خانه وبلاگ صفحه 17

تو هم مادرادونایی هم مارلو براندو؛گل بگیر

نابازیگر و فوتبالیست ناموفق سابق در اظهار نظر های لوده واری علی پروین حامد کاویانپور و برخی از بهترین اسطوره های پرسپولیس را در یک برنامه برخط به باد سخره گرفته و بار دیگر ثابت کرد که نه بازیگر است نه فوتبالیست.این فرد که لودگی را با بازیگری اشتباهی گرفته و در دوران فوتبالش هم به دلیل ناکارامدیش در روند بازی و نتایج روی مخ هواداران بوداکنون کانون اصلی تپنده فیلم های آبکی دوزاری سینمای ایران است وبواسطه التماسش در یک مهمانی برای دیده شده به بهاره رهنما به دنیای تلویزیون و سینما راه یافت.قربان زبانش اوکه وی را نه بازیگر و نه فوتبالیست خطاب کرد و عین واقعیت را گفت.یکی نیست به این موجود بگوید پنجاه سال دیگر هم فوتبال بازی میکردی از نظر کیفیت بازی نوک پای علی پروین هم نمیشدی .حامد کاویانپور که کامل ترین پابه توپ ترین شوتزن ترین هافبک دفاعی فوتبال 40سال اخیر ما بود و جواد چکش با زیرآب زنی جای اورا در تیم ملی گرفت.تو که هستی که این فوتبالیست محبوب و با کیفیت را به سخره میگیری.هنوز برق قدرت شوت رعدآسای کاویانپور به الهلال و محمد ادعایه و استقلال در خاطر جمعی هواداران پرشور پرسپولیس جاوید است تو کجا و این اسطوره ها کجا.تا آخر عمرت هم تلاش کنی یک سکانس از بازی درونی و خیره کننده جمشید لایق در روزی روزگاری را نمیتوانی بازی کنی…دلت خوش باشد که با لودگی..بازیگر شده ای و مورد توجهی…

هرکسی را نتوان گفت که صاحب هنر است

عشق بازی دگر و نفس پرستی دگر است

آزار زاکانی ؛ رازیان را به عصیان رسانده

نابخردیش پایان ندارد.چهار ماه است میدان و اصلی ترین خیابان این شهر هشت هزارساله را بسته …بار ترافیکی وحشتناکی در آن ایجاد کرده سرعت پیشبرد محوطه سازی و بازسازی اش در حد حرکت لاک پشت است.عین خیالش هم نیست که ساکنان خیابان بیست و چهارمتری هرنجی کوچه کاشانی خیابون استخر کوچه یخچال آرد ایران و بابک چه عذابی می کشند از بسته شدن شاهراه اصلی و مرکزی ری؛بیست و چهر متری.حالا که از ماچین برگشته و سودای سفر به سرزمین خرس ها را دارد قصد دارد برای همیشه اصلی ترین شاهراه ملک ری یعنی خیابان24متری را ببندد و بر این نابخردی مغرور باشدو دست از آزار رازیان{ری زیستان}برندارد.حقیقتا اعجاب آور است این حجم از بی انصافی و آزار مردمی.شورای شهرتهران که ندیده ری است این وسط چه کاره است؟ جعفر شربیانی که با هزارو اندی رای از سوی فامیل هایش نماینده ری در شورای شهر است چرا برای مردم ری دلسوزی نمی کند و همه اش در غیبت و سر کار گذاشتن رازیان است؟با وجود اعتراض و تجمع کسبه این خیابان جلوری فرمانداری ری چرا هیچ کس در این زمینه پاسخگوی رازیان نیست.خود را فرزند و بزرگ شده این شهر هم می داند اما از لحظه ای که شهردار شده تنها موهبتش برای رازیان؛آزار بی سابقه بوده است.آیا فریاد رسی برای اهالی مظلوم ملک هشت هزارساله دربرابر این همه نابخردی این شهردار رجز خوان و ناکارآمد هست؟بعید می دانیم.مگر خود رازیان به شیوه تاریخ هشت هزارساله شان عمل کنند و این موجود بی ربط به مدیریت شهر را سر هوش بیاورند

