نمایشگاه کتاب تهران در حالی برگزار می شود که فضای اختصاص داده برای حضور و اسقرار اهالی رسانه ها در حد یک اتاق و نصفی است و بسیاری از اهالی رسانه برای تولید محتوا و انتشار اخبار جایی برای نشستن و انتشار خبر ندارند.در حالی که سه روز از این نمایشگاه گذشته هنوز جای خبرنگاران و اهالی رسانه فضای بسیار کوچکی ست و به نظر می رسد شان اهالی رسانه در این نمایشگاه رعایت نمی شود از سویی دیگر در حالیکه قبلا لبتاب و رایانه برای اهالی رسانه درنظر گرفته می شد اکنون مسیولین نمایشگاه اوردن رایانه برای انتشار اخبار را به اهالی رسانه محول کرده اند و نقصان در این زمینه را به نهایت رسانیده اند
روانشاد سینمای کمدی/ رضاخسروزاد
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: شادروان، یک کمدی موقعیت اجتماعی سرگردان است که با تکیه بر طنز تلخ فقر و موتور محرکهی استیصال و درماندگی، قصد دارد علاوه بر سرگرم ساختن تماشاگر، به توجیه منطقی حوادث و سلسله تصادفهای روایت پرداخته و چنین نشان دهد که حرف و کلام قابل اعتنایی هم برای ارائه دارد. البته که در این راه چندان موفق نیست و نمیتواند از حد یک اثر معمولی فراتر رود. دیالوگهای اضافی و حوصله سربر، شلوغی صحنهها و حجم آدمهای نامربوط و پلانسکانسهای تقلیدی در جهت ایجاد فضا و ساختار رئالیستی، فیلم را چنان تنزل بخشیده که همان اندک حس خوب در شروع ماجرا هم به سرعت از بین میرود.
دیالوگها که قرار است مفرح و محرک رگههای طنز باشند، لوس و ناخوب، سبب تطویل ناخوشایند سکانسها و بخصوص سکانسِ تهیه پول برای شام مهمانها میشوند. در ادامه همین صحنه اشاره کنم به حرکت لابلای مهمانهای خوابیده و تکرار دوباره حرفها به مهمانان که چرا اومدین و تکرار اَکتهای بودادن تن و پای نادر توسط پری و زیرشلواری خواستن پسرخاله و شوخیهایی از ایندست که بیشتر به لودگی سطحی میزنند تا موقعیت طناز و فضاسازی زنده و عینی باورپذیر.
عدم تحرک در خط طولی روایت و گسترش عرضی داستان از صحنه ورود به بیمارستان و پرداختن به داستانهای فرعی غیرمرتبط با خط اصلی روایت، فیلم را از رمق میاندازد و سبب تمرکز زدایی از تماشاگر میشود. درجا زدن داستان و کندریتمی و حوصله سربریاش اگر با هشیاری و به خواست فیلمساز بود، باورمند میشد که قصد کارگردان تزریق استیصال و درماندگی شخصیتها به تماشاگر و ایجاد همحسی است، اما تلاشهای ناکارآمد در ایجاد مزاح و گرفتن خنده با توسل به دیالوگ و طنزهای آیتمی آشنا و کلیشهای، مؤید تلاش ناموفق کارگردان در ایجاد ارتباط با تماشاگر و کوششِ باری به هرجهت در سرپا نگهداشتن فیلم است.
فوت حسن پدر خانواده و متعاقب آن حضور دانش و داییاسد و مسعود و پری و کریم و جمشید و رحمت و آرش و آذر و بقیه و راه انداختن بلبشو رفت و آمد و زیاده گویی در پیچش عجیب قصه به سمت جسد دزدی، شکلی از باری به هرجهت پیشرفتن داستان به مخاطب منتقل میکند که خوشایند شخص نگارنده نبوده و آنرا ناشی از سستی و بیتدبیری در پیرنگبندی فیلمنامه میدانم. بازیها نیز به جهت عدم قوام یافتگی شخصیتهای داستان، علیرغم کوشش بازیگران، در حد تیپ باقی میمانند و در شکل خوبش تنها شاید بتوان تلاشی بیثمر برای بازی پُروپیمان روان و واقعگرا دانست بیآنکه اسکلت شخصیتها و چارچوب روایی قابلیت این روکش زرق و برقدار را داشته باشد.
