خانه وبلاگ صفحه 23

تحریم جشنواره های سینمایی توسط انجمن منتقدان

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:
هیات مدیره انجمن منتقدان سینمای ایران اعلام کرد که در هیچ جشنواره سینمایی شرکت نمی‌کند.

به گزارش روابط عمومی انجمن، هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در اطلاعیه‌ای ضمن انتقاد به روش‌های مسبوق به سابقه مدیریت سینما در قبال انجمن و جامعه منتقدان سینمایی و همچنین با اشاره به اتفاقات دو ماه اخیر و شرایط حاکم به جامعه و رفتار با جامعه سینمایی، اعلام کرد اعضای این هیات مدیره در هیچ رویداد سینمایی پیش‌رو مشارکتی نخواهند داشت.

متن اطلاعیه بدین شرح است: «تجربیات سال‌های اخیر نشان داده است مدیران دولتی حوزه سینما، اقبال و باوری به منتقدان و نویسندگان سینمایی نداشته و ندارند (افسوس) و اگر این طیف از پدیدآورندگان ادبیات سینمایی را مزاحم و اضافی ندانند، مرافقت و همراهی هم با جامعه ما نداشته و ندارند؛ و البته ما هم اصراری بر قبولاندن امور بدیهی به ایشان نداریم. تاریخ آموزنده است و کسانی که در پی حقیقت و روشنی راه آینده‌اند، می‌دانند چه می‌گوییم.

در دوره‌های اخیر مدیریت سینمایی و همچنین جشنواره فیلم فجر و سایر جشنواره‌ها، همواره دیوار بی‌اعتمادی میان مدیران و سیاست‌گذاران و منتقدان حائل بوده است و اینک با تشدید این روندها در روش شگفت‌انگیز و شکست‌خورده‌ی «یکسان‌سازی» دستگاه‌ها که قبل از همه‌جا در سینما رخ نمایانده است، فاصله‌هایی معنادار از این «عدم همگرایی» را موجب شده و می‌بینیم که چه صدماتی جبران‌ناپذیر را به‌بار آورده ‌است.

از این طرف هم به رویدادهای تلخ و ناگوار ماه‌های اخیر اگر نگاهی کنیم جز بی‌عملی، تاخیر، سردرگمی، بلاتکلیفی و بی‌توجهی‌ها به اوضاع عمومی سینما و اهالی آن چیزی نمی‌بینیم!

این امور، ما اعضای هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران را به این نتیجه رسانده که در همان مشارکت‌های حداقلی و اندک هم غایب باشیم تا خدایی نکرده به این روندها خللی وارد نشود و سیاست‌سازی‌های یکسان‌شده‌ی این مدیران هم چالشی نشود.

بنابراین در ماه‌های آتی در هیچ‌یک از جشنواره‌های پیشِ‌رو هیچ حضوری نداشته و نخواهیم داشت و هیچ مسئولیتی را هم نمی‌پذیریم.

طبعا آن دسته از همکاران و اعضای محترم انجمن که چنین نمی‌نگرند، مخیرند و می‌توانند راسا اقدام کنند.

هیات مدیره انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران»