داریوش مهرجویی که بود

امیر فرض‌اللهی منتقد و مستندساز
1_ یکی از بهترین کارگردانان سینمای ایران بود. پتانسیل کارگردانی در آثار او بسیار مشهود و تماشایی است. پویایی و حرکت در ساختار روایی آثارش، بزرگترین مشخصه کارگردانی او بود. دوربینش هرگز یکجا نمی‌ماند و اگر می‌ماند، حتماً فکرشده بود. فیلمبردارانی که با او کار می‌کردند، می‌دانستند که تکلیف او در ساختن قصه‌ها و ایده‌های مختلف با خودش بسیار روشن است و ادای کارگردانی بزرگ را درنمی‌آورد. در عمل به‌لحاظ قدرت کارگردانی ایده‌های مختلف قابلیت‌های منحصربه‌فردی داشت.

حتی در «الماس 33» که اولین فیلم بلندش است و اثر خوبی نیست، توان کارگردانی‌اش هویداست. «گاو» مظهر ظهور یک کارگردان با قابلیت‌های فنی سطح بالاست که بر ذائقه مخاطب در سینمای ایران تاثیر بسیار گذاشت. مهرجویی خوش‌شانس هم بود که در اوان فیلمسازی‌اش یک نویسنده خوشفکر به‌نام غلامحسین ساعدی همراهش شد و منشأ ایده و فیلمنامه آثار برجسته‌اش؛ گاو، اجاره‌نشین‌ها، دایره مینا، بانو و… پس از درگذشت ساعدی اما مهرجویی بیکار ننشست و اثر درخشانی همچون هامون را ساخت که هم مورد تحسین منتقدان واقع شد، هم در زمان اکرانش پرفروش‌ترین فیلم سال. اثری که براساس نوع درام و شخصیت‌پردازی‌اش، یکی از مطبوع‌ترین آثار تاریخ سینمای ایران برای مخاطب عام و خاص است و حافظه جمعی سینمای ایران را پر از رنگ‌های اندیشگی عارفانه و فلسفی کرد. او دو ستاره بزرگ در عرصه بازیگری به سینمای ایران هدیه داد. به‌جرأت می‌نویسم که «بانو»ی مهرجویی، بدون شک یکی از بدیل‌ترین آثار اوست که به‌دلیل توقیف و اکران محدود، بسیار کم بدان توجه شد و ایده‌مندی خود داریوش مهرجویی در این اثر به‌شدت عیان و مشهور شد؛ اثری به‌شدت چندلایه و صاحب اندیشه که ماندگاری‌اش در قامت بلند تفکر جاری در آن هویداست و مسئولیت ما منتقدان کشف و نشانه‌گذاری این ایده‌ها برای مخاطب عام است.

مهرجویی ایده «اجاره‌نشین‌ها» را از یک تماس تلفنی با غلامحسین ساعدی گرفت و مثل «بانو»، اثری نمادین و خوش‌ساخت و مطبوع تحویل مخاطب فراگیر سینمای ایران داد؛ آثاری که در رویه قصه خود، روایتی برای مخاطب عام دارد و در تویه بطن ایده به‌صورت نمادین ایده‌ای ماندگار به یادگار گذاشت. در میان سه‌گانه «لیلا»، «پری» و «سارا»، «لیلا» فیلم بسیار برجسته‌تری بود که بر مخاطب عام و رفتارسازی در میان جامعه، بسیار پررنگ عمل کرد و خانواده‌های ایرانی را متاثر از خود ساخت.

