خانه وبلاگ صفحه 2

اسپانیا پادشاه فوتبال دنیا

اسپانیا قهرمان جام جهانی شد.این تیم با شکست دادن آرژانتین قهرمان جهان شد.اسپانیا تیمی که در این جام جهانی فقط یک گل خورد.تیمی منسجم و و یکدست در حمله و دفاع.

بی معرفتی به کاپیتان با مرام

کاپیتان با مرام پرسپولیس مورد بی معرفتی قرار گرفت.امید عالیشاه دربی باز ترین دربی باز تاریخ پرسپولیس که هرگز در این رویداد ورزشی نباخت با بی مهری زیاد مدیر پرسپولیس درحالیکه اماده بود کنار گذاشته شد

پیمان حدادی مدیر عامل پرسپولیس مدتها در پی این کار بود.مهدی تار تار نباید در این بی مرامی با او همراهی می کرد

دل آور بود و دوست داشتنی

دلاور دوستانیان.فیلمسازی هم آغوش طبیعت و چهار پایان.دردمندانه پر کشید.

روزگار پس پسکی


در روزگار پسکی همه چی پس پسکی ست حتی هوا هم پس می شه و پس می‌شینه. وارونگی که فقط در هوا نیست تو همه چی می‌تونه باشه و بشه
توی یه همچین روزگاری نارفیق‌ترین آدم سینما: میشه که یه عمر درباره رفاقت فیلم بسازه درحالیکه :وجودش هیچ بویی از رفاقت نبرده باشه: بی‌شرف‌ترین آدم ادعای مستقل بودن می‌کنه و در غایت توانمندی اش  تله فیلمسازه خدا بغلش کرده که جایزه بگیر بشه
ادعای انسانیت و وجدان در فیلماش داشته باشه در حالی که شخصیتش تهی از آن باشه و غایت فکرش حضور  در کن و سولوقونه
در یه همچین سینمایی؛عوضی‌ترین‌ها می‌تونن با ویترین قشنگ و درون تهی بودن؛ قورباغه‌ای  باشند که رنگ و بال قناری دارند…. عجب روزگار پس است این وارونه روزگار اگر پس نبود که یارو از سده به صد نمی‌رسید بی لیاقت.
اونو سلوقونم راه نمی‌دادن چه برسه به کن خدا بدجور ماچش کرده که در سایه گوشه نشینی اجباری شایستگان توی یه همچین روزگاری فقط چلمنگ‌ترین افراد می‌تونند قد بکشند و قامت بلندان اندیشه و هنر بر کنجی در ویرانه نشسته اند
آری برادر در یک همچین روزگار پس پس کسی ست که باغ سینمای ایران پر از آفته ؛ همه درختان پربار آن سر به زمین کشیده آند  و علف‌های هرز  پرقامت جلوه‌گر می‌شوند
روزگار که پست بشه دوره تجلی پس افتاده‌هاست که از آن طرف بام افتاده‌اند و فعل شایستگی را وارونه بر پیشانی چهارمیخ کرده‌اند
توی یه همچین روزگاری بی‌شرف‌ها زرنگ الکی‌ها از پس گردن‌هایی که خورده‌اند شانس می‌آورند و پس پسکی پیش می‌افتند از فهیمان و فرهیختگان. این چنین می‌شود که بیضایی در غربت می‌میرد و دخت منوچهر لجبازی می‌کند که پیکرش به ایران نیاید… کوتوله‌ها که نه بازیگرند نه کارگردان جای فکوران خوش روایت سینمای ایران را می‌گیرند و غضنفری می‌شوند در لباس مارادونا
در روزگار پس پسکی مولف آشغال‌های دوست داشتنی به قیف سازی هول داده می‌شود و قاتلان بروسلی در نقش بروسلی ظاهر می‌شوند
روزگار پسین: سرنوشت شایستگان را در این روزگار: پس پسکی می‌کند و کلاغان جای عقابان را می‌گیرند
فقط توی یه همچین روزگاری میشه که بی مایگانی به روش پس پسکی بیشترین دنبال کننده را داشته باشند در شبکه‌های اجتماعی و پرمغز‌ترین اندیشه‌ها محلی از توجه برای فهمیده شدن نداشته باشند… روزگار وارونه بدجور پس پسکی است دیگر
پسینان بر پیشیینیان پیشی می‌گیرند و برای خود شاخص می‌شوند بدون آنکه بن‌مایه این پیشی را داشته باشند فقط در چنین روزگاری می‌شود که بی‌شرفان با شرف جلوه نمایند و با شرفان در لاک خویشتن خویش
پس پسکی بودن روزگار را از کجا می‌توان فهمید؟؟! مگر شاخ و دم می‌خواهد!؟؟! همین که واسطه‌گری توسط … گران …شغل اول دوم سوم مردم این کهن بوم ویرانه سرا گشته: پس بسکی نیست؟ همین که تولید کننده ایده فکر و محصولات متنوع در کشور دون و ذلیل شده‌اند و دلالان بر همه چیز احاطه دارند و سود تولید کننده بودن را با کلاشی چند ده برابر مولد ؛ می‌برند نشان پس پسکی بودن روزگار نیست؟؟؟؟
همین که ۹۹ درصد جامعه بر جایشان سوادشان فهمشان تجربه‌شان نیستند هوا پس نیست به طرزی ناجوانمردانه؟؟؟
اصلاً همین که شایستگی؛ سالار نیست و شاخص قرار نمی‌گیرد نشانه پس بستگی بودن این روزگار لاکردار نیست؟؟؟
شیر فهم شدی یا باز هم بگویم پسر جان؟؟؟
برو پسر جان کمی در جامعه بگرد و با دقت نظر کن تا در ژرفای وجودت بیابی که چقدر از این روزگار پس پسکی پرت افتاده‌ای… روزگار وارونه را به درستی نفهمیده‌ای که چرا همه چیزش عجیب غریب است
برو کلاه خویش را از این گودال دره شده بردار تا کلاه آن را به یادگار نبرده‌اند و به جای کلاه ملکه ۱۰۳ سال عمر کرده نفروختند
برو پسر جان…برووو

