مهم تر از هیات داوری ست اما ازانجا که ما ایرانی ها غالبا عقل مان به چشممان است وهیات داوری در جشنواره ها ویترین یک جشنواره محسوب می شود معمولا مدیران هنر در چینش اعضای هیات انتخاب بسیاری از ملاحظات کیفی متناسب را در نظر نمی گیرندمثلا در جشنواره حقیقت در اکثر موارد ترکیب چینش اعضای هیات انتخاب ترکیب جامع و عادلانه ای نیست چرا که در ارزیابی فیلم مستند از انجا که با واقعیت و حقیقت روبرو هستیم تنها نباید به فیلمسازان بی فیلم در جشنواره یا مدیران بیکار بسنده کرد.به دیگر سخن هیات انتخاب در جشنواره های مستند علاوه بر تسلط بر فن سینما باید دارای مطالعات کافی و وافی در حوزه تاریخ واجتماع باشند تا انتخابشان از روی اگاهی تاریخی یا تسط به دانش جامعه شناسی باشد و صرفا به جنبه های تزیینی هنر بسنده نکنند.متاسفانه این افت بزرگ هرسال و در بیشتر جشنواره های فیلم در ایران اتفاق می افتد.فرم پرستی و گرفتار شدن در رنگ و لعاب ظاهری یک فیلم و عدم توجه کافی به درونمایه یک اثر، بزرگترین افت هیات های انتخاب در جشنواره سینما حقیقت در همه ادوارش بوده است حتا  در سالهای اول که پر از فیلمهای خوب بوده بی عدالتی هایی درباره برخی اثار انجام شده.اکنون اگر بر اسامی اعضای هیات انتخاب کوتاه نیمه بلند و بلند نظری عمیق بیافکنیم به واقع دچار حیرت میشویم که ایا برخی ازین افراد واقعا صلاحیت از بین بردن اثاری درباره مفاخر فرهنگ ما را با اعمال سلیقه محض شان دارند یا نه؟افرادیکه بعضا یک یا دوفیلم بیشتر نساخته اند که انهم اثار مهم و محکمی محسوب نمیشوند و بیشتر با تمسک به یک واقعه یا سوژه هایی که بیشتر در سینمای داستانی جادارد در میان این اسامی دیده میشوند.افرادی که فاقد مطالعات تاریخی اجتماعی برای فهم یک اثرند و تنها مرعوب فرم بزک کرده فیلمها…صد البته منظور ازین سطور زیر سوال بردن برخی اثار ارزشمند در جشنواره نیست بل انکه به این مهم اشاره داریم که بی عدالتی های بسیاری در جشنواره سینما حقیقت به دلیل ترجیح حس به خردورزی در ارزیابی اثار به وفور مشاهده میشود.به دیگر سخن؛متاسفانه اغلب، در انتخاب نهایی اثار حاضر در جشنواره، هیات های انتخاب مرعوب حس شخصی شان به فیلم میشوند و بخصوص اگر به موضوع فیلم علاقه یا شناخت کافی نداشته باشند انتخابشان بر مبنای حس و سلیقه است نه خردورزی و جامع نگری.این آفت درباره اثار تاریخی و فیلمهایی که سوژه شان مفاخر فرهنگی ست درجشنواره سینما حقیقت بسیار تکرار شده و می شود و میتوان گفت جشنواره مزبور قربانگاه اثار تاریخی و مفاخر فرهنگی ست بواسطه عدم دقت در چینش و انتخاب خردورزانه هیات انتخاب.اخر چه میتوان گفت درباره ترکیب هیات انتخابی که متشکل از یک مدیربازنشسته فرهنگی ست که کارنامه ناموفقی داشته. یک فیلمساز با سابقه غیر تخصصی در حوزه هنر و یک جوان جویای نام که خداوند بغل اش کرده و مانندفیلمسازی که کعبه آمالش است واسکار گرفته شانسی؛ خوش شانس محض می باشد و فاقد مطالعه و تجربه کافی در ارزیابی اثار.آقای دبیر جشنواره سینما حقیقت؛ مهم ترین بخش جشنواره ات را با دست فرمان چه کسانی هدایت کردی که حاصل انتخابشان فقط مرعوب نام و شهرت شدن برخی فیلمسازان خوشنام است به قیمت بی عدالتی درباره فیلمسازان دغدغه مند تاریخی و اجتماعی؟؟؟حالا ما هرچه بگوییم درس و عبرت نمیشود اما با این جمله میتوان سخن را به پایان برد که استفاده از منتقدان سینما که مطالعه کافی دارند و در شناخت فرم نیز کارشناس اند بدلیل جغرافیای فکری عمیق و وسیع شان در ارزیابی اثار این تاسف و آفت همیشگی که منجر به بی عدالتی محض و از بین رفتن اثار دغدغه مند مستند میشود را میتوان جبران کرد.کاش این درد کهنه شنیده شود و مدیران این افت بزرگ را چاره ای اندیشند 