2_بزرگترین بزرگ‌منشی داریوش مهرجویی، فهم و فروتنی او بود. او هرگز شبیه هم‌نسلانش و برخی دیگر از فیلمسازان سینمای ایران که خود را نویسنده و کارگردان جوان می‌دانند ادعایی بر نویسنده‌بودن نداشت اما به‌دلیل خوانش‌های فلسفی، تاریخی و اجتماعی‌اش، فهم بالایی در اقتباس ادبی از ایده‌های بزرگ داشت. این بزرگترین وجه تمایز داریوش مهرجویی با دیگر فیلمسازان برجسته سینمای ایران بود. در سینمایی که مؤلف‌بودن تکلیف بزرگی محسوب می‌شود و اعتبار ویژه به‌حساب می‌آید حتي اگر ایده‌مند نباشد، همین که در تیتراژ فیلمت اسمت به‌عنوان نویسنده و کارگردان بخورد، عقده‌های وامانده‌ات درمان می‌شود و برای خودت در سینمای ایران مثلاً اعتبار کسب می‌کنی؛ حتی اگر تهی از ایده و سرتاسر کپی محض آثار دیگران باشی. داریوش مهرجویی بودن چه سخت و دشوار است؛ وقتی بتوانی یک قصه را بخوانی و اثری بزرگتر از آن قصه و جذاب‌تر برای مخاطب چون «مهمان مامان» خلق کنی.

تکلیف برای انسان‌هایی همچون داریوش مهرجویی که دارای فهم عمیق بود، معنی نداشت. به همین خاطر در بسیاری از سخنرانی‌هایش بی‌رودربایستی، رُک و واضح ایده‌اش را مطرح می‌ساخت و هیچ ابایی از مطرح‌کردن انتقاداتش نداشت. او نکته بزرگی را یاد سینمای ایران داد که کمیت یک کارگردان باید از کیفیت او برداشت شود، نه برعکسش. مهرجویی وقتی عده‌ای را مخاطب قرار داد که «شما کی هستید؟»، منظورش کیفی بود نه کمی. به دیگر سخن، او که اهل خوانش عمیق فلسفه و عرفان بود، همواره برایش انسان‌هایی برجسته محسوب می‌شوند که صاحب ایده، استناد و استدلال باشند؛ وگرنه جاه و مقام برای اهل‌دلی چون مهرجویی اصلاً بی‌معنی بود. برمان (حافظه) جمعی سینمای ایران از آثار مهرجویی اوقات، سکانس‌ها و لحظات بسیار سرخوشی به‌یاد دارد که مانا هستند و اثرگذار. راستی، صمیمیت، عشق به زندگی، پویایی و محصورنشدن در یک وضعیت، از ایده‌های بزرگ مهرجویی بود که در تمام آثارش جاری و ساری است و باعث ماندگاری‌اش شده. او در تاریخ سینمای ایران و از نظرگاه‌های مورد اشاره، جایگاه برجسته‌ای برای خود در سینمای ایران ساخته است؛ جایگاهی مانا و ایده‌مند. روزنامه هم میهن.شنبه ششم آبان 1402خورشیدی

زاکانی خبرنگاران را سرکار گذاشته

از عدم لیاقت زاکانی برای شهردار بودن هرچه بگوییم و بنویسیم بسیار اندک است.دسته گل جدید وی سرکار گذاشتن اهالی رسانه است.چندسالی می شود که شهرداری برای اهالی رسانه که با مترو و اتوبوس رفت و آمد می کنند کارت رایگان نامحدود یکساله صادر می کند.اینکار هم برای کاهش صدور ارم طرح ترافیک خبرنگاری و برای خبرنگارانی ست که با وسایل ترابری عمومی در سطح تهران تردد می کنند.نزد اهالی رسانه هم جا افتاده و مورد پذیرش قرار گرفته است که برای بخشی از تحریریه خود درخواست کارت تردد سالیانه داشته باشند.از لحظه شهردار شدن زاکانی خبرنگاران سرکار گذاشته شده اند .در حالیکه صدور این کارتها در واحد مربوطه در شهرداری مورد تایید قرار می گیرد اما چرخه باطل و بسیار پردردسر برای دریافت این کارت باعث عدم دریافت شده و خبرنگاران رسانه ها را در این زمینه با بی مهری و دردسر فراوان مواجه کرده است.گویا زاکانی تنها بدرد کری خوانی سیاسی و بدون استدلال میخورد و هیچ سمت اجرایی برای او مناسب و شایسته نیست چرا که اساسا توان کار اجرایی را ندارد و پاسخگویی مسیولانه اش در برابر عدم لیاقتش صفر است.اینکه او اکنون دست یار ویژه شده می طالبد که سکان شهرداری را به یک فرد کاربلد و پاسخگو بسپارد و میتی کومان باشد.

