خانه وبلاگ صفحه 20

توهین شبکه نسیم به بینندگانش

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : مهدی ملک
در حالیکه فصل دوم مسابقه «شهروند و مافیا» از شبکه نسیم به انتها نرسیده بود، شبکه نسیم در اقدامی عجیب کندکاتور تابستانی خود را تغییر داد و در این تغییر کنداکتور خبری از پخش ادامه برنامه «شهروند و مافیا» که روزهای شنبه تا سه شنبه ساعت ۲۱:۳۰ از این شبکه پخش می‌شد؛ نیست.
این برنامه در سه فصل برای شبکه نسیم تولید شده بود که فعلا اطلاعاتی از زمان پخش مجدد آن منتشر نشده است.
شبکه نسیم در دوران مدیریت جدید، از منظم‌ترین شبکه سیما به نامنظم‌ترین و غیرقابل پیش‌بینی‌ترین شبکه سیما تبدیل شده است. این تغییر کنداکتور بار اولی نیست که اتفاق می‌افتد؛ تغییراتی که در بهترین حالت نشانه عدم تفکر صحیح برای انتخاب ساعت پخش برنامه‌هاست. ضمن آنکه توقف ناگهانی پخش برنامه‌ای در حال پخش، جز توهین و بی‌احترامی به مخاطب آن برنامه پیامی ندارد.
به آقای خوشرو مدیر شبکه نسیم پیشنهاد می‌شود به جای دیدار گاه و بی‌گاه از پشت صحنه برنامه‌ها و خندیدن به برنامه‌هایی که ارزش نگاه کردن هم ندارد، کمی زمان خود را صرف تفکر درباره چینش برنامه‌ها کرده؛ یا حداقل از افرادی توانمند در کنار خود استفاده کند.
همچنین به معاونت سیما و رییس آن سازمان پیشنهاد می‌شود، کسانی را به عنوان مدیران شبکه‌ها منصوب کنند که از عهده کمترین وظیفه مدیر شبکه که چینش کنداکتور منظم است؛ برآیند. بگذریم از کیفیت نازل برنامه‌ها در شبکه نسیم و تبدیل یک شبکه پرمخاطب به یک شبکه کم مخاطب. به عنوان مثال همین چند وقت پیش، برنامه «هفت ترانه» از شبکه تعطیل شده «شما» به شبکه نسیم منتقل شد که به علت تغییر مجریان خانم برنامه و استفاده از مجریان مردی که توانایی ایجاد ارتباط صمیمانه با مخاطب را نداشتند، به یک برنامه کم‌بیننده، تبدیل و به کل از کنداکتور شبکه کنار رفت. استفاده از عوامل و مجریان غیرحرفه‌ای در شبکه نسیم باعث شده که برنامه‌ها از جذابیت کمی برای مخاطبان برخوردار بوده و پربییننده‌ترین برنامه این شبکه بعید است بیش از بیست درصد بیننده داشته باشد؛ آن هم در شبکه‌ای که در دوران مدیران قبلی تا هفتاد درصد بیننده داشت.

“صدا” جایزه بهترین کارگردانی جشنواره مجارستان را دریافت کرد

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:
فیلم کوتاه «voice» ساخته علی عبداللهی برنده جایزه بهترین کارگردانی بیست‌و‌پنجمین جشنواره جهانی فیلم «فالودی» مجارستان شد و به نهمین دوره از جشنواره فیلم Gbeck کانادا راه یافت.