جایزه پژوهش راهی برای افزایش مطالعات تطبیقی در سینماست

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: رییس شورای سیاستگذاری جایزه پژوهش سال سینمای ایران تاکید کرد هدف این جایزه بهبود روابط سینمای ایران با سایر حوزه‌هاست.به گزارش روابط عمومی سومین دوره جایزه پژوهش سال سینمای ایران، نشست خبری این جایزه با حضور محمود اربابی (معاون توسعه فناوری و مطالعات سینمایی و رییس شورای سیاست گذاری جایزه)، اعظم راودراد (دبیر سومین دوره جایزه پژوهش سال سینمای ایران) و محمدحسین لواسانی (مدیر روابط عمومی جایزه) در پژوهشکده موزه سینما برگزار شد.
اعظم راودراد در ابتدای این نشست گفت: جایزه پژوهش سال سینمای ایران برای سومین سال متوالی در حال برگزاری است، ما امسال چهار حوزه برای مسابقه داریم که عبارتند از پایان‌نامه‌ها، مقالات علمی و پژوهشی، پژوهش‌های آزاد و حوزه چهارم که امسال برای نخستین بار به جایزه افزوده شده است پژوهش‌های بصری است که باید موضوع فیلم‌ها سینمای ایران باشد و زمان‌شان 30 دقیقه باشد.
او ادامه داد: «88 اثر به دبیرخانه رسیده است که از هفته آینده مورد داوری و قضاوت قرار می گیرند. که شامل 16 مقاله پژوهشی و 13 مقاله مستقل و 54 پایان نامه می‌شود.
سپس محمود اربابی درباره پژوهش در سینمای ایران گفت: مسئله پژوهش در سینما در طی سه سال اخیر شکل و شمایل مطلوب‌تری گرفته است، رویکرد جایزه نگاه علمی و پژوهشی به مقوله سینماست و در طی دو سال اخیر روند بهتری به خود گرفته است و آثار آن را در سینمای کشور مشاهده می‌کنیم.او ادامه داد: سازمان سینمایی مجموعه فعالیت‌هایی که ابتدا متولی ندارد و انگیزه‌ای برای آغاز آن نیست را در دستور کار خود قرار می‌دهد و سپس در طول زمان افراد یا سازمان‌هایی که ساختار عمومی‌تر دارند و امکان برگزاری آن رویداد را دارند را در اولویت برگزاری قرار می‌دهد. به همین دلیل خود را آماده کرده‌ایم که جایزه چهارم پژوهش سال سینمای ایران را خانه سینما به عنوان نهاد صنفی سینمایی برگزار و اجرا کند.
برگزاری نشست‌های تخصصی در حاشیه جایزه
راودراد سپس درباره نشست‌های جشنواره، بیان کرد: در حاشیه برگزاری جایزه ما نشست‌هایی را در نظر گرفته‌ایم که در آن کارشناسان سینمایی، علوم انسانی و اجتماعی حضور دارند تا موضوعات را از منظر سینما، علوم انسانی و اجتماعی بررسی کنند. مسئله‌ای که نشست‌ها را بیشتر تقویت می‌کند، جایگاه مباحث میان رشته‌ای در این نشست‌هاست و سه نفر از رشته‌های مختلف و یک نفر از حوزه سینما در نظر گرفته شده تا درباره اینکه رشته‌های دیگر چطور می‌توانند باعث گسترش سینما شوند، به گفت و گو بپردازند.
او ادامه داد: ما 54 پایان‌نامه را از موسسات آموزشی و دانشگاه‌ها دریافت کردیم که بیشتر متمرکز بر مقطع کارشناسی ارشد است.
اربابی در ادامه درباره پایان‌نامه‌های ارسال شده به جایزه پژوهش سینمایی، توضیح داد: واقعیت این است که 54 پایان‌نامه در خصوص سینمای ایران عدد قابل توجهی است، جایزه در نظر دارد پژوهش‌هایی که در حوزه سینمای ایران انجام شده است مورد توجه قرار بگیرد، نکته دیگر این است که دانشجویان رشته سینما، پژوهش هنر و علوم اجتماعی بیشترین دغدغه را درباره نگارش پایان‌نامه درباره سینمای ایران دارند.او تاکید کرد: نکته دیگر که باید بیان کنم سازمان سینمایی از پایان نامه‌هایی که درباره سینمای ایران در سطح کارشناسی ارشد و دکتری تهیه شود حمایت می‌کند، این حمایت در دوره دکتری پنج میلیون تومان و دوره کارشناسی ارشد سه میلیون تومان است اما متاسفانه صاحبان این 54 پایان‌نامه برای بهره بردن از این امکانات مراجعه نکردند.
راودراد در پاسخ به پرسشی درباره اهداف جایزه پژوهش سینمایی بیان کرد: هدف اصلی ما ارتقا و رشد سینمای ایران به طور کلی است اما امسال با ورود بحث میان رشته‌ای و حضور کارشناسان خواستیم نشان دهیم سینماگران تنها به توان سینمایی خود نباید اتکا کنند و علوم مختلف می‌توانند در گسترش و توسعه سینما نقش داشته باشند و باید مورد توجه قرار بگیرند. پژوهش بصری هم که امسال به بخش‌ها اضافه شده است بستری برای ایجاد تعامل و تفاهم را با ساخت آثار بصری فراهم می‌کند.
تلاش برای بهبود تعامل سینما با سایر حوزه‌ها
اربابی هم درباره اهداف این جایزه گفت: اهداف جایزه پژوهش یک شکل عام دارد که هر سال تکرار می‌شود یا به هم پیوسته می‌شود چون نمی‌توانیم یک هدفی را از فعالیت پژوهشی منتفی کنیم چرا که ممکن است رویکرد جدیدی را در پی داشته باشد. هر سال با توجه به اتفاقات یکسری مسایل اهمیت پیدا می‌کنند به عنوان مثال تعامل سینمای ایران با سایر حوزه‌ها ضعیف است و تنها سینمای اجتماعی و سینمای کمدی در ایران دارای جایگاه هستند و دیگر انواع و ژانرهای سینمایی مورد توجه قرار نمی‌گیرند.
او افزود: جایزه پژوهش از طریق افزودن اهداف جدید به اهداف پیشین خود این جالی خالی را پر و توجه سینماگران را به موضوعی جلب می‌کند، بحث تعاملات میان رشته‌ای در حوزه‌های فلسفه، اقتصاد، روانشناسی و … مسئله‌ای است که برای سینمای ایران مهم است و امسال مورد توجه قرار گرفته است. نکته مهم دیگر ابزار پژوهشی است، با توجه به پیشرفت فناوری و تکنولوژی هنوز ما ابزار پژوهشی را در پرسش نامه و … می‌بینیم اما استفاده از فیلم در این دوره در پژوهش سینمایی فرصتی را برای به کارگیری ابزار جدید پژوهشی فراهم می‌آورد.رییس شورای سیاست گذاری جایزه پژوهش سینمایی تاکید کرد: پژوهش‌ها چون کاربردی و مرتبط با مسئله سینمای ایران است، تاثیر دانشی دارد، به عنوان مثال ما در مورد تاثیرات اجتماعی فیلم‌ها در شکل دادن به نوع تفکرات، تصورات و سلایق مخاطب کار می‌کنیم و سینماگران ما با استفاده از این تحقیق می‌توانند سبک و سیاق فیلمسازی خود را متناسب با ویژگی مخاطبان تغییر دهند. البته اندازه گیری و تعیین متر و معیار آن چندان آسان نیست و این آسیب‌هایی است که ما داریم، اما جایزه پژوهش و سازمان سینمایی باید تلاش کند تا فضای تعاملی را در جامعه ایجاد کند.
راودراد سپس در پاسخ به چگونگی دسترسی داشتن به پایان‌نامه‌ها و مقالات راه‌یافته به ‌جایزه گفت: سازمان سینمایی پژوهش‌هایی که برتر شده‌اند را در سایت منتشر کرده است و هرکس بخواهد می‌تواند آن‌ها را مطالعه کند. نکته دیگر اینکه سه پایان‌نامه که سال گذشته جایزه گرفتند امسال در مجموعه نشست‌ها قرار است عرضه شده و نقد و بررسی شوند. البته جایزه جوان است و مدت زمانی را نیاز دارد تا شناخته شود تا پژوهشگران بتوانند آن را بشناسند و آثار خود را برای شرکت در آن ارسال کنند.
تلاش برای متمرکز کردن پژوهش‌ها بر سینمای ایران