به نظر میرسد حجم بالای آسیبهای اجتماعی جاری، غلط بودن مناسبات مدیریتی و سقوط دهشتناک اخلاقی در جامعهای گرفتار و بیمار و فقرزده، دستمایهی خوبیست برای فیلمسازانی که به یُمن کسب بودجه در تلاش میشوند تا حد ممکن نسبت به وجود فساد سیستماتیک پر شبهه برخورد کنند و تا جایی که میتوانند دست به تبرای شخصیتی و پافشاری بر وجود منشِ عدالتگرانه و حقجویانه داشته باشند. البته که نه نجات و فلاح جامعه و ارایه راهکار برای برون رفت از این باتلاق مقصود این آثار است، که صرفا تنفیذ نبرد شخصی در برابر سیستم مورد نظر است.
مرگ پدر نادر از حلاوت شیرینی و بالا رفتن قند و شکل زندگی او با اشاره به خوشگذران بودنش و عدم وجود پسانداز جز آنچه بعنوان یارانه در حسابش ریخته میشده، وجهی کنایی از نسلیست که با خوشی منقلب شدند و وارثانی بدبخت و فلکزده برجای گذاشتند که جز دویدن و نرسیدن سرنوشتی در انتظارشان نیست.
اغلب فیلمهایی که به آسیبهای اجتماعی و نقدِ مناسبات غلطِ جامعه میپردازند، بیش از آنکه قصهمحور باشند شخصیت پردازند و این اولین تکیه غلط بر عناصر ساخت روایت است. چرا که معمولا این شخصیتها از قوام و جانداری و ریزپردازیهای لازمهی یک شخصیت سینمایی برخوردار نمیشوند و به جهت تمایل به نمایش موقعیتهای کمدی و طناز، در حد تیپ باقی میمانند و این مساله سبب عدم شکلپذیری همذات پنداری و همراهی عاطفی تماشاگر با کاراکترها میشود.
انتخاب موضوع و پردازش سطحی و باری به هرجهت برخی از اینگونه فیلمها آنقدر دَمِدستی و چیپ است که به سختی میتوان برای کلیت فیلم سمتوسو و جهتی تعیین کرد. شاید اگر جدیتی در فیلم مییافتم، مرگ پدر از بالا رفتن قند و شکل زندگیاش با اشاره به خوشگذران بودن و عدم وجود پسانداز و در لحظه زندگی کردنش، وجهی کِنایی از نسلی میدیدم که خوشی زیر دلشان زد و منقلب شدند و وارثانی بدبخت و فلکزده برجای گذاشتند که جز دویدن و نرسیدن، سرنوشتی در انتظارشان نیست.
اما دَمدستی بودن موقعیتها و سطحی بودن گاه به گاه دیالوگها به همراه بیدلیلی اعمال و تصمیمات آنی نه برخاسته از لزوم طنز موقعیت و کمدی روایت که ناشی از استیصال و کارنابلدی فیلمساز است.
نکته دیگر تزریق فرهنگ لمپنیسم و شارلاتانیسم ادبی در لحن و دیالوگ به بهانه طنز است که متاسفانه تبدیل به نوعی خردهفرهنگ هم در میان جوانان شده است. طنز موجود در فیلم در لحظاتی کاملا متکی بر دیالوگ میشود و فضا به شدت تلویزیونی و گاه حتی رادیویی میشود.
بازیهای فیلم از یکدستی و روانی برخوردار نیست و عدم رعایت راکورد بازیها و ریتم شخصیتهای بازی سبب انفصال تماشاگر از کاراکترها میشود. در نهایت شادروان فیلمی نه چندان درخور توجه است که در شکل خوبش شاید لبخندی از سر مضحکه و سادهانگاری بر لبان شما بیاورد.
#پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو
#شادروان
پیام اقدامی:اصغرفرهادی آهنگ مرا به سرقت برد
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: همه چیز از بعداز بازی ایران آرژانتین در جام جهانی شروع شددر میدان ونک در میان انبوه شادی مردم در حال ساز زدن بودم که خانمی به سراغم امد و شماره ام را گرفت و گفت یک فیلمساز بزرگ با تو کار دارد گویا از نزدیک آهنگ به نام مادرم را که در رثای غم از دست رفتن مادرم ساخته و می نواختم را شنیده بود و این خانم جوان را به سوی من فرستاده بود بعدها ستار اورکی و دست یار دوم او به من زنگ زدبه دفترش که رفتم از شوق اجرای من ده دقیقه دست می زد هرگز فکر نمیکردم کسی که خودرا جهانی می نامد اینقدر نامردی در ذاتش باشد و با استفاده از ملودی من فروشنده را بسازد و آهنگ من در سرتاسر فروشنده اجرا شود و در تیتراژ پایانی هم بیاید اما با وجود قولی که اصغر فرهادی بارها به من داده بود آهنگساز فروشنده من نباشم و ستار اورکی اسمش بر آهنگ من سوار باشد؛سواری بدون هزینه و غیر محترمانه. در واقع این خواست فرهادی بود که این سرقت هنری صورت بگیرد و مرا به عنوان یک نوازنده خیابانی له کنند.طرف من اصغر فرهادی ست که توهم هنرمند بودن دارد و یادش رفته هنرمند بودن چه مسیولیت سنگین اجتماعی بر دوشش می نهد راستی و درستی باخود و جامعه ؛اساس هنرمندی ست ؛نه دروغ و تزویر.مرا با ستار اورکی کاری نیست…
اینها ناله های فروخورده یک هنرمند مردمی ست که در نهانش تراژدی انسانی نهفته است:پیام اقدامی:نوازنده و آهنگسازی که تنها راه حیاتش نوازندگی در کوی و برزن پایتخت ایران است و چه ظلم هایی که بر او و هم نسلانش که راهی جز ارتباط نفس به نفس با مردم دارند،نیست هنرمندی که پنج سال است تظلم خواهی می کند و شیفتگان ذوب شده در فرهادی نمی گذارند صدای او شنیده شود…
و چه خون دل ها خورده است این هنرمند محجور و با اصالت…می گوید: اساس هنرمندی در راستی و درست کرداری ست و نمی دانم برخی با این همه تزویر و دروغ چگونه خود را هنرمند می خوانند.صدای او باشیم در این بیدادی که بر او رفته است سو استفاده ای که از او شده و تومانی به وی پرداخت نشده و سرقت هنری که صورت پذیرفته است. متنی که در پی این خبر می آید اخرین نبشته او در شبکه اجتماعی اینستاگرام است.بخوانید وفریاد دادخواهی و هنرمندی اورا از عمق جانش باور کنیم؛
ميخواهم براتون خاطره بگم. پنج سال پيش اين مردان نامدار از من دُزدئ كردن،، موسيقئ من رو دزديدن ..و به اسم ستار اوركئ ثبط كردن وقتئ در باغ فردوس اين آقايون جشن اسكار برگزار ميكردن نوازنده فيلم اسكار تو خيابون داشت ساز ميزد… وقتئ موزيك من از بلندگوهائ باغ پخش ميشد,, پليس نوازنده فيلم اسكار رو در خيابان دستگير كرد,,, شما خون آشام هستين چون بي هنريد چون سفارشئ هستين,,, 5سال بعد گند كارتون در آمد اصغر فرهادئ و ستار اوركئ شما هر دو انسانهائ بيهوده هستين.. ماه پشت ابر نموند, حق من رو خوردين …… ٥ سال بدبختئ كشيدم ..اما همه مثل من نيستن آقائ فرهادئ,,,, كسئ اگر قدرتي رو دارد من رو با شما روبرو كنه …تو يك لايو تا روشن كنم حقاءق پشت پرده ئ اون أسكار قلابيتو ..اصغر فرهادئ مرد نامدار حالا پولمو ندادئ به كنار كارمو چرا دزديدئ؟ به اسم يكئ ديگه؟ بابا كثافتكارئ حد داره ,,,,
«فصل قاصدک» بهترین فیلم جشنواره دهلی