#پایگاه_خبری_تحلیلی_نگاتیو

#بیانیه_انجمن_منتقدان_سینما

ناصر تکمیل همایون؛ملی گرا؛دغدغه مند و ماندگار

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:از دست رفتن دکتر ناصر تکمیل همایون ضایعه بزرگی برای اهل فرهنگ و سیاست است.این شاگرد خلف دکتر غلامحسین صدیقی بنیانگذار علم جامعه شناسی در دانشگاه های ایران و یارصدیق دکتر مصدق درسهای تاریخی اجتماعی سیاسی و فرهنگی بسیاری به دکتر ناصرتکمیل همایون آموخت او نیز ازین دریای علم دکتر صدیقی نسل هایی پرورید کتاب های ماندگاری نبشت.آخرینش یک کتاب مرجع درباره نوع صدارت دکتر مصدق در شیراز و قبل از نخست وزیر شدنش بود که ماه پیش در تهران رونمایی شد.روح آزاده و راست کردار دکتر تکمیل همایون از صفات بارزش بود.پسرش نادر هم فرزند باسواد و خلفی ست. که مترجم و نویسنده سینمایی ست.روح بلند قامت ناصر تکمیل همایون تا اخرین روزهای عمرش در پژوهش و نگارش بود و اکنون که  پیکرش به خاک سپرده شده است کتاب در شرف انتشار دارد.او هم در عالم سیاست هم در وادی فرهنگ در کردار و مرام به دکتر مصدق و صدیفی رفته بود و بزرگترین درسش به شاگردان و نسل های امروزی آزادگی ،ترویج فرهنگ مدارا و انتقاد پذیری و کاوندگی بود.روحش شاد یادش گرامی