دبیر جایزه پژوهش سینمای ایران بیان کرد: تاثیری که پژوهش‌های سینمایی مختلف می‌تواند بر سینما داشته باشد، این است که توجه پژوهشگران را از سینمای خارجی به داخل ایران متمرکز کند. ما امروز می‌بینیم بسیاری از دانشجویان علاقه‌مند به تحقیق و بررسی درباره فیلم‌های سینمای جهان هستند در حالیکه تحقیقات لازم توسط پژوهشگران خارجی انجام شده است، مسئله‌ای که درباره سینمای ایران انجام نشده است و به نظرم بهتر است توجهات را به داخل سینمای ایران متمرکز کنیم تا از لحاظ مختلف به تحقیق بپردازیم.
او اضافه کرد: این اتفاق یک انگیزه را درباره تحقیق و پژوهش درباره سینمای ایران فراهم می‌کند که در سال‌های آینده می‌توانیم شاهد آن باشیم. بیشترین تحقیق مربوط به حوزه علوم انسانی است چون فضای کار پژوهشی بیشتری دارد اما سایر رشته‌ها سینمای جهان و هالیوود را ممکن است از سینمای ایران مهم‌تر بدانند، امیدوارم شاهد تغییر این نگاه باشیم.
اربابی در پاسخ به اینکه چه تعاملاتی با دانشگاه‌ها انجام شده است، توضیح داد: ما از جایزه اول پژوهش سینمایی توافق‌نامه‌ای را با همه دانشگاه‌هایی که مرتبط با سینماها هستند منعقد کردیم مانند دانشگاه هنر، سوره، صداوسیما و … و آمادگی خود را برای پشتیبانی‌هایی که برای فعالیت‌های پژوهشی باید انجام شود اعلام کردیم، این پشتیبانی شامل چاپ، هزینه‌های تحقیق، نشست‌ها و … می‌شود. واقعیت این است که مهم‌ترین چالش در این زمینه نزدیک کردن افکار کسانی است که در این حیطه موثر هستند، من به عنوان کسی که استاد راهنمای پایان‌نامه‌های زیادی بودم دیدم همیشه بین دانشجو و خواستگاه پژوهش‌ها فاصله زیاد است. ما تلاش کردیم فرایندی را ایجاد کنیم تا به جدی شدن مقوله پژوهش در سینمای ایران بینجامد.
راودراد هم تاکید کرد: ما جلساتی را با اساتید دانشگاه‌های مختلف برگزار کردیم تا نظرات خود را درباره جایزه مطرح کنند، موضوع پیشنهاد دهند و درباره چگونگی تعاملات سینما با حوزه های مربوطه نظر دهند. در طول زمان وقتی این اتفاق ملکه ذهن فعالان سینمای ایران شود که جایزه‌ای هم در حوزه پژوهش برگزار شود، می‌تواند به رشد سینما کمک کند.
جایزه پژوهش فعالیت تحقیقی است
اربابی همچنین بیان کرد: جایزه پژوهش سینمای ایران یک فعالیت تحقیقی است اما معاونت توسعه سینمای ایران این تعامل را با تمامی دانشگاه‌ها دارد تا مسئله سینمای ایران را از طریق دیدگاه‌ها، نگرش‌ها و … دنبال کند. یکی از آسیب‌های جایزه پژوهش نبود میل و رغبت در پژوهشگران است، ما ابتدای هر سال اولویت‌های پژوهشی را نسبت به اهداف خود اعلام می‌کنیم، در آغاز بهار 98 84 موضوع را اعلام کردیم و تا الان حدود 95 تا 100 درخواست ارائه شده است و برای اینکه در پروسه تحقیق دچار مشکل نشویم مبنا را بر موضوع گذاشته‌ایم. اصلی‌ترین مشکلی که داشتیم نبود تناسب بین دغدغه‌های ذهنی با نیازهای سینمای ایران است، یکی از جدی ترین نیازهای سینمای ایران امکان حضور در بازارهای بین المللی است و باید یک بستری فراهم شود تا پژوهشگرانی را برای انجام این هدف پیدا کنیم و به چند الگوی مشخص برسیم تا براساس آن رفتار آزمایشگرانه خود را انجام دهیم.
او افزود: با توجه به اینکه نزدیک به سه سال است این فعالیت را دنبال می کنم اما نتیجه مثبتی ندارد و فکر می‌کنم دلیل عمده آن هم نبود پژوهشگر حرفه‌ای است، بسیاری از افراد در کنار سایر کارها به پژوهش هم می‌پردازند و این مسئله فضای پژوهشی را با آسیب مواجه می کند. ما از هر پایان نامه‌ای که درباره سینمای ایران باشد حمایت می‌کنیم. طبیعی است وقتی پایان‌نامه وجه کاربردی داشته باشد بیشترین حد حمایت را دریافت می‌کند و وقتی نظری و تئوری باشد یا سینما مسئله اصلی آن نباشد حداقل حمایت مالی را دریافت می‌کند. مشکل اصلی ما مراجعه نکردن پژوهشگران است که شاید ناشی از نبود اطلاع باشد.
بودجه 250 میلیون تومانی جایزه
رییس شورای سیاست گذاری جایزه پژوهش سینمایی درباره بودجه این جایزه توضیح داد: واقعیت این است که جایزه پژوهش هزینه چندانی ندارد و پیش بینی بودجه این جایزه حدود 250 میلیون تومان است که بخش اعظم آن مربوط به جوایز است. ما از 300 میلیون تومان آغاز کردیم و در حال صرفه جویی هستیم تا بیشتر متمرکز بر اصل حوزه پژوهش باشیم، البته به نظر من این مبلغ قابل قبول است. نکته دیگر اینکه سازمان سینمایی نقشی در این بودجه ندارد و اگر فعالیتی صورت نگیرد به خزانه کشور باز می‌گردد.
نبود رشته مطالعاتی در حوزه دانشگاهی سینما
او همچنین درباره وجود سامانه‌ای جهت دسترسی به مقالات دانشجویان گفت: ما آمادگی لازم را جهت چاپ مقالات و پایان‌نامه‌ها در قالب کتاب داریم. ضمن اینکه پایان نامه‌ها در سامانه ایران داک قابل دسترسی است و خود سامانه‌های دانشگاه‌ها هم امکان دسترسی به پایان نامه را فراهم می کنند. هیچ مانعی برای فعالیت علاقه‌مندان به حوزه پژوهش سینمایی وجود ندارد، بخش عمده فعالیت پژوهشی توسط پژوهشگران علوم اجتماعی انجام می‌شود اما مشکلی که وجود دارد آن‌ها می‌خواهند از نگاه خود به حوزه سینما نگاه کنند، مسئله ما سینماست تا از دنیای سینما هر کس وارد حوزه‌های دیگر شود. این برای فارغ التحصیلان و پژوهشگران اولویت ندارد و برخی اوقات آگاهی کامل را به مسایل ندارند. در واقع همه فارغ التحصیلان سینما ابتدا برای فعالیت هنری وارد دانشگاه شدند و هیچ رشته مطالعاتی در حوزه سینما نداریم. تعداد خیلی کمی از این افراد تبدیل به آدم‌هایی می‌شوند که علاقه پژوهشی دارند و این وضعیت کار پژوهشی را سخت کرده و ما در همه جلسات می‌خواهیم این دو فضا را به هم نزدیک کنیم. در واقع این تفاوت نگاه پاشنه آشیل ماست و باید مقالات را بر مبنای پژوهش سینمایی انجام شود، دوستان اگر می توانند در اشاعه و بیان این حوزه به ما کمک کنند.
توجه به ارتباط مخاطبان با سینما
او درباره نتایج تحقیقات در حوزه اکران سینماها و بهبود اوضاع آن، پاسخ داد: «در خصوص مقوله اکران که جزو مسئله اساسی سازمان سینمایی است، یکی از اولویت‌های سازمان سینمایی در دوره آقای حیدریان و دوره جدید اخذ سهم از بازارهای جهانی بود، این مسئله الزاماتی را نیاز دارد و سازمان سینمایی سه پژوهش انجام داده است، ما در این پژوهش‌ها ما از روش‌های تطبیقی که فیلم را اکران کنند و در ارتباط مخاطب با سینما موثر باشند استفاده کرده‌ایم و مهم‌ترین دستاورد این پژوهش‌ها برای سینمای ایران افزایش سهم سینمای ایران در زمینه تولید مشترک و بازارهای جهانی است. تولید مشترک خود الزاماتی دارد که مهم‌ترین آن مسایل حقیقی و حقوقی است.
اربابی همچنین گفت: «ما تدابیری را برای تحقیقات و پژوهش‌های بومی و مرکز گریزی انجام داده‌ایم و به عنوان مثال امسال پایان نامه‌هایی از منطقه سیستان و بلوچستان داریم اما نکته این است که می‌بایست اطلاعاتی را درباره مناطق داشته باشیم.

