خانه وبلاگ صفحه 19

خط شش مترو در ملک ری کی گشوده می شود زاکانی؟

سالهاست اهل ری منتظرند.در دوره قالیباف به صورت نمایشی افتتاح شد اما حناچی آنرا نا آماده خواند.پزشک هسته ای که شهردار شد دیگر اطلاع رسانی درباره حدود پیشبرد و گشایش پروژه ها به دست فراموشی سپرده شد.سالهاست فاز جنوبی خط شش مترو با وعده افتتاح کاذب شده اما هیچ خبری از زمان گشایش واقعی آن نیست.زاکانی تنها چیزی که بلد نیست پاسخ گویی و مسیولیت پذیری در قبال مردم است.این در حالیست که گشایش  مبدا خط شش مترو در نفرآباد ری حجم عظیمی از مشکلات آمد و شد مردم در ری را کم می کند ضمن آنکه ترافیک را در تهران و ملک ری می کاهد.

بغض کمال کامیابی نیا ترکید

کمال کامیابی نیا که پر افتخارآمیز ترین بازیکن تاریخ پرسپولیس در کسب دوازده جام است در پی بی معرفتی برخی در پرسپولیس به باشگاهی دیگر رفت و اخیرا در مصاحبه با یک رسانه ازین بی مرامی که در حقش روا داشته شده بغضش ترکید.او که به خاطر تعصب بی مثالش در بازی برای پرسپولیس سه بار کتفش در رفت و با تمام وجود برای پرسپولیس جانش را گذاشت شایسته چنین بی مرامی نبود.

بذرپاشی لجام گسیخته بازار مسکن؛وزیر در سودای؟؟؟

شهر هرت است.خونه سی سال ساخت را قیمت خونه پدرشان می گذارند و هیچ نظارتی بر آن نیست.مستاجران هاج و واج مانده.شاخص فلاکت با سرعت نور در حرکت.دلالان و بی مصرفان جامعه سود چند ده برابری می کنند و طبقه متوسط با سرعت نور در مسیر از بین رفتن.بازار خمام است.مکاره بازاری ست.در وضعیتی که پول ملی تبدیل به کود ملی شده فقیران مفلوک شده و طبقه متوسط فقیر.آیا فریاد رسی هست برای مردم ایران که اکثریتش در حال مفلوک شدن هستند؟وزیر چرا اینقدر ساکت است .اوکه در داشنگاه شریف آنقدر  پیش فعال بود و مخالف نخبگان دانشگاه… اکنون بر کرسی وزارت چرا پاسخی نمی دهد بر این همه بی سامانی اوضاع قیمت مسکن و بدرد مردم نمی رسد؟ چرا شاخص های مهار کننده قیمت تعین نمی کند و همه هوایش بر ترابری فضایی ست؟یادش رفته وزیر مسکن هم هست؟ساخت سالی یک ملیون واحد مسکن پیش کش…مسکن را ازین آشفته بازار قیمت و بی سامانی در آور.چرا سازمان های نظارتی همچون سازمان بازرسی و سازمان حمایت از مصرف کننده در این زمینه اینقدر غیر فعالند و ساکت؟راضیند به این اوضاع فاجعه بار؟بذرپاش بی مسیولیت که کرسی بلند مرتبه گرفته در سودای چیست؟؟؟انفجار قیمت در بازار مسکن را چرا کسی گردن نمی گیرد؟این انفجار تبدیل به زلزله ده ریشتری اجتماعی سیاسی می شود…از ما گقتن.

#محروم الحقوق

احمد رضا احمدی :شاعری با لهجه تهران درگذشت

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: احمد رضا احمدی.شاعری اصالتا کرمانی اما شعرها و شخصیتش لهجه تهران داشت.لهجه سخن گفتنش هم تهرانی بود.فهیم بود و فروتن.در نقد و تحلیل بی تعارف اما حرمت ها را حفظ می کرد.شخصیت جذابی داشت و خوش سخن بود.شعرهایش به دل می نشست و ژرف بود.نمیشد یک بار او را خوانده باشی و دنبال آثارش نروی.از آن دسته شاعرانی بود که هرگز فراموش نمی شوند پیرو ساز نبود کاریزما داشت.فرهمندیش از هوش سرشارش بود.افسوس که از دست رفت.روانش شاد.بخوانیمش.

#پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو
#احمد رضا احمدی

روزنامه‌نگاری روی لبه تیغ

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: چاپ شده در روزنامه شرق.1402/4/19
نشست نمایش و نقد و بررسی مستند سینمایی «روزگار بلور» ساخته و نوشته امیر فرض‌اللهی روزنامه‌نگار، منتقد سینمایی و مستندساز در خانه سینما به همت انجمن منتقدان سینما برگزار شد.

روزنامه شرق
نشست نمایش و نقد و بررسی مستند سینمایی «روزگار بلور» ساخته و نوشته امیر فرض‌اللهی روزنامه‌نگار، منتقد سینمایی و مستندساز در خانه سینما به همت انجمن منتقدان سینما برگزار شد.

شاهین شجری‌کهن در نقد فیلم گفت: «از لحاظ تکنیک و ساختار، فیلم‌ساز سعی می‌کند کنار بکشد، دوربین را در جایگاه چشم ما قرار دهد و آن تجربه هم‌نشینی و هم‌صحبتی را که با آقای بلوری داشته، با آدم‌های بیشتری شریک شود. به خاطر ارزش تاریخی قضیه، جذابیت و چندوجهی‌بودن شخصیت اصلی، این رودررویی مستقیم برای طیف‌های مختلفی از مخاطب جذاب است. البته کارگردان باید در تدوین نهایی انتخاب بی‌رحمانه‌تری می‌کرد تا با فیلمی موجزتر طرف بودیم».

ماشاءالله شمس‌الواعظین در تقدیر از محمد بلوری اظهار کرد: «در روزنامه‌نگاری با توصیف فضاهای مشاع یک سوژه و نه داوری و قضاوت، بدون هیچ‌گونه تعارف، استاد اول من محمد بلوری بود و سپس مسعود بهنود. در همین فیلم 90دقیقه‌ای همه میخ شده بودند؛ چون حس بیگانگی با فضاهایی که استاد بلوری بیان می‌کرد نمی‌کردند و حس خویشاوندی با سوژه داشتیم. موفق‌ترین روزنامه‌نگار، روزنامه‌نگاری‌ است که بتواند این تم را رعایت کند.

مطلب دیگری که من از آقای بلوری آموختم این است که خبر حوادث پیامد ناخواسته‌ای برای جامعه دارد که از گسترش شایعه جلوگیری می‌کند و این موضوع خیلی مهمی‌ است. جلوگیری از گسترش شایعه، حقیقت‌نویسی‌ است و آقای بلوری در این زمینه غوغا می‌کند. ایشان البته در نوشته‌هایش نیمی از حقیقت را برملا می‌کند و نیمی دیگر را برای خود و جزء اسرار حرفه‌ای خود نگه می‌دارد و آن نیم دیگر، احساسی‌ است که باعث می‌شود با مسئولیت‌شناسی در راهی قدم بگذارد».

محمد بلوری ضمن تقدیر و تشکر از شمس‌الواعظین بیان کرد: «من به دوستانم همیشه تأکید می‌کردم روی سوژه «کار» بکنید؛ اگر قتلی اتفاق بیفتد، موضوع فقط قتل نیست، بلکه یک زندگی پشت این قتل هست. بنابراین من حوادث را به صورت گزارشی می‌نوشتم و داستانش می‌کردم».

شجری‌کهن درباره همین موضوع گفت: «فیلم به خوبی نشان می‌دهد که در آن روزگار، روزنامه‌نگار چقدر می‌توانست اثرگذار باشد. همان‌طور که در ادبیات، شعر و موسیقی، ریشه‌ها و نقطه عزیمت و شروع جریان‌های قابل احترام فرهنگی در همان دهه‌ها بوده، روزنامه‌نگاری هم به نوعی مسیر بلوغ و تکامل را طی می‌کرده، اما این اثرگذاری در روزگار فعلی کمرنگ شده و روزنامه‌نگاری که بخواهد در دل خبر برود و جریان‌سازی کند، خیلی کم پیدا می‌شود. معدود اثرگذاران هم هزینه این تأثیرگذاری را می‌دهند. فضا طوری‌ است که تکثیر خبر، کارهای وظیفه‌ای انجام‌دادن و پرکردن بیلان‌ها بیشتر مد روز شده است».