معرفي كتاب جغرافياي اموات؛جريان مداوم مرگ

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: «جغرافياي اموات» مجموعه‌ای از 6 داستان كوتاه به قلم محسن فرجی نویسنده، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و فارغ‌التحصیل رشته روانشناسی از دانشگاه تهران است كه پاییز 95 با فاصله‌ای ده ساله از کتاب قبلی‌اش «چوب‌خط»، منتشر شده و در مدت زمان كوتاهی توانسته است به چاپ سوم برسد. در پشت جلد این كتاب آمده است: “جدال ابدی خاطرات و فراموشی دستمایه داستان‌هایی است كه این مجموعه را شكل داده‌اند.” یك نوع افسردگی ناشی از واقع‌بینی در داستان‌های این مجموعه وجود دارد؛ درون‌مایه آنها را شاید بتوان در این جمله رومن گاری خلاصه كرد: “آدم‌ها بعضی وقت‌ها خیلی زودتر از وقتی كه دفن می‌شوند می‌میرند.”
نثر داستان اول، “یك شادمانی تاسف‌بار”، پر از تشبیهات زیبا و باعث جلب توجه مخاطب است: “فكرهای بد حمله كرده بودند؛ لعنتی‌ها مثل رشته دینامیت بودند.” “با دست‌های خشكیده‌اش كه مثل شاخه‌های كاجی سوخته بود؛ چادر را روی سرش نگه می‌داشت.” از اواسط داستان، نویسنده موفق به شگفت‌زده کردن خواننده می‌شود؛ با این وجود عدم پرداخت و عدم روایت روابط میان شخصیت‌ها، به عنوان مثال روایت نشدن دلیل ارتباط عمیق شخصیت اصلی با فردی که حتی در دوران کودکی هم جز دوستان او نبوده؛ باعث گشته که واقع‌پذیربودن آن دچار نقص گردد.
در داستان دوم، دیگر از آن نثر شاعرانه و تشبیهات زیبا خبری نیست. استفاده از نام دو شخصیت داستان اول در خواننده انتظاری ایجاد می‌كند كه نویسنده پاسخگوی آن نیست. تلاش‌های او برای وارد شدن به دنیای شخصیت اصلی به نقطه انتهایی نمی‌رسد و در نهایت چیزی دست مخاطب را نمی‌گیرد.
در داستان سوم كه ساده‌ها نام دارد تیپی كاملا كلیشه‌ای از فردی كه اعتماد به نفس پایینی دارد خلق شده. او در حال روایت اتفاقات روزمره برای معشوقه‌اش و به قول خودش دیالوگ درونی است. اما این دیالوگ درونی گاهی به دیالوگی برای مخاطب تبدیل می‌شود؛ دیالوگ‌هایی كه منطقا نباید برای معشوق بیان می‌شد. همین مسئله باعث می‌شود که دنیای تصویرشده و کل روایت ساختگی به نظر بیاید. گویی تمامی داستان بهانه‌ای برای بیان این حرف است: “آدمی كه زیر سایه ترس بزرگ شده وقتی هم كه نباید بترسد می‌ترسد؛ مثل سگ می‌ترسد.”در این داستان دغدغه فرجی برای بیان حرف‌هایش؛ حرف‌هایی كه از دل داستان و شخصیت‌ بیرون نمی‌آید؛ چشم اسفندیار شده است.
داستان “پرنده نامرغوب” تمامی كلافگی‌ها از خواندن داستان قبلی را از تن به در می‌آورد. بهترین شخصیت خلق شده تا به اینجای این كتاب، شخصیت پیرمرد این داستان است. حال كه شخصیت خلق می‌شود لاجرم حرف‌هایش هم ساختگی به نظر نمی‌آید و به دل می‌نشیند: “روی نیمكت جابجا شد بی‌حوصله گفت: به شرح ذیلت بابا! می‌موند می‌خواست چه گهی بخوره؟ اونم می‌شد یكی مثل تو.{…} پیرمرد سیگار بعدی را روشن كرد، انگار با خودش حرف یزند گفت: آه انسان ای پرنده‌ی نامرغوب”
در داستان بعدی كه “گنجشك” نام دارد پیچیدگی و روایت از منظرهای مختلف و در هم تنیده شدن زمان‌ها به وفور وجود دارد. هر چه جلوتر كه می‌رویم دلایل اتفاقات مشخص‌تر می‌شود؛ اما آشنایی دو شخصیت اصلی را گویی یك موجود نامریی رقم می‌زند و اوست که آن دو را به جایی كه می‌خواهد می‌رساند. حال این سوال كه چرا موجود نامریی در حال حاضر تصمیم به ایجاد آن حس و به تبع آن، این آشنایی گرفته و زمان فعلی چه خاصیتی داشته که دیگر زمان‌ها نداشته است؛ بی‌جواب باقی می‌ماند. در بعد شخصیت‌پردازی، شخصیت دختر داستان كاملا ساخته می‌شود اما نوع بیان و حرف زدن شخصیت حسن منكلی تمامی آنچه را كه از ظاهرش در ذهن مخاطب نقش بسته، نقش بر آب می‌كند و خواننده گویی با دو فرد متفاوت طرف است. نقطه مثبت داستان پایان آن است كه كاملا غیر قابل پیش‌بینی است؛ بر خلاف بقیه داستان‌های این مجموعه که تا حدودی مرگ‌طلب می‌باشد؛ در این داستان حس خوب زنده‌بودن و زندگی‌کردن به مخاطب داده می‌شود.
داستان آخر، مجموعه‌ای ازطرح‌های اولیه‌ای است كه به بهانه دیدن هفت سیب گندیده در جوی به ذهن نویسنده می‌آید و همین طرح‌های اولیه كه به قوام نرسیده‌اند؛ در داستان بیان می‌شود. در پایان هم گویی همین روایتِ در ذهن خود هم به مذاق فردی که مشخص نیست جز چه دسته یا گروه داخلی یا خارجی‌ست خوش نمی‌آید و او را با خود می‌برد. در اینجا با محسن فرجی عصبانی رو به رو هستیم كه هیچ ابایی از تكه‌پرانی هم ندارد. او خیلی عصبانی‌ست و آوردن كلمات روی كاغذ شاید تنها باعث شده باشد از عصبانیتش كاسته شود. آخر این داستان اینگونه به اتمام می‌رسد: “سعی می‌كنم نفس‌هایم را منظم كنم، نمی‌شود؛ نمی‌توانم. چیز سفتی زیر كت مغز پسته‌ای طرف به پهلوم فشار می‌آورد. می‌خواهم بپرسم ما را كجا می‌برید اما نمی‌پرسم؛{…} فكر می‌كنم اصلا چند سال است هیچ كداممان داستانی ننوشته‌ایم{…} فكر می‌كنم پای هیچ بیانیه و طوماری را هم امضا نكرده‌ایم{…} حتما دوستم كاری كرده است كه من ازش بیخبرم. كار او هم به خودش ربط دارد؛ به من مربوط نیست. من فقط هفت تا سیب گندیده پیدا كرده بودم و می‌خواستم بعد از عمری با آنها یك داستان بنویسم كه آن هم نشد.”
كتاب “جغرافیای اموات” با همه نقاط مثبت و منفی‌اش برای خواننده‌ای كه همه كتاب‌های نویسندگان بزرگ دنیا را خوانده است و به دنبال كتابی برای خواندن می‌گردد؛ شاید انتخاب بدی نباشد. دو سه داستان بالای متوسط در آن است و بسیاری ایده و البته با همه تلخی و افسردگی‌اش تا حدودی سرخوشانه روایت شده است. خود نویسنده كتاب معتقد است: “چشم‌انداز من نویسندگانی مانند کورت ونه‌گات، ریچارد براتیگان و دونالد بارتلمی هستند. در واقع، این نویسندگان، انگار تحت تاثیر مفهوم رندانگی قرار دارند و می‌توانند تلخ‌ترین موضوعات را با سرخوشی روایت کنند.”
مهدی ملک

آخرین ساخته سلمان یاقوتی آماده نمایش

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: فیلم کوتاه داستانی “مردی در آینه” آماده نمایش شد این فیلم به کارگردانی وتهیه کنندگی سلمان یاقوتی روایت یک زن رابه تصویر می کشد که دارای اختلال شخصیتی است و… سایر عوامل این فیلم کوتاه” فیلمنامه :مستانه پارسا مشاور کارگردان :سید حسن شمس -طراح گریم :هانیه کریمی -مدیر فیلمبرداری :علی اسماعیل لو -طراح صحنه ولباس :سلمان یاقوتی -صدابردار :مهران اهمدی -منشی صحنه :محدثه حسینی فر -مدیر تولید :لیلا عباسی – مجری طرح :پیمان یاقوتی -عکاس :یاسین گودرزی -دستیار و برنامه ریز :حجت اصلانی -مدیر تدارکات :قاسم مردانی -تدوین واصلاح رنگ ونور :محمد جواد محمدی وسلمان یاقوتی با معرفی اللهه یوسفی
این پنجمین فیلم سلمان یاقوتی در مقام تهیه کننده وکارگردان میباشد وفیلمهای عشق سمی -یک ان -بدون شرح وزخم عمیق را تولید کرده است وفیلم قبلی زخم عمیق در راه اکران انلاین میباشد که بازیگرانی چون صدیف ارمیده-بهروز رحمتی -فرناز فوادی -فاطمه گراییلی -مهدیه عیدو زائی وسلمان یاقوتی دران ایفای نقش کرده اند.

