ث
حسین مهدویان نسخه به روز رسانی شده حاتمی کیاست همانقدر مظلوم نما و ننر،همانقدر سوگلی و عاری از مسئولیت پذیری اجتماعی با فاصله بسیار از مردم عادی،او با یک مستند و یک شبه مستند (ایستاده در غبار) جایگاهی برای خود باز کرد و سفارشی بودن خود را در همه کارهایش به اثبات رساند مهدویان در نیم شب در ساحتی تمام عیار در شکل و شمایل حاتمی کیا ر آژانس شیشهای وارد شده و یک اثر کاملاً غیر دراماتیک گلخانهای را نعل به نعل بیه آژانس شیشهای و به همان میزان ریاکار متظاهر
قصه یک آقا مهدی که در اوج مرگ همسرش سیمای مظلوم دارد و هدفش خدمت است ا همان حاج کاظم است که حتی به مافوقش هم چک میزند و ادای مردمی بودن در میآورد بنگریم چه مهدویان در جلسات مطبوعاتی جشنوارهها چقدر بیمسئولیت پاسخ داده و اهالی مطبوعات را به سخره گرفته است در تمام کارهایش توجه کنیم که چقدر فضای اتمسفری نیم شب برای تظاهر همدلی مصنوعی باسمهای و عاری از عمق و ژرفاست یادمان باشد وقتی خبرنگاری از او میپرسد که آیا درباره وقایع دی ۱۴۰۴ هم میسازد با چه عصبانیت و خشمی به سوال کننده هتاکی کرد و با مسخره بازی عذرخواهی
آری مهدویان حاتمی کیا این روزگار است همونقدر که بافتار روایی حاتمیکیا در بسیاری از آثارش مصنوعی و خارج از چهارچوب منطق روایی داستانش است مهدویان هم در بیشتر آثارش با پارادایمی سفارشی بدون در نظر گرفتن اصول روایت و شخصیت پردازی عمل کرده فیلم ساخته و با هیاهو سعی به دیده شدن داشته
در نیم شب مهدویان یک محله از تهران که یوسف آباد باشد را به سخره میگیرد ارتش کشور را میکوبد و همه کاراکترهای ین فیلم را در سطحیترین شکل ممکنه متجلی ساخته بدون شک ضعیفترین اثر خود را به عرضه نمایش درآورده است مهدویان در پاسخ به بودجه فراوان زاکانی برای این فیلم همچون همیشه از پاسخ دادن در رفته و در نقاب مردمی بودن در این اثر ظاهر شده است او در زمانهای این میزان دوری از مردم را در پر قنداق خود دارد چه فیلمنامه نویسش ر این فیلم به همان میزان از اوضاع بی در و پیکر مطبوعات سواستفاده کرد و سربازی نکرده خود را ژنرال نشان میدهد و اساساً گرفتار وجوه بسیار بارز سانتیمانتالیسم در شبه روشنفکریست و به همان میزان مهدویان متظاهر به چیزهایی که بویی از آن نبرده است (کتابخوان بودن م فرهیختگی) نیم شب یک فیلم کاملاً تاریخ مصرفدار است که با سرعتی به دور از تمرکز جمع شده و آنچنان شتاب زده ساخته شده که یادش رفته یک دختر عملی آسمان جل در پارک گونه میتواند بینیاش را عمل کرده باشد که این دختر میمون دایش میکند چگونه ابتدای فیلم با این دختر ندا نشان داده میشود ا در اواخر فیلم باب آشناییاش با او باز میشود شخصیت آقا مهدی هم با همه تلاشی که شده به شدت متظاهر نما و مصنوعی است در آخر هم میفهمیم که گره خنثی کردن آن بمب منفجر نشده ه دست یک متخصص باز میشود و یا تحقیر یک پیرمرد ارتشی توسط آقا مهدی با توضیح خترش به اوج میرسد
نیم شب فیلمی به شدت پریشان در درام شخصیت پردازی و الکن در روایت درست واقعیات جنگ ۱۲ روزه است
مهدویان بعد از ماجرای نیمروز خود را بسیار گم کرده و فکر میکند عطسهاش اثر است خودشیفتگی که خیلیها در همه عرصهها گرفتارش هستند و نصیب مهدویان هم شده است بدون شک شهردار نامردمی به نام زاکانی از اینکه شهرداری را مهدویان در این فیلم نقدر خوب و پاک و منزه جلوه داده عشق میکند و چقدر مهدویان این فیلم سطحی را سفارشی به پایان رسانیده است
به لحاظ کارگردانی مهدویان بعد از ماجرای نیمروز به شدت سقوط آزاد کرده و در توهم کذاییش به سر میبرد
همین قدر که او متظاهر است یک هم پالکی شبه روشنفکر شبه فرهیخته هم نصیب او شده فیلم نامهای به شدت ضعیف. و به دور از باور پذیری برای مخاطب فراگیر فهم مردم را در این فیلم دست کم می گیرند
یادمان باشد که در کارنامه فیلمسازی حسین مهدویان فقط یک فیلم با وجود آنکه سفارشی بود در ساختار فیلمنامه و کارگردانی درست و کم غلط درآمده است و بقیه فیلمهایش در سایه چنین فیلمی قرار میگیرد او سفارشی سازی به روز است که حتی هوشمندی حاتمی کیا را در کلیت آثارش ندارد
امیر فرض اللهی