شمس‌الواعظین در اظهارات دیگرش بیان کرد: «آقای بلوری آخرین توصیه‌ای که در انتهای فیلم کردند، فاصله‌گرفتن از سیاست و بازیگری سیاسی بود. دعوای چندساله من با دوستان و شاگردان خودم که الان در خارج از کشور هستند، همین است. ما گزارشگران میدان سیاست هستیم، نه بازیگران عرصه سیاسی. من از روزنامه‌نگاران سیاسی بودم که بازیگر سیاسی نبودم و مایل هم نبودم باشم ولی از فضای سیاسی لطمه بسیاری خوردم. همین الان به من و احتمالا آقای بلوری با این همه سابقه مجوزی برای نشریه داده نمی‌شود اما به افراد سیاسی چرا».

امیر فرض‌اللهی هم گفت: «آقای بلوری و سپس دکتر کیهانی‌زاده، حوادث‌نویسی را از یک جمله، تبدیل به ستون، گزارش دوم، سوم خبری و صفحه حوادث کردند. این کار راه‌رفتن روی لبه باریک است.

تمرکز اصلی من در فیلم بر شخصیت دوگانه آقای بلوری بود؛ یعنی کسی که با قتل و… در تماس است و در عین حال دارای چنین شخصیت رمانتیکی‌ است. سعی کردم این دو امر پارادوکسیکال را در یک روایت نرم و باحوصله که البته مخاطب هم تقریبا نیم‌خیز بماند، بیاورم. من با تدوینگر که جوایز زیادی هم برده، بسیار چالش داشتم و چه جنگ‌هایی که با هم نکردیم. اما من تمام‌قد از نتیجه نهایی دفاع می‌کنم و ضمن احترام به نظرگاه‌های متفاوت، به نظرم یک سکانس هم از کار در بیاید از نظر روایت سینمایی ناقص می‌شود».

حسن مشکلاتی نویسنده برجسته اهل ری درگذشت

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: نویسنده صاحب سبکی بود فروتن و بی ادعا.از اهالی قدیمی تاتر کاخ جوانان ری بود.امروز سه شنبه بیست و یکم تیر 1402سوم اش است؛ حسن مشکلاتی.در شصت و دوسالگی فوت کرد.قلم توانایی داشت اثار نمایشی فراوانی از این مرحوم در تلویزیون نزد مردم مورد استقبال قرار گرفت.با آنکه در سطح یک نویسندگی سینما تاتر و تلویزیون ایران مشغول بود هرگز حاضر نشد که ری را ترک کند و برای زندگی به تهران یا جای دیگری برود.خدایش بیامرزد.به اهل ری بودن افتخار می کرد وازینکه در میان مردم نجیب و اصیل ری گمنام زندگی می کند به خود می بالید.او معتقد بود آبشخور فکری نویسنده زیستن در میان مردم است از همین رو سبک زندگی اش هم همینگونه بود.عمری نکرد.روانش شاد.

زاکانی پارک زکریا را خورد

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:در کشورهایی که شهرداری ها با برنامه به امور شهر می پردازند معمولا تلاش می شود به فضاهای تفریحی و فراغتی شهر افزون شود اما زاکانی که اساسا تخصصی در شهردار بودن ندارد و تمام کارهایش نمایشی و میلی ست ازین قاعده مبرا ست و در اخرین مورد دیده شده پارک قدیمی زکریا در مرکز ملک هشت هزار ساله ری را به بهانه های مختلف اشغال کرده و اکنون فضای بسیار اندگی ازین پارک قدیمی ری مانده است.طریق اشغال شمال و جنوب این پارک توسط شهرداری و تخریب فضای باغی آن به گونه ای است که غیر قابل بازیافت است و عنقریب است که کل پارک به بهانه مترو، سنگ فرش و…از بین برود.این هم از دیگر هنرهای این پزشک هسته ای….

فری ماه سینمای ایران به فرجام پیوست

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:

بلاخره رفت.اوکه سالهاست از سینمای ایران  بواسطه بیشرفی و  وقاحت برخی از منفعت پرستان و کوته قامتان  در سینمای ایران به نابودی کشانیده شده و حذف شده بود بلاخره رها شد از زیستن در میان این ناسالمان روزگار و کژ اندیشان بدن پرست…اما یاد و بازیهای درخشانش بر تارک سینمای ایران همیشه ماندگار است.برق چشمانش و امتداد حسی که بواسطه هنرپیشگی آموختنش بر چشمان او در ایفای نقش ها به مخاطب منتقل می شد کم نظیر بود.فریماه فرجامی هم خوش گل بود هم هنرپیشه کار بلد.9تیر1402 از میان ما پر کشید.یادش مانا