آقای ریس جمهور:جمع کنید بساط تجزیه طلبان را

اقای رییس جمهور؛عده ای در پوشش هواداری مدتهاست در اذر ابادگان پرچم بیگانه بر باد می وزند لاطایلات تجزیه طلبی سر می دهند و این تاج بی شهامت  و مقتصد تاب آن ندارد تا با انها برخورد کند.او تنها زورش به مردمی ترین باشگاه ایران می رسد و تا می تواند به پرسپولیس پرهوادارترین باشگاه آسیا در نبود عقل سلیم در ارکان فدراسیون فوتبال ظلم میکند و دل مردم را خون کرده است.حالا که نمیشود اورا عوض کنید تا فیفا شمارا به دخالت سیاست در فوتبال متهم نکند و فوتبال را تعلیق نکند لااقل بر رفتارهای ظالمانه و بی شهامت فدراسیون نشینها نظارت کنید و این جماعتی که نه فوتبال دوستند و نه فوتبال میفهمند را از میادین ورزشی اذرابادگان دور سازید.ایران تمدنی بسیار فراتر از چندهزار سال به گونه های نژادی مختلف دارد و زندگی مسالمت امیزی دارند.دیار ستارخان و باقرخان که سر بر ره ازادگی دادند پربها تر از انست که این لکه های ننگ را بر تارک نام خود ببیند و با اینها شناخته شود.غیرت ترک مردان غیور در مواجهه با صدام مثال زدنی تر ازین حرفهاست.این اوباش بیسواد و بی غیرت را جمع کنید.فوتبال دوستان اصیل ایرانی هرگز بی غیرتی در مرامشان نیست اینها خاینینی اند که به اسم هواداری از فلان تیم سودای پیوستن به استان های جدا شده از ایران را دارند.چندسال است دارند به فوتبال خیانت میکنند و این فدراسیون ظالم  پول دربیار از تیم های مردمی اصلا وجود انرا ندارد که به برخورد با این بی غیرتان فکر کند چه برسد به اینکه بخواهد با انها برخورد جدی کند اقای روحانی اینها دارند دامان فوتبال دوستان را چرک میکنند.لطفا دستور عاجل دهید با با شیوه های کاملا معقول شناسایی و بدور از میادین ورزشی باشند.اهالی فوتبال ایران پاک تر از انیند که لکه ننگین خیانت به وطن بر انها بچسبد.کمیسیون با کارگروهی را مامور شناسایی و برخورد با این عده خاینین کنید و فوتبال ایران را از شر این بی غیرتان پاک سازید