# امیر فرض اللهی

مرده آزاری در ری

فالگوش از ملک8هزارساله ری خبرآورده یک فقره مرده آزار در آرامستان چندصد ساله ری به بهانه های واهی درحال تخریب  هویت جغرافیایی اجتماعی تاریخی دفن شدگان است.بنابرشنیده ها و دیده ها قدیمی ترین آرامستان ری واقع در سه راه ورامین که صاحب نامان فراوانی از چندصدسال اخیر ایران درآن دفن شده اند که شامل سیاست مداران هنرمندان نویسندگان و…می باشد محل آزمون  و خطای یک مدیر نابلد به امر تاریخ و مدیریت، شده و به بهانه ی واهی هم سطح سازی در حال تخریب کامل سنگ مزار بسیاری از مردم و بزرگان خاک شده در این آرامستان است سنگ مزارهایی که در قرون اخیر با هنر های تجسمی روزگار خود امیخته شده  و زیبایی شناسی خاصی دارد اما یک مدیر نابلد و بی لیاقت و نا آشنا به علم تاریخ و مدیریت با اعتماد به نفسی توهم آمیز کم مانده است با تخریب کامل مزارهای قدیمی چرخ و فلک برپا کند و و این آرامستان را تبدیل به شهربازی نماید.کما اینکه در آستانه ورودی سمت راست این آرامستان با تخریب سنگ  چند ده مزار ؛یک مغازه بزرگ مصنوعی ایجاد کرده و هیچ مراجعه کننده ای ندارد.زیبایی این آرامستان با سنگ مزار های متنوع آنست اما این مدیر نابلد برای درآمدزایی به شیوه های مختلف از بازماندگان مزار دفن شدگان کسب مال کرده و در تازه ترین اقدام خود می خواهد آرامگاه های خصوصی بیرون از این آرامستان را بپوشاند.