دهه شصت کجایی که یادت به خیر/مهدی ملک

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : مهدی ملک
برنامه های سرگرم کننده سیما در دوران «تحول» وضعیت عجیب و غریبی دارد. پس از حذف برنامه‌های دارای مخاطب نسبی که برای مخاطب این روزگار تدارک دیده شده بود؛ برنامه‌هایی مثل «دستپخت»، «مسابقه ایران»، «دورهمی»، «کتاب باز»، «سیم آخر»، «عصر جدید»، با برنامه هایی مواجهیم که مخاطب نمی‌تواند ارتباط مناسبی با آن برقرار کند. در زیر نگاهی مختصر به بعضی از این برنامه‌ها داریم:
خودمونی: مسابقه ای با میزانسن دهه شصتی که هر سه مردم آزاری، حیوان آزاری و اسراف آب را یکجا در خود دارد. برنامه‌ای عجیب و غریب که شاید تنها نقطه مثبتش اجرای متوسط و تا حدی قابل قبول مهران رجبی‌ست. تهیه کننده برنامه گویا در دهه شصت و بازی‌ها و شوخی‌های آن دهه مانده و از آن دهه جلوتر نیامده است. نتیجه نوستالژی تهیه کننده با دهه شصت، دهه‌ای که بسیاری ایرانیان از آن دل پرخونی دارند، برنامه‌ای شده که روی اعصاب طیف عظیمی از بینندگانش که از سر ناچاری به تماشای آن می‌نشینند، راه می‌رود.
اعجوبه‌ها: طبق شنیده‌های موثق، اعجوبه‌ها در سری اول کپی یک برنامه اروپایی بوده که با آیتم تشخیص مادر از روی دست زدن به چهره مادر، باعث افزایش زاد و ولد در یک کشور اروپایی شده بود. در فصل دوم اما به برنامه‌ای برای ترویج «احترام به قانون» تبدیل شد! تا پیام زیر پوستی آن! به بیننده منتقل شود و همچنین با دیدن شیرین کاری بچه‌ها به افزایش جمعیت در ایران کمک کند. اما آیا در ایرانی که تورمش چند برابر کشورهای اروپایی‌ست؛ بیکاری امان مردم را بریده و وضعیتی کاملا متفاوت با دیگر کشورها دارد؛ می‌توان با کپی‌برداری از برنامه‌های اروپایی به اهداف خود دست یافت؟ بعید به نظر می‌رسد… «اعجوبه‌ها» یک مشکل اساسی فرمی دارد: ظاهر مجری برنامه بیشتر به درد اجرای برنامه‌های معارفی سیما می‌خورد و طیف زیادی از بینندگان، با دیدن مجری از دیدن برنامه صرفنظر می‌کنند؛ مگر بعضی کسانی که به سن تجرد قطعی رسیده‌اند و دلشان با دیدن بچه ضعف می‌رود! همین مجری در برنامه ویژه سال تحویل شبکه سه هم حضور داشت و اجرای بد و «یخ» او، تمامی تلاش‌های کمدین‌های دعوت شده را به باد داد.
مسابقه قهرمان: «قهرمان» حداقل ظاهری شیک و مدرن دارد اما مشکل برنامه در دو چیز است: ۱- بخش‌های تکرارشونده شاید تا چند قسمت، مخاطب را به دیدن برنامه ترغیب کند اما به مرور به تکرار مکررات تبدیل می‌شود و وقتی جذابیت دیگری برای عرضه به مخاطب وجود ندارد، تبدیل به برنامه‌ای خسته کننده می‌شود که دیدن و ندیدن آن فرقی ندارد. همچنین در پوشش شرکت‌کنندگان برنامه بدسلیقگی وحشتناکی وجود دارد که زیبایی‌شناختی آنرا کم می‌کند. ۲- قیاسی که در رشته تحصیلی خود و خوانندگی هم موفقیتی کسب نکرد، در بهترین حالت یک مجری درجه سه با ریتم اجرای کند است که همین ریتم کند و اجرای بد، مخاطب را دلزده می‌کند. هر چه تیموری تلاش می‌کند تا با خوشمزگی و ریتمی سریعی به جذابیت برنامه بیفزاید، قیاسی یک تنه همه را به باد هوا می‌دهد. شاید اگر فقط شخص تیموری اجرای برنامه را برعهده داشت، با برنامه‌ای بهتر مواجه می‌شدیم.
