پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:یک خیابان صدمتری و دواسم با پلاک شهرداری.بین خیابان ویلا{نجات اللهی}و آبان جنوبی خیابانی به طول حدودی صد متر وجود دارد که از طرف ویلا با یک نام شناخته می شود و از سوی دیگر نامی دیگر دارد.اسم قبلی این خیابان در سمت چپ آن قرار دارد و نام جدید در قسمت راست و شرقی.از ویلا که به آن وارد می شوی نام پژوهشگر ، نویسنده و تهرانشناس بزرگ روانشاد جعفرشهری دارد و از سمت غربی خیابان سپند.گویا این تغییر اسم آنچنان با عجله و شتاب روی داده که والیان شهر یادشان رفته که این خیابان بن بست نیست و انتهای آن نیز نیاز به تعویض پلاک شهری دارد.جعفر شهری اگر می دانست پس از یک عمر کوشش و تامل اسمش بر خیابانی کوچک و نصفه حک خواهد شد شاید عطای نگارش این همه کتاب ماندگار و پژوهش های با ارزش را به لقایش می بخشید.روحش شاد شاید نمی دانست این روستای سابق ری به دوره ای خواهد رسید که شهردارانش همه چیز را به صورت نمایشی برگزار می کنند و با آن پز هم می دهند
راهبر قبیله منفعت پرستان؛خدمتکار الهلال
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:خیلی وقت است که دل هواداران پنجاه میلیون نفری پرسپولیس خون است.از گرفتاریهای مالی و پنجره بسته که برای تیم پیش امده تا رفتار و نوشتار رییس فوتبال ایران و برخی روزنامه نگاران که گاهی در نقش دیگری ظاهر می شوند.خاطره جمعی فوتبال ایران هنوز خباثت وخیانت برخی ها را در راپورت غلط شادی گل آل کثیر و معنا بخشی وارونه آن شادی در جریان باشگاههای آسیا به afcدر سال گذشته را فراموش نکرده ،حالا آن فرد در گوش رییس فدراسیون فوتبال وردهای مختلف برای ضربه به پرسپولیس می خواند و مشاور اوست.قلم به مزدی که به آن مردخبیث در گزارش آن معنابخشی وارونه در این خیانت ملی کمک کرد اکنون بدون هیچ حساب و کتابی در یک وبلاگ شخصی که اسم دیگری بر آن گذاشته مشغول است و حکم کاری با حقوق بیش از ده میلیونی درماه، از بی انصاف ترین فدراسیون تاریخ فوتبال ایران دریافت کرده است..حافظه تاریخ ورزش هرگز این حجم وسیع بی عدالتی ها و منفعت پرستی ها را فراموش نخواهد کرد.هنوز روح اهالی فوتبال ازین خباثت ها مجروح است که پدرخوانده فوق سنگین وزن منفعت پرستان لانه کرده در رسانه ها، در مطلبی، خوش خدمتی در حد خیانت ملی، به رقیب مستقیم پرسپولیس انجام داده و جزییات دقیقی از چگونگی عوض شدن شماره بازیکنان پرسپولیس در بازی دوستانه با پیکان در راستای ضربه به پرسپولیس و خوش خدمتی به مسیولین این تیم عربستانی ،منتشر ساخته است…چه میتوان گفت ازین همه بی حیایی و وقاحت کم نظیر .راقم این سطور شک ندارد که ریالی ازین راپورت به این راهبر بی انصاف و پدرخوانده خودخوانده رسانه های ورزشی نمی رسد اما همینقدر که با این رذالت ها باعث عدم نتیجه گیری پرسپولیس در آسیا شود در پی آنست که دل هواداران آبی را به دست بیاورد و چون رییسش با از ما بهتران سر و سری دارد خود را آزاد و بی قید و بند در انتشار اخبار و مطالب علیه پرسپولیس می بیند؛طوری که مثلا درجریان بازی پرسپولیس و سپاهان چندماه پیش ، بیست و هشت خبر از حواشی این بازی و بر علیه پرسپولیس منتشر ساخت اما از درگیری بسیار شدید بازیکنان آبی در فرودگاه مهراباد با هواداران،هیچ مطلبی منتشر نساخت تا کوچکترین مجازاتی برای تیم مورد علاقه اش در نظر گرفته نشود.فغان ازین همه بی انصافی.داد ازین همه بیداد.آخر ،کجای این رفتارها حرفه ای ست که این فرد فوق سنگین ، در شبکه های اجتماعی و کلاب هاوس خودرا روزنامه نگار حرفه ای هم می خواند و این کارها را وظیفه رسانه ای خود قلمداد می کند.تن و روح امثال فرخی یزدی دکتر فاطمی ،نسیم شمال و… در خاک ، دچار زلزله بیست ریشتری می شود اگر به امثالهم، عنوان روزنامه نگار داده شود.شغلی که محور کارش باید حقیقت طلبی باشد نه منفعت پرستی…
پاییز را با “شبِ رویایی” سر کنید
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : خواننده پاپ-کلاسیک کشورمان درجدیدترین آهنگ مناسبتی خود برای «پاییز» خواند.