به گزارش روابط عمومی، فیلم کوتاه «voice» به نویسندگی و کارگردانی علی عبداللهی و تهیه‌کنندگی حامد قریب برنده جایزه بهترین کارگردانی بیست‌و‌پنجمین جشنواره جهانی فیلم «فالودی» مجارستان شد.
این جشنواره هر سال یک ارزش ویژه یا معضل اجتماعی را به عنوان مضمون جشنواره در دستور کار قرار می‌دهد و هدف آن، الهام بخشی در جهت خلق اثر و آغاز گفتمان اجتماعی درباره مضمون طرح شده است.
بیست‌و‌پنجمین جشنواره جهانی فیلم «فالودی» مجارستان ۱۷ تا ۲۰ نوامبر برگزار و اکنون برگزیدگان بخش‌های مختلف آن اعلام شده است.
همچنین فیلم کوتاه «voice» در تازه‌ترین حضور جهانی خود به نهمین دوره از جشنواره فیلم Gbeck Future Film Festival کانادا راه یافت.
جشنواره فیلم Gbeck بر نسل آینده تاکید بسیاری دارد و برای پشتیبانی از فیلمسازان جوان طراحی شده است. بنابراین از فیلم‌های اورجینالی که توسط فیلمسازان جوان در سراسر جهان ساخته شده حمایت می‌کند.
این جشنواره از تاریخ ۸ تا ۱۰ سپتامبر سال جاری در Prince Edward Island Canada برگزار می‌شود.
.
فیلم «voice» پیش از این نیز به هجدهمین دوره از جشنواره اتوپیای آمریکا، هفتمین دوره از جشنواره سانداسکرین ایتالیا، دهمین دوره از جشنواره ASFF AS ایتالیا و ششمین دوره از جشنواره لینک انگلستان راه پیدا کرده بود و پخش جهانی آن همچنان ادامه دارد

ابراهیم عزیزی، هانا کامکار، خلیل ظروف‌چیان بازیگرانی هستند که در این اثر به ایفای نقش پرداختند.

عوامل این فیلم عبارتند از: حامد قریب(تهیه‌کننده)، شاهین طوفان (مدیر فیلمبرداری)، علی گورانی (تدوین)، محسن نانکلی(صدابردار)، حسین قورچیان (صداگذار)، امید روشن‌بین (موسیقی)، فربد جلالی (اصلاح رنگ)، محمد حسین قانع (جلوه‌های ویژه)، میثم اسلامی (مترجم)، هادی میثمی (نوازنده ویلن‌سل)، ناهید رضایی (منشی صحنه)، محمدرضا امینی، حمزه نصیری، محمد جواد کبیری (گروه فیلمبرداری)، علیرضا خضرایی (عکاس)، شادان کمیلی (گریم)، کیان عزیزیان (تدارکات)، سهراب تیموریان (سینه‌موبیل)، سعید موسوی (ساخت عروسک) و پخش بین‌الملل: سولماز اعتماد.

شوش تا ملک ری تاریکه؛بهش برس زاکانی

در روزگاری که بالاشهر تهران چند متر به چند متر نور افشانی شده تا رضایت خاطر بسیاری از یک شبه پولدار شدگان و کاسبان تحریم فراهم شود؛ سالهای سال است که در مناطق جنوبی تهران روشنایی شهری بسیار ناقص است و در بسیاری از مناطق جرم خیز، تاریکی و روشنایی بسیار کم به معضلات اجتماعی دامن می زند و زمینه را برای اتفاقات ناگوار،خفت گیری ،تصادف،در چاله افتادن و…بسیار فراهم می کند.در چنین وضعیتی شهردار فعلی تهران که اصالتا زاکانی ست و خود را فرزند جنوب شهر می خواند و بدان افتخار می کند در حالیکه چند دهه است در بالاشهر می زیید؛ بچه جنوب شهر بودن را برای خود تبدیل به دکانی کرده است که به مقاصد سیاسی شخصی اش برسد و هرگز برای اهالی جنوب شهر تهران احترامی قایل نیست و به مشکلات آنهابه هیچ وجه توجهی ندارد.او که پیش ازین خواب شهردار شدن را هو نمی دید و حتا در مصاحبه ای اعلام کرده بود که شهردار تهران نمی شود از بد حادثه بر این مسند قرار گرفته و در این موقعیت پول در بیار ، در مناطق شمالی شهر با سرعت سرسام اوری در حال فروش تراکم است تا به خانه دار شدن ساکنان تهران کم کند…یاالعحب.