قتل راز آلود داریوش مهرجویی

داریوش مهرجویی کارگردان بزرگ سینمای ایران شنبه شب22مهر1402به همراه همسرش در خانه اش به شیوه رازآلودی به قتل رسید.جامعه ایران در شوک این قتل فجیع و راز آلود است.اهالی فرهنگ در حیرت فراوان.منتظر می مانیم تا ابعاد واقعی و پنهان این قتل تراژیک مشخص شود و از شایعات رسمی و غیر رسمی می گذریم تا زوایای حقیقی ماجرا روشن شود حتا اگر سالها یا دهه ها طول بکشد و اگاه به ماجرا شویم و هرگز فریب ضد خبرهای نا آگاه را نخواهیم خورد.

من؛زاکانی؛خیابان می بندم

فریاد وا اسفا باید سرداد.اصلی ترین خیابان ملک ری{بیست و چهار متری}چند روزیست توسط شهردار خیابان بندتهران بسته شده تا سنگفرش شود.آنهم به روش و در ساعت های ادارای نه ضرب العجلی.دیروز شنبه کسبه فراوان این شاهراه اصلی ملک ری جلوی فرمانداری ری تجمع کرده و با شعار “زاکانی حیا کن   شهرداری رو رها کن” نسبت به تصمیمات غیر کارشناسی این فرد واکنش نشان دادند.تصمیماتی که تماما نمایشی است و مزاحمت ایجاد می کند برای مردم ساکن تهران.زاکانی که چند دهه است ولع قدرت و شهوت قدرت زیادی دارد اکنون با سمت های مختلف در کشور بدون آنکه در آن مشاغل کوچکترین شایستگی داشته باشد در حال اعمال سلیقه است و مجموعه خروجی عملکردش تماما شعاری و نامردمی ست.خیابان24متری و میدان اصلی ری را زاکانی چندماهی با صرف مبالغ هنگفت بسته و در  آمد و شد مردم مشکلات بسیاری ایجاد کرده است.اکنون که صدای کسبه این خیابان درامده ؛مجبور است پاسخ دهد چرا که بازاری جماعت؛ صدایش به خیلی جاها می رسد.خیابان بندی هم یکی دیگر از صفات زاکانی قرار می گیرد و در تاریخ ثبت می شود.حافظه تاریخی ما ماناست و همه این نابخردی ها در آن ثبت و ضبط می شود.آیا فریاد رسی برای رسیدگی به نالایقی زاکانی در قبال تصمیمات شعاری نمایشی اش هست؟