محمد سلیمانی؛ خواننده پاپ-کلاسیک جدیدترین آهنگ خود را به نام «پاییز» و به مناسبت فرا رسیدن این فصل تقدیم به کسانی کرد که در ایام کرونا عزیزی را از دست داده اند.
قطعه «پاییز» با ترانه ای از شهاب شهرزاد وآهنگسازی مرتضی لطفی توسط این خواننده اجرا شده است. تنظیم، ضبط، میکس و مسترینگ آن نیز توسط مهدی خیرخواهی انجام شده است.این قطعه پاپ-کلاسیک، یکی از قطعات آلبوم «شب رویایی» از این خواننده است که دارای مجوز و آماده انتشار است.
آلبوم«شب رویایی» با صدای محمد سلیمانی وعمده ترانه هایی از شهاب شهرزاد به زودی روانه بازار موسیقی می شود.«دیوونه از قفس پرید»،«جنگ سوم جهانی»،«مردبرفی»،«شب رویایی»،«برگ ریزون»(پاییز) و… برخی ازقطعات آلبوم «شب رویایی» هستند که از سوی شرکت آوای حنانه مجوز انتشار گرفته و منتشر می شود.محمد سلیمانی پیش از این خواننده گروه کر بوده و اجراهایی به آهنگسازی بابک ربوخه و خوانندگی احمد عاشورپوردر تالار وحدت و فرهنگسرای نیاوران داشته است.
گونه شناسی مدیران سینما در ایران
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : علم مدیریت می گوید مدیریت فرهنگی زمانی میوه های متنوع و با کیفیت خواهد داشت که که مدیر ارشد فرهنگ {proactive} باشد؛به دیگر سخن مدیری که ایده مند باشد، ایده هایش بکر یا قابلیت تامل ، اجرایی و دربرگیری فراوان داشته باشد و برای اهالی فن سینما قابل پذیرش باشد و در نهایت اجرا کننده خوبی برای ایده هایش باشد.این مشخصات ارمانی یک مدیر مطلوب است که قابل تعمیم به سایر عرصه مدیریت ها هم هست.حال اینکه آیا سینما در چهل سال اخیر اینگونه مدیری به خود دیده است یا نه در قالب کتابی نگاشته شده{جستاری پیرامون مدیریت سینما} و خارج ازین مقال است.
این نوشتار کوشش دارد بدون بردن نامی، نشان دهد در تاریخ مزبور،عملکرد مدیران سینما چگونه بوده و عمل کرده اند.
1.مدیرانی که هیچ گونه شناختی از سینما نداشته و بواسطه ارتباطشان با قدرتمندان بر صدارت سینما نشسته اند.خروجی اینگونه مدیران چند نوع بوده است.یک نوعشان این بوده مدیر مزبور سعی کرده با اهالی سینما تعامل کند و با مشورت آنها چرخ سینما را بگرداند و باب تعامل را با اهالی سینما نگه داشته داشته اند اما در نهایت رد خاصی از مدیریت فرهنگی در سینما بواسطه عدم شناخت سینما و اهالی اش از خود به جا نگذاشته است.نوع دیگری از مدیریت در سینما در اینگونه دیده شده که مدیر شناختی از سینما نداشته و در نهایت به جای تاثیر مطلوب در سینما ؛مقهور مافیای سینما شده و سینما در دوره اینگونه مدیران در انفعالی ترین شکل ممکنه به نفع سینمای سفارشی و مبتذل محدود شده وسینمای مستقل و بخصوص دغدغه مند ذبح شده است.نوع دیگری هم در این گونه مدیران بوده است که کاملا تلاش کرده اند سینما را کاملا ایده الوژیک کنند که با مقاومت اهالی سینما مواجه شده است و نهایتا با ریخت و پاش زیاد چند فیلم ایده الوژیک؛غیر استاندارد بر اساس شاخصه های فیلمنامه نویسی کارگردانی ساخته اند که فیلمهایی به شدت تاریخ مصرف دار بوده و در حافظه مثبت تاریخ سینما نمی گنجد.