#پایگاه _خبری_ تحلیلی_نگاتیو

#فیلم_کوتاه _داستانی

#سلمان_ یاقوتی

روزنامه نگاری؛چشم و چراغ جامعه

منتشر شده در روزنامه اعتماد.امیر فرض اللهی

پرسپولیس لیدر فحاش و نامردمی نمی خواهد

تاریخ باشگاه پرسپولیس باتفکر مردمی ومرام و اندیشه روانشاد دکتر محمد مصدق شکل گرفته است.بزرگمردی که شایسته ترین دولت مدرن تاریخ معاصر را تشکیل داد و در28ماه نخست وزیری منافع ملی فراوانی را برای ایرانیان زنده و پابرجا کرد.میوه های فکری چنین مردی باشگاه پرسپولیس را ایجاد و ادامه دادند.باشگاهی که در طول تاریخش همواره با مردم برای مردم و در کنار مردم ایران بوده است.چنین باشگاهی پس نمی تواند افرادی  که مردم را تهدید می کند و آنها را فحش می دهد درکنار خود داشته باشد.از خدابیامرز محمد بوقی{نایب عباسی}گرفته تا روانشاد آق مرتضا احمدی.هوادارانی که عشق شان پرسپولیس بود و نبض روح و روانشان با نتایج پرسپولیس و تحولاتش بالا و پایین می رفت و هرگز در این عشق؛منفعت پرستی و نامردمی جای نداشت.متاسفانه چند دهه است که یکی ازین نامردمی ها که تمام موجودیش از پرسپولیس شکل گرفته و شبیه شیوه جوانمردانه پرسپولیس بزرگ نیست کنار پرسپولیس نفس می کشد منفعت می برد به شهری که فرودگاه ندارد می خواهد برای امرغیر اخلاقی سفر کند و اخیرا رسما مردم را تهدید کرده است.وجود چنین فرد لاابالی در کنار این تیم همیشه مردمی که همایون بهزادی ها کلانی ها و علی کریمی ها اسطوره هایش است،وصله ناجور است.این موجود که درکنار نامش همواره صفت عین گدا را با خود یدک کشیده است دهه هاست جای امثال حسین آقا عسگری را گرفته و هرگز شبیه الگوواره فکری حاکم بر پرسپولیس و هوادارانش نیست.شایسته و بایسته است که این عین گدا که از مرام مسلک پرسپولیسی ها بدور است و خدایش منفعت از همراهی پرسپولیس بزرگ ،کنار گذاشته شود و حتا اگر عزمی برای اینکاراز سوی مدیریت فعلی و عالی حاکم بر این تیم محبوب وجود نداشت توسط هواداران طرد شود تا مدیران مجبور به دور ساختن این عنصر نامطلوب برای پرسپولیس شوند.حتما هواداران فهیم و آگاه پرسپولیس این عین گدا را شناخته اند و برایشان ارزشی ندارد و حتا لکه ننگ محسوب می شود.امیدواریم ضرورت این مهم درک شود و این موجود منفعت پرست دیگر در کنار پرسپولیس بزرگ نباشد.

جلال مقامی:دوبلور بی ادعا و توانمند هم رفت

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: نه ادعای سلطانی داشت نه خودرا مرد هزار صدا می دانست.خاکی بود و خاکی زیست.صدای آل پاچینو در پدرخوانده یکی از ماندگار ترین دوبله های اوست.جلال مقامی.دوبلوری توانمد که ما دهه پنجاهی ها تصویر و صدای اورا عموما با برنامه دیدنی ها می شناسیم.دوبلوری که چندماه پس از هجرت ابدی همسرش رفعت هاشم پور از دنیا رفت.هشتاد و یک سال عمر کرد و صدای خاصش اورا ماندگار کرد.او از واپسین دوبلورهای نسل طلایی دوبله بود.روانش شاد

ایران؛بهشت دلالان

حقیقتا تیتر به جا و سخن به حقی ست.در سرزمینی که تولید کننده صنعتی بازرگانی فرهنگی و…خاک بر سر است دلالان جولان بسیار دارند و بدون هیچ گونه زحمتی سود های باداورده ای می برند.هرگز این سخن گزافی نیست.کافی است اندکی در جامعه بگردیم و وضعیت را نگاهی ژرف داشته باشیم.اکنون قیمت مسکن در تهران از پاریس و نیویورک گرانتر است و خدمات اجتماعی سرانه ورزشی تفریحی آن در حد کشورهای بسیار جامانده از قطار توسعه.این حاصل چربش دلالان و دلال صفتی و دلال پروری در جامعه ایرانی ست.جامعه ای که نخبگان و ایده مندانش در انزوایند و واسطه ها قیمت همه چیز را لحظه به لحظه و روز به روز افزایش می دهند و سودهای یامفت نصیب شان می شود.جالب اینجاست در این کهن بوم مراکزی وجود دارد که ظاهرا وظیفه ذاتی شان حمایت از مصرف کننده و تولید کنند است اما گویا مثل اصحاب کهف دهه هاست در غار خوابند و هیچ چیز نمی تواند آنها را در راستای انجام وظیفه شان بیدار کند.شاید با دلالان در این راستا منافعی دارند و شاید خودرا به بیخیالی زده و یادشان رفته چکار باید بکنند..سوال اصلی آنست که آیا دولت و حکومت وظیفه خودمی داند که جلوی این واسطه های زالو صفت را بگیرد که این چنین خون مردم عادی و طبقات متوسط و آسیب پذیر جامعه را در شیشه نکنند و ترمزی بر عملکرد کفتار گونه آنها کشد؟ آیا ملت ایران را فریاد رسی هست؟