خوش نمک: دیدن مجری ای که بیشتر مناسب برنامه‌های معارفی است و عدم جذابیت، باعث می‌شود دیدن برنامه از دقیقه ده جلوتر نرود.
مسابقه کهکشان: فصل اول و دوم مسابقه کهکشان فصل‌های قابل قبولی بودند که مخاطب می‌توانست پای آن بنشیند اما در فصل جدید با یک برنامه‌ایدئولوژیک طرفیم که در هر قسمت آن باید پای استعمار پیر به مسابقه باز شود و در لعن و نفرین آن سخن‌ها گفته شود. اتفاقی که باعث می‌شود بیننده احساس کند شعورش به بازی گرفته شده و ندیدن برنامه را به دیدنش ترجیح دهد.
محفل: با آنهمه تبلیغی که برایش شد، طبق آمار خود صدا و سیما حداکثر بیست درصد بیننده داشت! من که اصلا ندیدمش، شما چطور؟
مسابقه پنج ستاره: معدود برنامه‌این روزهای سیما که تکلیفش با خود مشخص است و با ریتمی تند و اجرایی قابل قبول حداقل روی اعصاب بیننده راه نمی‌رود اما تغییر مکرر زمان پخش این برنامه دلیلی‌ست برای ندیدنش!
مسابقه شهروند و مافیا: برنامه‌ای که بینندگان دو آتیشه خودش را داشت اما معلوم نشد به چه علتی از شبکه سلامت به شبکه نسیم منتقل شد و در حالیکه سناریوی آن حداقل از سناریوی فصل پیشین جذاب‌تر و دراماتیک‌تر بود، اما آزمون و خطا برای ساخته شدن برنامه‌ای مفرح با پیام‌های آموزشی، باعث رنجش بعضی بینندگان قدیمی آن شد و در نهایت بدون هیچ اعلام قبلی در حالیکه فصل دوم آن به انتها نرسیده بود، از کنداکتور تابستانی شبکه نسیم کنار رفت!
دیگر برنامه‌های به اصطلاح سرگرم کننده این روزهای دوران «تحول» هم بهتر از برنامه‌های گفته شده نیست و دکور دهه شصتی و بد یا مجری ناکارآمد و یا فضای ایدئولوژیک برنامه، به مخاطب «بفرما» نمی‌زند. به عنوان مثال آیا شما برنامه «سید خندان» را که مدیر سازمان صدا و سیما از آن تقدیر ویژه کرده است، توانسته‌اید حتی ده دقیقه تحمل کنید؟ برنامه «پاورقی» و «دی بی سی» بیشتر باعث خنده شما می‌شود یا عصبانیت از به سخره گرفته شدن شعورتان و فحش‌هایی که در دل نثار خود و دیگران می‌کنید؟
شاید راز عملکرد ضعیف صدا و سیما را بتوان در صحبت‌های رییس آن جستجو کرد:
«در دوره جدید اولویت اول ما محتواست. سپس جذابیت و کمیت»
«وقتی سازمان را تحویل گرفتیم دچار تشتت در فرماندهی بودیم و هر کسی هر کاری دوست داشت می‌کرد اما ما قرار است یکپارچه‌سازی فرماندهی را جلو ببریم.»
«ما در برابرِ مردم، اخلاق و باورها و اعتقادات‌شان مسئولیم. در درجه اول کسی که می‌خواهد با ما همکار باشد باید این اعتقاد و باور را داشته باشد.»
«هیچ برنامه‌ای نباید از شاخصه‌های هویتی و نشانه‌شناسی بومی، ملی، دینی و انقلابی جامعه ایران تهی باشد.»

فری ماه سینمای ایران در کما

خدا لعنت کند باعث و بانیش را.او یکی از بهنرین بازیگران بانوی سینمای44سال اخیر است آثار درخشان و بازیهای خیره کننده ای درکارنامه دارد.برخی از موجودات ناراحت و روان پریش سینمای ایران این بازیگر برجسته را به مسیری بردند که عاقبتش محو شدن بود.فریماه فرجامی اکنون بعداز دو دهه عدم حضور در سینمای ایران در بیمارستان بستری ست و به کما رفته است.خدا نیامرزد آنان که این هنرپیشه قابل تامل را به حاشیه بردند و خودشان اکنون در پیوستاری ویترین قشنگ درون تهی مشغولند و در حال کار.به امید خدا به زندگی برگردد و دوباره شاهد بازیهای درخشانش باشیم

#آرسین_هخامنش

#پایگاه_خبری_تحلیلی_نگاتیو