در این میان یکی از شاه راه های قدیمی تهران که از میدان شوش به ملک8هزار ساله ری می رسد نواقص روشنایی فراوان دارد و در یک کیلومتر ازین مسیر تاریکی مطلق رفت و امد برای هر راکبی را با مشکل بسیار روبرو ساخته است؛از چندصد متر به پل آزادگان تا بعداز آن در مسیر مستقیم شوش به ری  این جاده قدیمی و پر تردد هیچ روشنایی ندارد  و کار را برای عابران پیاده و سواره بسیار سخت می کند؛بعلاوه آنکه این تکه نورگیر وسط خیابان ندارد و نور ماشین های متقابل بر چشم یکدیگر می تابد  و معضل عبور ازین قطعه را برای عبور کنندگان پیچیده می کند.با این توضیحات و مقدمه طولانی کاش زاکانی که تخصص اش پزشکی هسته ای ست هسته پیچیده این تاریکی را روشن کند و کمی مسیولیت پذیری اجتماعی از خود نشان دهد.بعید می دانیم در این سرعت پرشتاب خانه دار کردن ساکنین تهران و حجم انبوه تراکم فروشی صدای اهالی جنوب شهر بدو برسد و توجه اش به رفع معضلات جنوب شهر اندکی جمع شود.بسیار بعید است.این خط_ این نشان+

#آرسین_ هخامنش

#زاکانی

#شهرداری _تهران

تولید محتوای جک وار شهری

در روزگار شهرداری زاکانی تبلیغات جهت دار تابلوهای بزرگ تهران که برای تاثیر سیاسی اجتماعی..تولید محتوا دارد، بیش از آنکه تاثیر واقعی در جامعه داشته باشد به دلیل ناپختگی در ایده پردازی تبدیل به جک و مضحکه شده است و برای مردمی که می بینند مایه خنده و طنز.این هم از برکات این نخبه عالم امکان در این صندلی رفیع و مدیران بسیار شایسته ای که در این حوزه گمارده است…

چشم غضب دار بازیگری درگذشت

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: نامش فخری خوروش بود.در روزگاری بازیگر شد که بازیگری برای زنان همپای جرم بود.از خانواده طرد شد اما به عشق اش که بازیگری بود ادامه داد تا جاییکه خانواده اش به او افتخار کردند.فرازو فرود حس بازیگری و انتقال حس را از طریق چشمانش به مخاطب قابل تامل بلد بود.آخر در مهمانی شبانه و التماس برای دیده شدن بازیگر نشده بود.حسابی خاک صحنه خورده بود تا بازیگری را از آن خود کرده بود.

معروف بود که چشمانش در بازیگری غضب دارد و سگ چشمش به طرز هوشمندانه ای بدو برای انتقال شخصیت هایی که بازی می کرد برای مخاطب کاربرد داشت.یکی از بازیهای جاودانش که همگان دیدند و حجتی بر این سخن است ایفای نفش مهد علیاست در سریال امیرکبیر که به راستی عمق تنفر مخاطب ازین زن را در می اورد و اوج هنر بازیگری خوروش بود.

اهل تبلیغ نبود و در دهه های اخیر کمتر بازی کرد و سر آخر در ینگه دنیا بدرود حیات گفت.روحش شاد