قابل توجه مسیولان ذیربط  و احیانا دلسوز

نیم شب؛ریاکار متظاهر و سطحی

ث

حسین مهدویان نسخه به روز رسانی شده حاتمی کیاست همانقدر مظلوم نما و ننر،همانقدر سوگلی و عاری از مسئولیت پذیری اجتماعی با فاصله بسیار از مردم عادی،او با یک مستند و یک شبه مستند (ایستاده در غبار) جایگاهی برای خود باز کرد و سفارشی بودن خود را در همه کارهایش به اثبات رساند مهدویان در نیم شب در ساحتی تمام عیار در شکل و شمایل حاتمی کیا ر آژانس شیشه‌ای وارد شده و یک اثر کاملاً غیر دراماتیک  گلخانه‌ای را نعل به نعل بیه آژانس شیشه‌ای و به همان میزان ریاکار متظاهر 

قصه یک آقا مهدی که در اوج مرگ همسرش سیمای مظلوم دارد و هدفش خدمت است ا همان حاج کاظم است که حتی به مافوقش هم چک می‌زند و ادای مردمی بودن در می‌آورد بنگریم چه مهدویان در جلسات مطبوعاتی  جشنواره‌ها چقدر بی‌مسئولیت پاسخ داده و اهالی مطبوعات را به سخره گرفته است در تمام کارهایش توجه کنیم که چقدر فضای اتمسفری نیم شب برای تظاهر همدلی مصنوعی باسمه‌ای و عاری از عمق و ژرفاست یادمان باشد وقتی خبرنگاری از او می‌پرسد که آیا درباره وقایع دی ۱۴۰۴ هم می‌سازد با چه عصبانیت و خشمی به سوال کننده هتاکی کرد و با مسخره بازی عذرخواهی 

آری مهدویان حاتمی کیا این روزگار است همونقدر که بافتار روایی حاتمی‌کیا در بسیاری از آثارش مصنوعی و خارج از چهارچوب منطق روایی داستانش است مهدویان هم در بیشتر آثارش با پارادایمی سفارشی بدون در نظر گرفتن اصول روایت و شخصیت پردازی عمل کرده فیلم ساخته و با هیاهو سعی به دیده شدن داشته

در نیم شب مهدویان یک محله از تهران که یوسف آباد باشد را به سخره می‌گیرد ارتش کشور را می‌کوبد  و همه کاراکترهای ین فیلم را در سطحی‌ترین شکل ممکنه متجلی ساخته  بدون شک ضعیف‌ترین اثر خود را به عرضه نمایش درآورده است مهدویان در پاسخ به بودجه فراوان زاکانی برای این فیلم همچون همیشه از پاسخ دادن در رفته و در نقاب مردمی بودن در این اثر ظاهر شده است او در زمانه‌ای این میزان دوری از مردم را در پر قنداق خود دارد چه فیلمنامه نویسش ر این فیلم به همان میزان از اوضاع بی در و پیکر مطبوعات سواستفاده کرد و سربازی نکرده خود را ژنرال نشان می‌دهد و اساساً گرفتار وجوه بسیار بارز سانتیمانتالیسم در شبه روشنفکریست و به همان میزان مهدویان متظاهر به چیزهایی که بویی از آن نبرده است (کتابخوان بودن م فرهیختگی) نیم شب یک فیلم کاملاً تاریخ مصرف‌دار است که با سرعتی به دور از تمرکز جمع شده و آنچنان شتاب زده ساخته شده که یادش رفته یک دختر عملی آسمان جل در پارک گونه می‌تواند بینی‌اش را عمل کرده باشد که این دختر میمون دایش می‌کند چگونه ابتدای فیلم با این دختر ندا نشان داده می‌شود ا در اواخر فیلم باب آشنایی‌اش با او باز می‌شود شخصیت آقا مهدی هم با همه تلاشی که شده به شدت متظاهر نما و مصنوعی است  در آخر هم می‌فهمیم که گره خنثی کردن آن بمب منفجر نشده ه دست یک متخصص باز می‌شود و یا تحقیر یک پیرمرد ارتشی توسط آقا مهدی با توضیح خترش به اوج می‌رسد 