دویست سینماگر به نبود امنیت شغلی، ممیزی مضاعف، روند طولانی صدور مجوز، قاچاق فیلم‌ها و سرمایه‌های مشکوک اعتراض دارند

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو؛ ۲۰۰ سینماگر با امضای بیانیه‌ای ۱۰ ماده‌ای به نبود امنیت شغلی، ممیزی‌های زیاد، روند طولانی دریافت مجوز، قاچاق فیلم‌ها، ورود سرمایه‌های مشکوک و سوءاستفاده از ارزش‌ها به بهانه‌ی فیلم ارزشی اعتراض دارند. به گزارش نگاتیو، بیش از ۲۰۰ سینماگر با امضای بیانیه‌ای مشترک اعتراض خود را به نبود امنیت شغلی، ممیزی‌های زیاد، روند طولانی دریافت مجوز، قاچاق فیلم‌ها، ورود سرمایه‌های مشکوک و سوءاستفاده از ارزش‌ها به بهانه‌ی فیلم ارزشی مطرح کردند.سینماگرانی همچون بهرام بیضایی، ناصر تقوایی، پرویز کیمیاوی، جعفر پناهی، مسعود جعفری جوزانی، ابوالحسن داوودی، خسرو معصومی، محمد رسول اف، حسن برزیده، عزیز‌الله حمیدنژاد، علی مصفا، سعید روستایی، رویا تیموریان، مسعود رایگان، فردین خلعتبری، جمال ساداتیان، نیکی کریمی، حمید فرخ نژاد، نوید محمدزاده و مهتاب نصیرپورمتن بیانیه را امضا کرده‌اند.بیانیه مذکور بدین شرح است :ما سینماگران، گروهی نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده، بازیگر و طیفی از نیروی انسانی با تخصص‌های گوناگون و دست‌اندرکار هنر و صنعت سینما هستیم که برای آفریدن یک اثر در قالب فیلم مستند، داستانی یا انیمیشن فعالیت می‌کنیم. اما سال‌های سال است موقعیت حرفه‌ای ما مورد هجوم و آسیب قرار گرفته است.

۱. ما امنیت شغلی نداریم، بسیاری از همکاران ما به دلیل سیاست‌های تصمیم‌گیران، همواره با بیکاری‌های درازمدت روبرو بوده و هستند. برخی فیلم‌سازان به خاطر ساختن اثری انتقادی، محکوم به زندان، ممنوعیت خروج از کشور و یا با ممنوعیت‌ کار روبرو شده‌اند. تبعیض‌های آشکار در توزیع فرصت‌ها و امکانات‌، اختناق و سانسور، موجب مهاجرت ناخواسته‌ی شماری از سینماگران شده است.

۲. ما نه تنها امنیت نداریم که ایده‌ها و فیلم‌هایمان نیز به علت نداشتن قانون جامع و کامل در زمینه‌ی حق مالکیت فکری امنیت ندارند و توسط کاربران ناآگاه و دزدان در اینترنت و در برخی شبکه‌های ماهواره‌ای و خانگی مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرند.

۳. فیلم‌های ما نه تنها از دست دزدان در امان نیستند بلکه طی سالیان متمادی با تعدد مراکز تصمیم‌گیری برای سینما روبرو بوده‌ایم و همواره از طرف قوای مجریه، مقننه و قضائیه و نیز نهادهای صاحب نفوذ و جریان‌ها و افراد به ‌اصطلاح خودسر، فیلم‌های بسیاری توقیف و سانسور شده‌اند.

۴. سانسور و مراحل دریافت مجوز برای هر بار ساختن فیلم، تبدیل به دیواره‌ای مرگبار شده است. شوراهای پروانه ساخت و پروانه نمایش در وزارت ارشاد، همواره با نگاه سلیقه‌ای و ایدئولوژیک، فیلمسازان را پیش و پس از تولید، ناگزیر به دستکاری در شکل و محتوای آثارشان می‌کنند. این آثار، ماه‌ها و سال‌ها در چنگال توقیف و سانسور گرفتار می‌شوند و گاه به حبس سرمایه‌های معنوی و مادی سینماگران تا زمان نامعلومی می‌انجامد. برخی آثار با وجود داشتن پروانه ساخت و حتی پروانه نمایش، توقیف می‌شوند. سیاست‌های کنترل محتوا تا جایی است که صاحبان‌ سرمایه امنیت لازم برای سرمایه‌گذاری در صنعت سینما را ندارند.

۵. ما در عرضه‌ی فیلم‌هایمان هم امنیت نداریم. برخی نهادها اغلب سالن‌های سینما را در اختیار دارند و همواره فیلم‌ها را با دیدگاه سلیقه‌ای و رانتی به نمایش ‌درمی‌آورند.

۶. مقررات، مصوبات و آیین‌نامه‌های دولتی طوری تنظیم شده‌اند که اشتغال به کسب و کار سینمایی را نه یک حق انسانی که یک امتیاز به شمار آورده است. بهره‌برداری از این‌ شیوه، سلب حقوق انسانی فیلم‌سازان است.

۷. دخالت آشکار و پنهان دولت‌‌ و دیگر نهادها در زیرساخت‌ و عملکرد اصناف سینمایی، باعث شده است فعالیت‌های صنفی سینماگران فاقد استقلال لازم باشند، تداخل و تشتت در حوزه‌های تصمیم‌گیری و دخالت برخی قوا در عملکرد مجری قانون، ناتوانی قوه‌ی مجریه را دوچندان کرده است.