#آرسین_هخامنش

آفتاب پرست و مُلَوَن؛ به رنگ شوکران

هیچ شاهکاری در تاریخ سینمای ایران نساخته اما اعتماد به نفس وقاحت برانگیزی دارد؛ این روحیه بیشتر در افرادی وجود دارد که کمیت‌شان بر کیفیت‌شان می‌چربد. متأسفانه عرصه سیاست و سینمای ما کم نیست از اینگونه افراد؛ در عرصه سیاست که لاف‌زن و لات کوچه بن‌بست زیاد داریم و در وادی سینما افرادی که خود را هیچکاک می‌بینند، اما رمضونعلی و لیالی هم نیستند؛ آنان که خود توهم‌پنداری بسیار مضاعف دارند. اینگونه افراد حتا اگر سواد مختصری هم داشته باشند، اما کرامت انسانی (ارجمندی جان) و شرافت ندارند، پس به تویه‌های قابل ملاحظه فهم و فهمیدگی نرسیده‌اند. انسانی باسواد محسوب می‌شود که در نتیجه سواد که شامل اطلاعاتی است که به آگاهی تبدیل شده است، به فهمیدگی رسیده باشد. حال اگر اطلاعاتمان در یک وادی، قابل توجه باشد، اما نتوانیم به واسطه ذهنمان آنرا پردازش کرده و به زایش فکری که محصولش اندیشه‌ورزی می‌شود، دست یابیم، به تویه‌های (اعماق) فهم نرسیده‌ایم و انسان فهمیده‌ای محسوب نمی‌شویم؛ چرا که شرایط لازم و کافی فهمیدگی، شرافت و راستی است. آیا اساسا می‌توان انسانی را متصور بود که فهمیده و نخبه محسوب شود، اما ارزش‌های والای انسانی همچون شرافت و راستی (صداقت) را نداشته باشد؟ فهمیدگی حتما همراه و همجوار شرافت و راستی است. -البته که داستان هوش سیاه برخی نخبگان در تاریخ بشر از این مبحث جداست.- با این رویکرد، اگر به برخی افراد در سینمای ایران که شرایط درجه یکی دارند، اما شخصیت روئینی‌شان بسیار منفعت‌پرست و شبیه آفتاب‌پرستند، نیک نظر بیاندازیم و به رفتار و گفتار آنها در چند دهه از زندگی شخصی و کارشان نظر دقیقی بیفکنیم، جز پرت و پلاگویی در جهت منافع شخصی و مزخرف‌سازی در وادی سینما حاصلی نداشته‌اند، اما ژست گُدار و هیچکاک به خود می‌گیرند.
اخیرا یکی از این افراد ویترین قشنگ درون‌تهی در اظهار نظری بچه‌گانه به فرزند مردمی‌ترین قهرمان ورزش و پهلوان ایران در تاریخ معاصر، توهین‌هایی کرده که گوش و چشم هر انسانی ازین میزان وقاحت و صد البته بلاهت به شگفت و تعجب می‌آید. فردی که در اوایل دهه هفتاد با یک «عروس» بزک‌شده و ریختار جدید فیلمفارسی بر پرده سینما ظاهر شد و آنرا یک موفقیت برای خود تلقی کرد؛ پس از آن فیلمفارسی که منجر به ساخت آثاری عاری از اخلاق در سینمای ایران شد، پرت و پلاهای زیادی ساخت و پول فراوان و جایگاه رفیعی برای خود فراهم کرد؛ در هنگامه اصلاحات به ناگهان رنگ عوض کرد و یک اثر متوسط شوکرانی که در آن شعور مخاطب هم چندان جدی گرفته نشده است؛ ساخت و انگار شاخ غول شکسته است. این موجود متوهم همانی است که افتخار می‌کرد در مجلس ششم با شلوار لی، آستین کوتاه و آدامس در دهان به مجلس می‌رود و بسیاری او را نصیحت می‌کنند که اینگونه نباشد. این آفتاب پرست متوهم که باز هم با تغییر شرایط رنگ عوض کرده، به واسطه یک اثر عظیم به لحاظ مالی در طی دوازده سال، دو بار در تهران ارتقاء منطقه جغرافیایی و سکونت داد؛ آپارتمانی بزرگ در آمریکای شمالی خرید؛ در حالیکه آن فیلم به قدری ضعیف و بد بود که تهیه‌کننده‌اش و مراکزی که پول آنرا داده بودند رویشان نشد که آنرا در جای دیگری نشان دهند. تلاش تهیه‌کننده برای تدوین مجدد به واسطه آنکه آن فیلم مشکلش تدوین نبود و اشکالات ساختاری در فیلم‌نامه، شخصیت‌پردازی و گره‌افکنی و گشایش داشت به نتیجه نرسید و در نهایت عطای کار را به لقایش بخشید و حتا قید اکران عمومی آن فیلم را هم زد، با آنکه شخصیت اصلی آن فیلم یکی از افراد ثبت شده در تاریخ معاصر است. حال بگذریم از آثار بسیار سفارشی که این فرد ساخت، پول کلان گرفت و هرگز فیلم‌های متوسطی هم محسوب نشد.
چنین فرد آفتاب‌پرست و منفعت‌پرستی به پسر پهلوان نامی و مردمی ایران با الفاظی سخیف چنان رذیلانه تاخته است، تو گویی که قامت اندیشه انسان به تاریخ تولدشان است. تنها می‌توان امید بهروزی برای این افخم متوهم و جاهل داشت و بدو متذکر شد که قامت فکر و شخصیت افراد می‌تواند به هیچ وجه ربطی به سال تولد و مقدار سن‌شان نداشته باشد و چه بسا انسان‌های زیادی در میان‌سالی در عوالم کودکی به سر می برند و فقط سن‌شان بزرگ شده است و چه بسیار انسان‌هایی وجود دارند که به واسطه هوش و تویه فهمشان در دهه دوم و سوم زندگی‌شان قامت اندیشه‌شان شکل گرفته و به ثبات اندیشه و شخصیت رسیده‌اند و از امثال تو بسیار جلوترند و صد البته فهمیده؛ چیزی که در این افخم متوهم و آفتاب‌پرست موجود نیست. به قول آن انسان برجسته تاریخ معاصر برای دریافتن زنده یا مرده بودن فرد، نبضش را نگیرید، شرفش را ببینید، یا بنا به گفته ی جاوید نظریه‌پرداز بزرگ عرصه تأتر «برتولد برشت»، آنکس که می‌داند و خطا می‌کند، تبهکار است.
آری اینچنین است برادر؛ گذشتِ روزگار تویه واقعی افراد را آشکار می‌کند و تا ابد نمی‌توان در پشت پُز نگاه عاقل اندر سفیه پنهان شد و خود هیچکاک‌پنداری داشت، در حالی که یک صدم آن هم نباشی. امید شفا و بهروزی می‌توان برای این افخم داشت که صد البته بعید می‌دانم، اما در ناامیدی بسی امید است. در نهایت اینکه پهلوان نامی و مردمی ایران زمین و پسر فهمیده‌اش با اینگونه گفتارها و رفتارهای پلشت هرگز کوچک و خوار نمی‌شوند و اینها فقط اعماق بچه‌گانه و کوچک این موجود را هویدا می‌سازد.
جهان پهلوان و فرزند باسواد و فهیم‌اش بزرگتر از آن هستند که توی حقیر بتوانی نظر مردم را درباره‌شان عوض کنی. پول پارو کن اما دیگر آفتاب‌پرست نباش که عیار و هویت واقعی‌ات بر همگان آشکار شده.