کشاورزی ری حسینقلی خانی اداره می شود

بلبشویی ست.منفعت پرستان در صندلی های تخصصی قرار گرفته اند..فامیل و هم تبار مجلسیان بودن همشهری نیک زاد بودن  نقش برجسته ای  در اعطای این صندلی برای این حسینقلی خان دارد.دوهفته پیش خبر امد که یکی از معاونان این مدیر ناشایست درحین گرفتن رشوه یک و نیم میلیاردی  دستگیر شد.تصور کنید در یک مجموعه ای می توان متصور شد معاون یک رییس یک عشق لاتی ،رشوه بگیرد و این ادم متوهم در جریان نباشد؟شما بفرمایید نبوده و نیست اما فهم مارا دست کم نگیرید.مشاهده میدانی خبرنگار ما می گوید فساد در این اداره بواسطه ناشایست سالاری این هم قومی نیک زاد به وفور مشاهده می شود.مجموعه قدرت و تصمیم گیر این اداره در شرایط کنونی از یک تیره و تبارند و جیبشان یکی ست و حتا پیمانکار تخریبگر این اداره؛فامیل رییس اداره است.رییسی که نه عابد است نه ثمره ای برای مردم ری دارد و تنها مزاحم کشاورزی در ملک هشت هزارساله ری است و برکناری او و معاونانش از نان شب واجب تر برای زحمت کشان کشاورز اهل ملک ری.گویا هنوز عمر صدر های زیادی برای صدارت بر ادارات ری دندان تیز کرده اند.صبر و تحمل اهل ری هم اندازه دارد تا خیلی زود دیر نشده این جوجه ثمرین رابرکنار کنید تا گندهایش بیش ازین رو نشده و برای اهل ری شرایط ناجوری درست کرده است.گندم ملک ری بواسطه حضور چنین افرادی بد بو می شود.برکنارش کنید.

مهره سوخته ؛سلیقه محض؛جشنواره کودک

فردی که سالهاست بواسطه عمکرد سلیقه ای و قامت فکر کوتاهش با مشارکت خواهران در حاشیه و برکنار است یکدفعه از لب لب بیرون جهید و مدیر روابط عمومی جشنواره ای شد که چهار دهه پیش سید محمد بهشتی آنرا به معتبرترین جشنواره سینمایی ایران در دنیا تبدیل کرد.میم میم که در انجمن منتقدان نیز در یک دوره دبیری جشن اش حساب کتاب تراز نشده به جای گذاشت در سمت جدید نه تنها رسانه های مستقل و مجوز دار را به اصفهان دعوت نکرد بلکه آنرا به گردن یک فرد نپخته دیگر انداخت و یکبار دیگر شایستگی های خود را در ناکارامدی محض فریاد زد.قحط الرجال است.آنها که کارامدند و نقد دلسوزانه می کنند انکار می شوند و برای دعوت نکردنشان بهانه می اورند اما نمی دانند که این منتقدان دلسوز و کارکشته در روزگاران پرشکوه این جشنواره درجه الف سینمایی حضور موثر و فراوان داشته اند و یکی از کتاب هاب مرجع تاریخ سینمای کودک را نبشته است یا جلسات نقد جشتواره را پرشکوه برگزار کرده است.این بی سلیقگی محض باعث کاهش اعتبار جشنواره شده و از ترس تب به مرگ دچار شدن است.عدم دعوت از روزنامه نگاران برجسته به این رویداد چیزی ازین اندیشمندان اجتماعی کم نمی کند خسران برای جشنواره محسوب می شود و سبب سوت و کور ماندن و برگزاری فرمالیته این دورهمی شده است.جشنواره ای که فیلم های شاخصی برای برگزاری اش ساخته نشده و چند کار شتابزده تولید کردن برای حضور در نمایش چند ده میلیاردی دورهمی وار در بی کیغیت ترین دوره برگزاری اش نشانه حیاتی زنده بودن و ماندن سینمای کودک نیست.در تمام روزهای سال باید در عرصه تولید و اکران از سینمای کودک حمایت کرد و این امر را ضرورت انکار ناپذیر تلقی کرد چرا که نسل های نوجوان درباره تاریخ ایران و متل ها و مثل ها و  عناصر شاخص فرهنگی ایران خوراک فرهنگی در خور میخواهد و اگر تغذیه نشوند با تاریخ فرهنگی مان بیگانه و منقطع می شوند و این خسران بزرگی برای نسل های اینده ایران است که نا آشنا از تاریخ فرهنگی کشور باشند…از ماست که برماست

#پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو

#.جشنواره کودک

# سینما

شاهکار زاکانی؛میدان اصلی ری پارکینگ رایگان شد

از عجایب خلقت است.مهمانی از زاکان که خود را متولد ری می داند اما مرام معرفت رازیان را ندارد.این که به هیچ.ادعا می کند دکتر هسته ای است اما عملکردش در شهرداری تهران بسی نسنجیده و بی فکر.آخرین شاهکارش سنگ فرش کردن میدان اصلی ری در شلوغ ترین روزهای سال بود که نصفه کاره رهایش کرد حالا اقدام نسنجیده وی باعث شده میهمانان ری فرصت را مغتنم شمرده و  در این میدان با خیال اسوده پارک کنند و ترافیک شدیدی برای مرکز ری بوجود بیاورند.سلب آسایش اهالی ری یکی از شغل های همیشگی شهرداران تهران بوده است.از کربلایی مشدی دکتر خلبان که نفر آباد و هاشم آباد را تخریب کرد و بخشی از تاریخ ری را نابود تا زاکانی که فرصت پارک ماشین در جنوب شمال شرق غرب حرم برای میهمانان ری پدید اورده و مزاحمت و ترافیک دایمی ازار دهنده برای اهالی ری رقم زده است.پارکینگ طبقاتی چاره کار است اما گوش شنوایی در این موجود وجود ندارد

چگونه درجنوب شهر به “آقای سناریست” تبدیل شویم

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: 

خواندنش جذاب است و شیرین.حلاوت دارد و انتقال تجربه است.در عین حال که ثبت تاریخ شفاهی ست.کوشش فراوانی کرده است حمید رضا حاجی حسینی در گرداوری کتاب”آقای سناریست”.کتابی که نشر چشمه منتشر کرده و چاپ اولش تمام…به قلم و نگاه سعید مطلبی .فیلمنامه نویس و کارگردان پرتجربه سینمای ایران.کسی که کوچه مردهایش پرمخاطب بود و تاثیرگذار.پشت و خنجرش خانواده هایی را از اعتیاد به دور ساخت.پختگی درآوردن شخصیت از درون یک تیپ کلیشه ای{حشمت فردوس} را در سریال ستایش به رخ فیلمنامه نویسان ایرانی کشید و در هر سه قسمتش مخاطب را به تماشا نشاند و معضل ترافیک شدید خیابان ها  را در حین پخش سریال حل کرد.حتما اگر قصد فیلمنامه نویس شدن را هم ندارید این کتاب ارزشمند را بخوانید که شیرینی مطالعه اش برایتان بسیار است. بخوانید و متوجه شوید که زیستن در کنار ذبیح ترکه و وزیر اخارجه آینده کشور در  خردسالی و نوجوانی چگونه منجر به این شده است که فیلمنامه نویس توانمندی همچون سعید مطلبی شویم.اگر میخواهید فیلمنامه نویس شوید که بر شما واجب کفایی ست خوانش دقیق این کتاب.یک عمر تجربه زیستی یک انسان فرهیخته به شما منتقل می شود با مطالعه کتاب “آقای سناریست” بخصوص اگر بچه جنوب شهر هستید و در رفاه زندگی نمی کنید یا در استانهای دیگر به دور از امکانات کافی هستید خوانش این کتاب انگیزش فراوان در شما ایجاد می کند که با اراده آهنین و کوشش زیاد به شکوفایی برسید.حتا اگر به فیلمنامه نویسی علافه ای ندارید و پشت صحنه سینمای ایران برایتان جذاب است مطالعه این کتاب را از دست ندهید که پر از خاطره شفاهی تاریخی در سینمای ایران است “آفای سناریست” .

این از آن کتاب هایی ست که خواب را از سر شما می پراند  و از موقعی که شروعش می کنید تا پایانش را نخوانید آنرا کنار نخواهید گذاشت.این خط_ این نشان+

#پایگاه_خبری _تحلیلی _نگاتیو

#سعید_مطلبی

#آقای _ستاریست