۸. حمایت دولت و نهادهای سینمایی در زیرمجموعه‌ی وزارت ارشاد و دیگر ارگان‌های خاص از آثار سینمایی به گونه‌ای بوده است که فیلم‌هایی با محتوای نازل یا پروپاگاندای خاص سهم بیشتری در اشغال پرده‌های سینما داشته‌ و کمتر جایی برای آثار دیگر سینمایی باقی می‌ماند.

۹.سرمایه‌های مشکوک از طریق اشخاص و گاه با حمایت برخی نهادها وارد سینما شده و موازنه‌ی اقتصاد طبیعی میان دو سوی تولید و عرضه را برهم زده و تهیه فیلم را در انحصار گروهی خاص درآورده است. در این شرایط، نهادهای نظارتی در دولت‌های گوناگون تنها نظاره‌گرند.

۱۰. سوءاستفاده از ارزش‌ها به بهانه‌ی فیلم ارزشی و به قصد تصاحب سرمایه‌های عمومی و ایجاد رانت‌های هنگفت برای نهادها و افراد خاص، اغلب محل درآمدی برای کسانی است که تنها خود و افکارشان را ارزشمند می‌پندارند. این دست افراد و نهادها برای گرفتن رانت‌های بیشتر، به تخریب و زدن انگ‌های ایدئولوژیک به فیلم‌های مستقل روی می‌آورند تا آن‌ فیلم‌ها را از چرخه‌ی تولید و اکران بیرون کنند.

سینمای ایران بنابر همه‌ی این محدودیت‌ها و موانع از درخشش در عرصه‌های جهانی بازمانده و در داخل هم با ریزش مخاطب روبروست. ما بیزاری خود را از سیاست‌های تفتیش شکل و محتوا به هر نحوی اعلام می‌کنیم و خواهان آزادی بیان و اندیشه هستیم.

اسامی امضاکنندگان بیانیه بر اساس حروف الفبا به شرح زیر است:

مسعود آب‌پرور

عبد آبست

سپیده ابطحی

پرویز آبنار

طهورا ابوالقاسمی

امیر اثباتی

داوود آجرلو

نسیم احمدپور

امرالله احمدجو

محمد احمدی

بهرام ارک

محسن استاد‌علی

آرش اسحاقی

الهام اسحقی

سیاوش اسعدی

نگار اسکندرفر

لاله اسکندری

مهرداد اسکویی

محمد اسماعیلی

اشکان اشکانی

محمد اطبایی

رویا افشار

مهناز افضلی

حسن آقا‌کریمی

مجید آقایی

مینا اکبری

جلیل اکبری‌صحت

مصطفا آل‌احمد

مصطفی امامی

حسین امیری‌دوماری

محسن امیریوسفی

کامیاب امین‌عشایری

مسعود امینی‌تیرانی

محمدجعفر باقری‌نیا

حببب باوی‌ساجد

روح‌الله برادری

مجید برزگر

حسن برزیده

شیرین برق‌نورد

رخشان بنی‌اعتماد

ایمان بهروزی

مهدی بوستانی‌شهر‌بابکی

بهرام بیضایی

فرزاد پاک

ژینوس پدرام

جعفر پناهی

امیر پوریا

ناصر تقوایی

فرهاد توحیدی

امیر توده‌روستا

رویا تیموریان

یلدا جبلی

مانی جعفر‌زاده

حمید جعفری

زهرا جعفری

محمد جعفری

مسعود جعفری منجیلی

روناک جعفری

مسعود جعفری‌جوزانی

محمدرضا جهان‌پناه

پوریا جهانشاد

ستار چمنی‌گل

عزیزالله حاجی‌مشهدی

شادی حاجی‌مشهدی

روح‌الله حجازی

سیروس حسن‌پور

آتبین حسینی

پیمان حقانی

منیژه حکمت

محمد حمزه‌ای

عزیزالله‌ حمید‌نژاد

فرهنگ خاتمی

محسن خان‌جهانی

سهراب خسروی

اشکان خطیبی

فردین خلعتبری

فرزاد خوشدست

نوید دانش

ابوالحسن داودی

شاهرخ دستورتبار

فرید دغاغله

محمد‌رضا دلپاک

محمد راسخ

امیر راضی

عباس رافعی

مسعود رایگان

مهدی رحمانی

محمد رحمانیان

جمال رحمتی

عباس رزیجی

جمیل رستمی

رئوفه رستمی

محمد رسول‌اف

ناهید رضایی

سیدرضا رضوی

امیر‌شهاب رضویان

محسن رمضان‌زاده

امید رنجبر

سعید روستایی

محمدرضا روشن‌قیاس

احسان روناسی

علی رویین‌تن

مرجان ریاحی

آرش رئیسیان

مونا زاهد

علی زمانی‌عصمتی

حمیدرضا زینالی

جمال ساداتیان

سامان سالور

رضا سبحانی

محمدعلی سجادی

کاوه سجادی‌حسینی

کامران سحرخیز

هومن سیدی

میثم شاه‌بابایی

محمد شاهوردی

مژده شمسایی

کتایون شهابی

شهنام شهباز زاده

شاهپور شهبازی

ابراهیم شیبانی

مهوش شیخ‌الاسلامی

محمد شیروانی

مصطفی شیری

ویدا صالحی

جعفر صانعی‌مقدم

ناصر صفاریان

بهتاش صناعی‌ها

احمد طالبی‌نژاد

سیدعلیرضا طباطبایی

محسن ظریفی‌پور

امیر عابدی

علی عابدی

رضا عاطفی

سعید عالم‌زاده

نیما عباس‌پور

نسرین عبدی

محمدرضا عرب

فائزه عزیز‌خانی

بهرام عظیم‌پور

سیدعلیرضا علویان

پدرام علیزاده

مرجان علیزاده

فرود عوض‌پور

نازنین فراهانی

آذرخش فراهانی

حمید فرخ نژاد

فرید فرخنده‌کیش

علیرضا فرخنده‌کیش

مهدی فرد‌قادری

سهیلا فرزاد

مرتضی فرشباف

امیر فرض‌الهی

کاوه فرنام

اصغر فرهادی

علی فرهمند

داود فروغی

مهرداد فرید

اسماعیل فلاح‌پور

محمد فیضی

حجت قاسم‌زاده‌اصل

فرهاد قدسی

محسن قرایی

مرتضا قیدی

محمد کارت

بهرام کاظمی

بهمن کامیار

مهدی کرم‌پور

واروژ کریم‌مسیحی

نیکی کریمی

بابک کریمی

کیوان کریمی

شکوفا کریمی

ابوالفضل کریمی‌اصل

علی کلانتری

علیرضا کهن‌دیری

پرویز کیمیاوی

مجید گرجیان

احمدرضا گرشاسبی

هوشنگ گلمکانی

رضا گوران

رامتین لوافی

سودابه مجاوری

سید‌هادی محقق

نوید محمدزاده

فرشاد محمدی

مهناز محمدی

ابراهیم مختاری

شمیم مستقیمی

ایران مسعودی

مجیدرضا‌ مصطفوی

علی مصفا

سحر مصیبی

بهمن معتمدیان

خسرو معصومی

مریم مقدم

شهرام مکری

اسماعیل منصف

آذر مهرابی

فرهاد مهرانفر

حسین مهکام

فرهاد مهندس‌پور

وحید موسائیان

امیر موسوی

گراناز موسوی

کاظم مولایی

میثم مویینی

محمدرضا مویینی

هدی مویینی

مجتبا میرطهماسب

مزدک میرعابدینی

اسماعیل میهن‌دوست

مهدی نادری

محسن ناظری

سارا نامجو

قربان نجفی

محمدرضا نجفی

مهتاب نصیرپور

رایا نصیری

بهزاد نعلبندی

نقی نعمتی

پریدا نوری‌زاده

سید‌ضیاء هاشمی

مرتضی هرندی

مرضیه وفامهر

محمود یار‌محمدلو

اصغر یوسفی‌نژاد

هارون یشایایی

خطای فاحش پزشکی؛گریبانگیر منتقد سینما

اقای وزیر بهداشت :جمع کنید این بساط را.تا کی باید مردم ایران مورد پاسکاری اقتصادی و تشخیص نادرست برخی پزشکان به ظاهر متخصص باشند برخی ازاین بیمارستان های خصوصی دارند بدون هیچ نظارتی با جان مردم بازی می کنند.اخرین دسته گلشان؛محمد حسین آسایش منتقد وروزنامه نگار قدیمی سینما.فردی که در روزنامه سلام با سرویس سینمایی اش سینمای ایران را به درستی مورد نقد قرار می داد.منتقد فعلی مجله سیاه سفید.دوسالی ست از بیماری دستگاه گوارش رنج می برد و اخیرا تشخیص و عمل دیرهنگام یک غده که پس از عمل به دلیل عوارض ان متوجه می شوند اشتباها دراورده شده این منتقد خوشنام و با صفای سینمای ایران را اسیر کرده واین روزها دچار درد بسیار شدید این عمل و تشخیص اشتباه ست و عوارض این دسته گل او را به بیداد رسانیده.حالا پزشکانی که این عمل اشتباه را مرتکب شده اند و جان این منتقد پاک سینمای ایران را به خطر انداخته اند یک هفته است در کمیسیون پزشکی دنبال چه کنم چه کنیم هستند.اقای وزیر اگر میخواهید پزشکان مزبور دوباره جان یکی از اهالی سینما را بیش ازین به مخاطره نیاندازند و مورد هجمه جامعه سینمای ایران قرار نگیرید بجنبید.اگر جلسات و تشریفات بیهوده اجازه می دهد جان این مطبوعاتی گرامی را از خطر اشتباهات پزشکی بعدی در امان بدارید.اقای وزیر ؛با شما هستیم

امیرفرض اللهی مستند تحسین شده سال را نقد می کند

سردبیر مجله چاپی سیاه سفید امروز بیست و هشتم مهرماه هزارو سیصدو نود هشت ساعت17.30 در سالن ناصری خانه هنرمندان مستند “بهارستان :خانه ملت” با حضور بابک بهداد نویسنده و کارگردان ،پس از نمایش، این فیلم را نقد می کند.این فیلم چند ماهی ست که در گروه هنرو تجربه اکران است و در یکسال گذشته جوایز اخیر را گرفته است؛ تندیس سیمرغ بهترین فیلم مستند جشنواره فجر ۹۷ بهترین مستند آکادمی سینما سینما ۹۷تندیس بهترین فیلم هنر و تجربه جشنواره سینما حقیقت ۹۷ برنده تندیس اراده ملی جشنواره فجر ۹۷ تندیس بهترین پژوهش از جشنواره شهر ۹۸ دیپلم افتخار بهترین فیلم مستند جشن مستقل سینمای مستند ۹۸.این مستند تاریخی حدودهشت سال ساخته شدنش به طول انجامیده و پیرامون تاریخچه مجلس شورای ملی ست.

جایزه کارگردانان ژاپن به آرش اسحاقی

مستند بلند خرامان در سی‌امین جشنواره‌ی یاماگاتای ژاپن جایزه بهترین کارگردانی را از اتحادیه کارگردانان ژاپن دریافت کرد.
این مستند، که در این جشنواره مورد تقدیر امیر نادری نیز قرار گرفت با استقبال چشمگیر ژاپنی‌ها روبرو شد و توانست نظر داوران ژاپنی جشنواره یاماگاتا را به خود جلب کند. مستند بلند خرامان، آبانماه در جشنواره نیو‌اورلئان آمریکا روی پرده می‌رود فیلم خرامان، پیش از این در جشنواره‌ یوتای آمریکا نامزد دریافت جایزه بود. همچنین این مستند، سال گذشته از دهمین جشن مستقل سینمای مستند، جایزه بهترین فیلم را دریافت کرد و نامزد بهترین فیلم بلند در بیستمین جشن بزرگ خانه سینما و نامزد بهترین مستند در دومین آکادمی سینما سینما بود.
عوامل این مستند نویسنده، کارگردان و تدوینگر: آرش اسحاقی تهیه کننده : طلا آزادروش مدیر تولید : مونا شریفی فیلمبردار : آریا آزادروش
صدابردار : علیرضا قناتی پالایش رنگ : رضا تیموری برگردان : حسن شریف‌الدین زیرنویس: رضا تاری‌وردی عکاس : میثاق همایونی روابط عمومی: سپیده حیدرآبادی