#امیر _فرض‌اللهی

#پایگاه_ خبری_ تحلیلی_ نگاتیو

#آفتاب پرست

#شوکران

پیش از مرگ کشته شده بودی

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: طریق مرگت را نمی‌دانم، داستان گمانه‌زنی‌های زخم‌های بدنت بر روی آن طناب گلاویزشده سوالی است که جوابش شاید بعدا روشن شود. تو آن موقع کشته شده بودی که آن بچه با تو سعی کرد آمرانه رفتار کند که تو بر میزش کوبیدی. زمانی کشته شده بودی که خِردت ندیده گرفته شده، هنگامه‌ای که تلاش شد فکر تو را در نطفه خفه کنند و دغدغه‌مندی اجتماعی‌ات را بکشند. تو نمردی قبل از ازدست‌رفتن. جانت، آتش جانت انکار شد. آتشی که دل، در گرو جامعه داشت و نبض‌اش با ریتم ضرباهنگ جامعه می‌تپید. ریتمی که ناهمگون شده و به تپش شدید افتاده است. ارکستری که هر که برای خود می‌زند و یکی برای دیگری. راستی یادت هست چه خاطراتی با من، اهالی سینما و مطبوعات و با مردم به یادگار گذاشتی و رفتی. خاطراتی ماندگار از شرافت توانایی و معنای وجودت که بر دل همه نشست. قصه‌های مجید مرادی‌کرمانی را جوری نواختی که همه ایرانیان بدون آنکه خود را اصفهانی ببینند با آن همذات‌پنداری کردند و بر دل مردم ایران نشست. چه غم‌ها که نخوردی در این پانزده سال اخیر بر مردم‌ جامعه‌ات و اوضاع ناامیدی اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ایران. اوضاعی که روزبه‌روز بر مشکلاتش فزونی می‌گرفت و به‌رغم تو می‌افزود. کیومرث؛ تو درگذشته نشدی، در دل ملت جای گرفتی، شاید فرصت نشد از دل این همه تراژدی که بر ما می‌رود شاهکارت را بسازی و حتما اگر هم می‌ساختی هزار مشکل پیش می‌آمد اما شرافت‌ات کافی بود که مردم نجیب و شریف ایران در غم تو اندوهگین باشند. وقتی متن زرشک زرین به دبیر جشنواره فیلم فجر را برایت فرستادم آنچنان به شوق آمدی که با دلی پر جان زلب آمده گفتی: موافقم. من با اعطای این زرشک زرین موافقم. از کجا می‌دانستم این آخرین حضور جمعی تو در سینما و نکوهش کوچکان چمبره زده بر جایگاه بزرگان است. نه کیومرث، رفتن‌ات را باور نمی‌کنم، تو برای ما زنده‌ای چراکه آتش جانت چراغ پرفروزانی بر تارک این جامعه نواخت و نام تو را در بین باشرفان تاریخ ایران نهاد؛ تاریخی که پر از انسان‌های باشرف اما با مرگ‌های نابهنگام و سرنوشت‌های سوگناک است. پیکرت بر خاک شد، اما روح و روان و خاطرت برای همیشه نزد ما ایرانیان زنده می‌ماند. پاینده ایران. امیرفرض اللهی.روزنامه هم میهن