#ایران_بهشت_ دلالان

کم فروشی تامین اجتماعی پایان ندارد

در سه سال اخیر که کرونا مردم را بسیارآزرد ؛به جای آنکه مورد حمایت تامین اجتماعی باشند مورد کم لطفی آن قرار گرفتند حتا یک تست ساده وضعیت سنجی مردم درباره کرونا را در مراکز تامین اجتماعی ممنوع کردند و اینگونه کم فروشی شد و چه هزینه های سرسام اوری به مردم در شرایط سخت به مردم اجبار نکردند.به جای آنکه تامین اجتماعی باشند محرومیت اجتماعی برای مردم ایران آوردند.اکنون نیز این کم فروشان مشغول حیله های مختلف برای کم فروشی بیشترند و ماه به ماه خدمت به مردم را کم رنگ تر می کنند.اکنون بسیاری از داروهای عادی از سبد دارویی مراکز این نهاد خارج شده و مردم مصیبت زده ایران فقره های بسیاری از داروها را باید آزاد بخرند؛آنهم در شرایط گرانی سرسام آور و ناجور ترین شرایط اجتماعی تاریخ ایران.قلم شرمسار است از نگارش این همه روحیه سودجویانه متولیان تامین اجتماعی و خیانت آشکار به ملت ایران.اینها همه در حالیست که نرخ افزایش سهم بیمه ،بیمه شدگان در سالهای اخیر به طرز باور نکردنی افزایش بی رویه داشته و کم فروشی مضاعف در قبال آن خیانت بزرگ به ملت ایران است.اگر گوش شنوایی دارند پاسخ دهند.در اخرین اقدام این نهاد پولدار و کم فروش،آمپول درمانی سرماخوردگی نیز از سبددارویی این بزرگترین نهاد بیمه گذار ملت ایران خارج شده است.حقا زبان قاصر است ازین همه روحیه بسیار منفعت پرست متولیان تامین اجتماعی.

نوری در ظلمات؛ در معرفی کتاب “پگاهی در نیمه شب”