منوچهر انور:شوک مرگ آلبر لاموریس از درگذشت مادرم برایم بیشتر بود

آیین نکوداشت هفتاد سال فعالیت هنری منوچهر انور بیست و یکم مهر در خانه هنرمندان برگزار شد.در این مراسم محمد رضا اصلانی سودابه فضایلی مهرداد فراهانی علیرضا ارواحی به ایراد سخن و تحلیل درخصوص ویژگی های برجسته فعالیت های منوچهر انور پرداختند.اکبر عالمی در این مراسم مطول گویی کرد  نظم و تمرکز این جلسه را گرفت اما به همه توصیه می کرد موجز بگویند.محمد رضا اصلانی در مقدمه سخن خوددرباره انور گفت:جامعه ای که تاریخ خود را فراموش کند گمشده تاریخ می شود انور همیشه با وجود سفرهای فراوانش ایرانی مانده و تاریخ و ادبیات را بسیار خوانده است و به دلیل تسلطش به ادبیات، هنر او در گویندگی و نویسندگی برجسته است.پس از این جلسه سه ساعته که با نمایش اثاری از انور همراه بود او بر سن حاضر شد و با حاضران در جلسه به گفت و گو پرداخت.منوچهر انور در پاسخ به سوال یکی از حاضران درباره نویسندگی اش در گفتار متن مستند باد صبا گفت:آلبر لاموریس به من این اجازه را داد که از روی نسخه انگلیسی فیلم گفتار متن بادصبا را به پارسی بنویسم من هم با برداشت ازادی از ان بادصبا را باتوجه به خصوصیات زبانی پارسی گفتار متن این مستند را نوشتم.انور در فرازی از سخنانش گفت :شوک مرگ آلبر لاموریس از درگذشت مادرم برایم بیشتر بود.گفتنی ست فخرالدین انوار که یازده سال سکان سینمای ایران در 40سال اخیر در دستش بود  در این مراسم حضور داشت 

حادثه برای فیلمساز و نظریه پرداز پیش کسوت سینمای ایران

محمدرضا اصلانی نویسنده و کارگردان پیش کسوت سینما در ایران مدتی ست خانه نشین شده.این نظریه پرداز باسواد و فهیم سینما ده روز پیش دچار سانحه شده و اکنون کمر درد او را خانه نشین ساخته است.در این مدت چند سخنرانی و تحلیل فیلم بدین خاطر  لغو شده و یکشنبه اتی در برنامه بزرگداشت منوچهر انور امید است که ایشان حاضر شده و در این برنامه به ایراد تحلیل درخصوص ایشان بپردازد. تحریریه پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو برای او ارزوی سلامتی هرچه سریعتر  می کند

یاکوزایی در قلب پایتخت

درخونگاه،فیلمی که تا اکنون بهترین اثر فیلمسازش محسوب می‌شود؛ حکایت نسل به ژاپن رفته و از سرزمین تابان برگشته که یاکوزاهایی شده‌اند در این شهر که بهشت موجود را برای خود بسازند با هر جان کندنی در ژاپن. فیلم با همین مطلع آغاز می‌شود. گره‌گشایی فیلم که در دقیقه هشتادوپنج روی می‌دهد اشکال اساسی کار است. اشکالی که قابل اغماض نیست و باعث شده این اثر از یک شاهکار تبدیل به یک اثر متوسط شود. این که این یاکوزا شده‌ی ایرانی به ایران برمی‌گردد و انتهای فیلم سراغ پول‌های نیست‌شده‌اش را می‌گیرد و متوجه می‌شود پدرش با همدستی دامادش پول‌ها را به طمع سود بیشتر به نیستی سپرده‌اند، موضوع عجیبی در شخصیت‌پردازی است؛ نمی‌شود در سرتاسر یک فیلم یک فرد را زیادی زرنگ نشان بدهی و آخر فیلم او را رکب خورده…
قابل باور نیست کسی که هفت، هشت سال در ژاپن جان کنده و به هر روشی توانسته پول درآورده، موقعی که به ایران باز می‌گردد اول سراغ پولش نرود؛ با اعتماد غیرقابل باور به مادر و خانواده، متوجه گنگی رفتار آنها نشود و اینقدر شوت باشد. از این که بگذریم در سایر ساحت‌های این فیلم، خوش‌ذوقی و خلاقیت می‌بینیم و در ساحت نگارش، گسترش فضا سازی و شخصیت‌پردازیِ سایر افراد حاضر در فیلم، موفق.
در اجرا و کارگردانی نیز اثر کم‌نقص جلوه می‌کند. بازی‌های قابل‌تأمل، میزانسن، دکوپاژ منطبق با موضوعش و… ای کاش فیلمساز خوش‌قریحه در باورپذیری این گره‌افکنی کمی تأمل بیشتری می‌داشت و اثرش را قبل از تولید نجات می‌داد.امین حیایی بدون شک یک بازی بسیار خوب از خود در همه وجه نشان داده ژاله صامتی نیز درخور تامل است
لوکیشن در این اثر برخلاف عمده آثار سینمایی این روزگار، شخصیت و معنا دارد و زیست‌بوم فرهنگی شخصیت‌ها معنای فیلم را تجسم می‌کند. این مزیت بزرگی در سینمای کنونی ماست که ترکیب تصاویرِ اغلب آثار کلورآپ، مدیوم لانگ‌شات است؛ بدون آنکه لوکیشن در آنها شخصیت داشته باشد.البته درفصل پایانی فیلم باور مخاطب در هم میریزد.اینکه از درخونگاه تا راه اهن کسی دنبال کسی بدود و انجا بدو زخم کاری زند در طاقت دونده های ماراتن است هرچند که بیننده غیر تهرانی نداند که مسافت بین این دو نقطه در تهران چقدر است اما لوکیشن را از شخصیت بودن خارج می کند
امیر فرض اللهی