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: فیلم سینمایی «فصل قاصدک» ساخته مریم پیربند موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم از پنجمین دوره جشنواره دهلی شد.این دومین موفقیت بین المللی فیلم سینمایی «فصل قاصدک» پس از دریافت جایزه رُز زرد از چهاردهمین جشنواره جیپور هند در ژانویه سال جاری است.« فصل قاصدک» به نویسندگی و کارگردانی مریم پیربند و تهیه کنندگی دل وستون با حضور بازیگران و عواملی از کشورهای ایران، ایتالیا، یونان، مصر، اکراین، آمریکا و آفریقا در لسآنجلس فیلمبرداری و توسط علیرضا پیربند در ایران تدوین شده است.این فیلم داستان یک خانواده مهاجر ایرانی است که با فرار دخترشان از مراسم عروسی، با مشکلات متعددی روبرو میشوند.از نکات قابل توجه «فصل قاصدک» حضور رودی یانگ بلاد (بازیگر فیلم آپوکالیپتو) مقابل گوهر خیراندیش و سعید بدریه ستاره سینمای مصر است.رضا موسوی، نیما جعفری، سایه یابنده، استن هارینگتون، ایان لایر، شانون موری، ارین میراکل، مایکل مینو و آنابل مونرو دیگر بازیگران « فصل قاصدک» هستند.سایر عوامل و دست اندرکاران «فصل قاصدک» عبارتند از:فیلمبرداران: افشین احمدی، استفانو میلا، تدوین: علیرضا پیربند، آهنگساز: بهزاد عبدی، صدابردار: اریک روسو و نوءل پالاسیوس ، طراحی صدا: حسین مهدوی، استودیو اوگو ساوند، طراح چهره: ویکتوریا ولاسنکو، طراح نور: کوری بارون، طراح صحنه: نازنین بختیاری، دستیار کارگردان: جان ماک کلی، منشی صحنه: سی سی اسپارکس. مدیر تولید : تریسا وستون، مشاور رسانهای: منصوره بسمل، دستیارتدوین: بهناز تقوی، اصلاح رنگ: محمدرضا تیموری. مدیریت پست پروداکشن: سندی چوکاداریان، تدارکات: لورین وو
# پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو
طره افشان منتشر شد
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: طره افشان آلبوم جدید خواننده سنتی خوان کشورمان در دسترس مخاطبین قرار گرفت.
محمدجواد یزدچی جدیدترین آثار خود را در قالب یک آلبوم موسیقی با عنوان «طره افشان» منتشر و روانه بازار موسیقی کشور کرد.
ناظر ضبط و مدیر هنری این آلبوم سعیده بزرگ منش و شاعر و آهنگساز تمام قطعات آن ، محسن شاه احمدی است. تنظیم قطعات « طره افشان » را نیز ایمان ملکی انجام داده است« سرای دل » ، « سودای دوست » ، « قصه لیلی » ، « مهرنگار » ، « بیگانه » و « طره افشان » عنوان شش قطعه این اثر تازه منتشر شده اند.
کریم قربانی ، بهزاد رواقی ، نیما فریدونی ، کوشا صرافی گوهر ، میثم مروستی ، علی جعفری پویان ، تینا لاجوردیان ، افشین بابایی ، ایمان ملکی ، پویا سرایی ، همایون نصیری ، مریم باغبان ، عادل اصغرزاده ، درسا موسوی ، آرش کاظمی و اشکان مرادی نوازندگان آلبوم تمام آکوستیک « طره افشان » اند.
فرید قهرمان پور میکس و مستر آلبوم فوق را به عهده داشته است. رضا پنجعلی نیز طراح گرافیک آن بوده است.
این خواننده آواز سنتی را از سال ۸۳ تا کنون در محضر اساتیدی همچون علی علیرضا و نغمه غلامی و نوازندگی تار و سه تار را نیز در محضر کیوان ساکت ، علی قمصری و مهدی دیزانی فرا گرفته است.همچنین وی مقام اول جشنواره موسیقی فراز را در کارنامه خود دارد.این آلبوم در استودیو « هم نواز » صدابرداری و ضبط شده است.
#پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو