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: درباره کتاب پگاھی در نیمه شب، برآمدن جنبش مشروطه و نھضت ملی ایران. علی برزگر، انتشارات فرھنگ صبا، تھران. دوجلد وزیری : جلد اول – ١٣٢۴ ص، اسفند ١۴٠٠ و جلد دوم، ١٠٢۶ ص، فروردین ١۴٠١. جلد سخت ٣٣٠ ھزار تومان
این کتابی درباره چالشھای داخلی و خارجی دو جنبش بزرگ ملی که در دویست سال گذشته برای برآوردن استقلال، عدالت و دموکراسی در ایران رخ داده است و دوران سیاسی از جنگھای ایران و روس تا کودتای ٢٨ مرداد ١٣٣٢ را می پوشاند. در گذشته این دو جنبش کمتر به عنوان یک مسئله تاریخی پیوسته بررسی شده اند. اما نویسنده باور دارد چون ھدف ھر دو یکی است باید در امتداد ھم بررسی شوند. مقایسه چالشھای استعمار و استبداد برای این دو جنبش کار سترگی است که نویسنده از عھده آن برآمده است. او زمینه رخدادھای بزرگ را در خارج و در داخل با واکاوی نقش کسان و جریانھای تاریخی و اقتصادی که در آنھا نقش داشته اند واکاوی و بیان می کند . نویسنده وارد مسائل بزرگ سیاست جهانی و داخلی می شود و با این که واقعیتھا را بی پرده بیان می کند ھمه جا گفته های او مستند است وجانب انصاف و حریم افراد را نگه می دارد. نویسنده با پشتوانه اسناد، مصاحبه ھا و بررسی نقش افراد، سازمانھا و کشورھا را در رخدادھای بزرگ تاریخی را بخوبی نشان می دھد. ھزاران کتاب، مقاله، مصاحبه، خاطره وگزارش و سند رسمی از وزارت خارجه انگلیس، وزارت خارجه آمریکا، وزارت خارجه روسیه، سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا)، سازمان اطلاعات داخلی انگلیس (ام. آی. ۶) ، (سازمان اطلاعات روسیه (کا.گ.ب.) و دیگر سازمانھای اطلاعاتی گوناگون در ایران مبنای ھزاران پانویسی است که مستندات این کتاب را تشکیل می دھند. روانی نوشتار خواندن کتاب را آسان کرده و خواننده کنجکاو را در درون رخدادھای جامعه ایرانی و جھانی قرار می دھد. این کتاب بسیاری از رخدادھای دوران نھضت ملی مانند تکاپوی دولت انگلیس برای نگھداری نظام پادشاھی پس از رضا شاه در ایران، فشار دولت شوروی برای دریافت امتیاز نفت شمال ایران، توطئه شوروی در برآوردن فرقه دموکرات در آذربایجان و کردستان و تلاش محافل راست و استعماری دولت انگلیس برای پیشگیری از نهضت ملی شدن نفت ایران را بیان می کند. مھمتر از همه این کتاب دوجلدی یک مرجع مفید درباره تاریخ معاصر است که بودن آن در ھر کتابخانه ایرانی ضروری است. آنان که نسخه کاغذی این کتاب گران باشد خوشبختانه می توانند نسخه الکترونیک این مجموعه بیش از دو ھزار صفحه ای را تنھا با پرداخت بیست درصد بھا خریداری کنند..
دوران این بررسی یکصد و چهل و هشت سال است. از آغاز جنگھای ایران و روس در سال ١١٨۴ خورشیدی تا انقلاب مشروطه در ١٢٨۵تا اشغال ایران از سوی نیروھای روس و انگلیس در جریان جنگ ایران و روس در دوران قرارداد ١٩٠٧ انگلیس و روس و جنگ جھانی اول تا شامگاه چھارشنبه ٢٨ مرداد ١٣٣٢ که اوباش مزدور سیا خانه دکتر مصدق رھبر نھضت ملی و نخست وزیر قانونی ایران را به تاراج و آتش کشیدند. در این سالها تلاش ایرانیان آزادی خواه بجائی نرسید و میلیونھا ایرانی در جنگ و قحطی و بیماری که از سوی روس و انگلیس و ناتوانی دولتهای وابسته ای که آنان سر کار آوردند به جامعه ایرانی تحمیل شده بود جان دادند.
از میان بسیار پرسشھای اصولی که این کتاب به آنھا می پردازد برای نمونه مطالب زیر را می توانید ببینید : میرزاملکم خان که بود و چه نقشی در نھضت مشروطه داشت ؟ جامع آدمیت نیرومندترین حزب سیاسی در آغاز مشروطه بود چگونه پدید آمد و آرمانش چه بود؟ علی اصغر خان اتابک که بود و ترور او که در برابر مجلس اول مشروطه انجام شد انگیزه اش چه بود و از سوی که سازمان دھی شد ؟ قرارداد ١٩٠٧ روس و انگلیس درباره تقسیم ایران و براندازی دولت مشروطه در ایران. احزاب و جمعیتھای مهم در مشروطه و در نھضت ملی کدام بودند و نقش آنها چه بود. علیقلی خان سردار اسعد بختیاری و محمد ولی خان تنکابنی که محمد علی شاه را براندختند کارگزاران که بودند و سید حسن تقی زاده و حیدر عمواوغلی که سلاحھای لازم را برای آنھا را در بازار قفقاز با پولی که از تجار مسلمان بنام کمک به مجاھدان اسلام جمع آوری کردند خریدندچه نقشی در براندازی محمد علی شاه و سالهای پس از آن داشتند. حکومت رضاشاه با چه هدفی و چگونه روی کار آمد و هدف آن چه بود ؟ (چون در دوران حکومت رضاشاه جنبش مشروطه جریان ندارد نویسنده به آن نمی پردازد و جریان جنبش مشروطه را از آغاز نهضت ملی پس از برکناری رضا شاه ادامه می دهد) نویسنده در دوران پس از رضا شاه به تلاشهای انگلیس برای نگھداشتن نظام پادشاهی در خاندان پهلوی می پردازد که تا کودتای 28 مرداد و پس از آن می پردازد. این دوران برآمدن دکتر مصدق به رهبری نهضت ملی و پست نخست وزیری است که به گونه ای گویای تلاشهای نهضت ملی ایران است که در بیست و هفت ماه پیوسته نفس گیر رویارو با تلاشهای پیوسته انگلیس وآمریکا برای براندازی آن تلاش می کردند. شوروی هم گرچه با نفوذ انگلیس و آمریکا در ایران مخالف بود اما نمی خواست نهضت ملی در این مبارزه پیروز شود.در دوران نهضت ملی و دولت دکتر مصدق ایران صحنه مبارزاتی میان نیروهای ملی و دولتهای بیگانه بود که تا کودتای 28 مرداد و پس از آن ادامه داشت. بسیاری از این رخدادها را دولتهای آمریکا و انگلیس کوشیدند تا در هاله ای از ابهام بپوشانند تا برآمدن دولت کودتا را توجیه کنند. این کتاب می کوشد تا با روشن کردن این رخدادها تاریخ را روشن کند. برخی از این رخدادها از قرار زیرند: نفت ایران برای چه ملی شد و دشمنان ملی کردن آن که و برای چه بودند ؟ هدف از ترور سپهبد حاجی علی رزم آرا چه بود ؟ آیا او آن گونه که گفتند بدست فدائیان اسلام کشته شد ؟ لایحه ملی شدن صنعت نفت از تصویب مجلس شورای ملی چگونه گذشت ؟ قیام سی تیر 1331 چگونه و برای چه رخ داد و نتیجه آن چه بود ؟ توطه ھای پی در پی برای کشتن مصدق به ویژه توطئه ٩ اسفند در جلو خانه او از سوی که و برای چه انجام شد؟ مصدق چرا پنج پیشنهادی که از سوی انگلیس و آمریکا و بانک جهانی برای حل مسئله نفت شده بود را نپذیرفت ؟ چرا مصدق که سیاستمداری ملی و دموکرات بود انحلال مجلس شورای ملی را به رفراندوم گذاشت ؟ چگونه کودتای نظامی شامگاه 24 مرداد 1332 با شکست روبرو شد؟ در روزهای25 مرداد تا 27 مرداد چه گذشت ؟ چگونه دولت ملی مصدق که پشتیبانی ملی داشت در روز 28 مرداد از سوی اوباش سرنگون شد ؟
افزون بر اسناد و مدارک رسمی برخی از مطالب این کتاب بر پایه مصاحبه و یا خاطرات کسانی نوشته شده که در سیاست به عنوان بازیگر شرکت داشته اند. یکی از پژوھشھای نویسنده درباره زندگی وشخصیت راجر گویران بنیان گذار ورئیس ایستگاه سیا در تھران است که با ھمکاری خانواده او و استفاده از مصاحبه شخصی او انجام گرفت که تا کنون در ھیچ جا نیآمده است. در این مصاحبه روشن می شود که چگونه راجر گویران که از خانواده ای دولت مرد فرانسوی بود، پدرش سفیر فرانسه در مکزیک و پدر بزرگش وزیر دفاع فرانسه بود از این که عامل سیا برای براندازی دولت ملی مصدق شود سر باز زد.