https://hammihanonline.ir/news/24-hours/pysh-az-mrg-kshth-shdh-bwdy#:~:text=%D8%A7%D8%B2%20%D9%85%D8%B1%DA%AF%D8%B4%20%DA%AF%D8%B0%D8%B4%D8%AA-,%D8%A7%D9%85%DB%8C%D8%B1%20%D9%81%D8%B1%D8%B6%E2%80%8C%D8%A7%D9%84%D9%84%D9%87%DB%8C,%D9%82%D8%A8%D9%84%DB%8C,-%D8%AF%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%87%20%D9%85%D8%A

 

 

وقتی زاکانی ترافیک شدید ایجاد می کند

عادتش است.بسکه پاسخگو نبوده و نابلد است.هرگز در عمرش یاد نگرفته که در قبال مسیولیت هایش در پیشگاه مردم پاسخ بدهد.در آخرین اقدامش نیمی از میدان اصلی ری را بسته و ترافیک بسیار شدید در منزقه مرکزی ملک8هزارساله ری ایجاد کرده.به جای آنکه بخش جنوبی خط شش مترو را که مبدا آن ری است افتتاح کند دنبال پیاده راه سازی های نمایشی است.علاقه وافری به کارهای عجیب غریب دارد.چندروز پیش گفته تازه ما بیست ماه است در شهرداری امده ایم.انگار این پزشک هسته ای قصد دارد صدسال بر بلدیه این شهر تکیه بزند.وا اسفا.وا مصیبتا.چه شود.باید بدو گفت آقای پزشک از نوع هسته ایش: کمی شهردار بودن یاد بگیر مشاوران خبره به کار بگیر و کارخانه جوجه کشی راه نیانداز.

چرا تعرفه معاینه فنی دوبرابر شده آقای زاکانی

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:در حالیکه رکورد تورم در قرن گذشته در یکسال و نیم اخیر توسط مردم ایران تجربه سوزناک و اسفناکی داشته است پزشک هسته ای که سودای مناصب بزرگ دارد تعرفه معاینه فنی را در سال1402خورشیدی به نسبت سال گذشته دوبرابر کرده و بدین واسطه باردیگر نگاه و عملکرد غیرمردمی خود را به اثبات رسانید است.در این شرایط تراژیک اقتصادی اجتماعی سیاسی به جای آنکه شهردار تهران کمی به مردم ایران رحم کند و با درک مشکلات اقتصادی مردم وظایف شهرداری خود را مردمی کند با تحمیل مضاعف هزینه به مردم فقط به فکر سوداوری ومنفعت طلبی ست و حتا از قبور درگذشتگان هم مالیات می گیرد و وجهه نامردمی خود را هر روز ،به روز می کند.

کتاب “فرهنگ کوچک شاخه های عکاسی” رونمایی شد

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: کتاب فرهنگ کوچک شاخه های عکاسی حاصل تلاش سی ساله محمود مروتی عکاس و استاد دانشگاه رونمایی شد.انتشارات نظام الملک به مدیریت خانم اذرپور این کتاب مرجع را منتشر ساخته است.درجلسه رونمایی این کتاب سیف االله صمدیان ساعد نیک ذات به معرفی و شرح این کتاب پرداختند و عکاسان و تصویربرداران با تجربه ای حضور یافتند. در این کتاب که ترجمه و تالیف محمود مروتی است به معرفی نود شاخه عکاسی در دنیا همت گماشته شده و این اثر را به کتابی مرجع بدل ساخته است.تلاش سی ساله محمود مروتی در 546صفحه با کاغذ بالک و جلدی قابل تامل منتشر شده است.به کلیه علاقه مندان عکاسی و تصویربرداری خوانش این کتاب توصیه می شود