نیم شب فیلمی به شدت پریشان در درام شخصیت پردازی و الکن در روایت درست واقعیات جنگ ۱۲ روزه است 

مهدویان بعد از ماجرای نیمروز خود را بسیار گم کرده و فکر می‌کند عطسه‌اش اثر است خودشیفتگی که خیلی‌ها در همه عرصه‌ها گرفتارش هستند و نصیب مهدویان هم شده است بدون شک شهردار نامردمی به نام زاکانی از اینکه شهرداری را مهدویان در این فیلم نقدر خوب و پاک و منزه جلوه داده عشق می‌کند و چقدر مهدویان این فیلم سطحی را سفارشی به پایان رسانیده است 

به لحاظ کارگردانی مهدویان بعد از ماجرای نیمروز به شدت سقوط آزاد کرده و در توهم کذاییش به سر می‌برد 

همین قدر که او متظاهر است یک هم پالکی شبه روشنفکر شبه فرهیخته هم نصیب او شده  فیلم نامه‌ای به شدت ضعیف. و به دور از باور پذیری برای مخاطب فراگیر فهم مردم را در این فیلم دست کم می گیرند

 یادمان باشد که در کارنامه فیلم‌سازی حسین مهدویان فقط یک فیلم با وجود آنکه سفارشی بود در ساختار فیلمنامه و کارگردانی درست و کم غلط درآمده است و بقیه فیلم‌هایش در سایه چنین فیلمی  قرار می‌گیرد او سفارشی سازی به روز است که حتی هوشمندی حاتمی کیا را در کلیت آثارش ندارد 

                         امیر فرض اللهی

دوبلور برجسته درکذشت

بهروز رضوی دوبلور برجسته هنر ایران درگذشت

این گوینده و صدا پیشه کهنه کار که صدای بسیار گرمی داشت درسن ٧٨سالگی به دیار باقی شتافت

قولی که شکست؛کتابی از نسل زد

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: اگر میخواهید بدانید نسل زد چه در سر دارد سوداهایش چیست و به چه فکر می کند کتاب  قولی که شکسته شد نبشته ارغوان شریفی نویسی را بخوانید تا بیشتر با روحیه و پندار نسل نوجوان این کهن بوم آشنا شوید

ناشر این کتاب کاوش قلم است.قولی که شکسته شد مجموعه داستانک های به هم پیوسته است که توسط نوجوانی خوش ذوق نگاشته شده و به نظر می رسد آینده خوشی در سر دارد

بی شک از خواندن این کتاب با آینده کشور بیشتر آشنا می شوید

آقای پزشکیان به داد هنرمندان برسید

از هنگامه ماجراهای جنگ 12روزه تاکنون فرهنگ در کماست سینمای ایران بالغ بر بیست سال از به عرصه تاخت ابتذال بدل شده و هنرمندان فهیم این سرزمین از ساختن آثار اجتماعی دغدغه مند محروم شده اند.اینک که کانون کارگردانان یکبار دیگر ناقوس هشدار برای معیشت هنرمندان به صدا دراورده رییس جمهور کشور باید بدین سو نظر کند و بواسطه برچیدن بساط ابتذال اجازه دهد فهیمان سینما اثار درخور بسازند و ابتذال را برانند

برجسته ترین شاهنامه پژوه دنیا درگذشت

جلال خالقی مطلق که پنجاه سال از عمرش را به تصحیح شاهنامه گذراند متاسفانه درگذشت.این ایرانی برجسته و پژوهشگر بزرگ، ایرانیان را از رجوع به تصحیح های مختلف شاهنامه فردوسی با خویش کاری و از خودگذشتگی خویش به نسخه ای از شاهنامه رساند که جامع ترین برداشت ها در آن وجود داشته باشد

اسفندگذشته در آلمان این نخبه سرامد ایرانی از دست رفت اما یادگار بزرگش برای ابد ماناست