2.مدیرانی که از میان اهالی سینما بوده اند.این مدیران بر چند نوع دیده شده اند.مدیری که پاکدست ،صادق و شریف بوده و تلاش کرده ریل سینما را در حد شناخت و تجربه اش در همه گونه ها به حرکت در بیاورد اما دوره اش به دلیل شرایط سیاسی و تنازعاتش ابتر ماند اجل امانش نداد تا سینما حالش خوب بماند.نوع دیگر در اینگونه ،مدیرانی بوده اند جناحی عمل کرده اند شریک تهیه کنندگان بوده اند و سپهر نگاهشان به قدر منفعت پرستی بوده و سعی در اشغال سینما داشته اند که سینما ازین ها هم به خوبی یاد نمی کند
3.مدیرانی که شناخت نسبی از سینما داشته و با وجود اینکه مذهبی بوده اند اما بواسطه مطالعات جامعه شناختی سیاسی شان، سپهر فکری قابل تاملی داشته و ریل سینما را بر گونه های مختلف سینما جاری ساخته و با وجود انتقادات قابل تاملی که به ایشان وارد است سینما را سرپا نگه داشته و بعداز نفت و فرش، سینما را به عنوان صادرات خوبی در دنیا از ایران مطرح ساخته و هویت ایرانی را به طور نسبی در دنیا به نیکی شناسانده اند.
پی نوشت:به لحاظ علم مدیریت دو نوع دیگر از مدیریت وجود دارد که{active} و {reactive} است که اولی اجرا کننده خوبی برای ایده های دیگران است و دومی نه ایده مند است نه اجرا کننده مناسبی برای مدیریت.حال اینکه مدیران بعدی چگونه باشند و در کدام دسته ازین گونه ها می گنجند یا خیر ، تاریخ و آینده قضاوت خواهد کرد
1400/6/29خورشیدی . امیرفرض اللهی
اطراف خیابان مصدق؛پنجشیر و قندهار شد:شبانه
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : سال هاست در خيابان ظفر و نفت زندگى مى كنم و يك سالى است كه نفت شد دكتر محمد مصدق، هر چند بسيار دير و اين خيابان براى آن بزرگمرد كوچك بود، اما موجب خوشحالى شد. امروز كه از خواب بيدار شديم، ديديم همه كوچه هاى چپ و راست خيابان مصدق به نام شهرهاى افغانستان شده، شبانه پلاك ها را عوض كردند به غزنين و قندهار و پنجشير و …!!
نامگذارى خيابانى به نام يك شخصيت يا شهر و كشور خارجى تابع شرايطى است، يا بايد گاندى و لومومبا و ماندلا باشى كه اين نامگذارى ها امرى است شايسته و يا طبق توافق نامه اى اگر نام خيابانى را مى گذارى سئول، طرف كره اى هم نام خيابانى را در پايتخت خود مى گذارد تهران، و نمونه هاى بسيار ديگر مانند خيابان هاى ورشو، دمشق، ميدان آرژانتين و …
حال تغيير نام ده دوازده خيابان آن هم شبانه و در زمانه حاكميت طالبان در كشور همسايه چه مفهومى مى تواند داشته باشد جز ارسال پيامى حمايتى به تندروهاى ضد بشر طالبان!
محمد اطبايى
خاطره محمد بلوری از اهانت مسیولین و اتحاد کامل روزنامه نگاران
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : باهمكاران روزنامه نگارم سخني دارم تا نشان دهم در گذشته در واكنش در برابر كسانيكه حرمت خبرنگاران رارعايت نمي كردند چه مي كرديم و براي حفظ حيثيت حرفه اي مان رفتارمان چگونه بود مي نويسم تاهمتي كنيم
اول ،،دردهه جهل كه سپهبد مبصر رييس شهرباني كل كشور بود انوشيروان كيهاني زاده همكار پيشكسوتمان خبري از شهرباني كسب كرده بود كه در روزنامه اطلاعات چاپ كرد روز بعد رييس شهرباني احضارش كرد و پرسيد اين چه غلطي بود كردي كيهاني زاده با دليري جواب داد توغلط ميكني كه از من باز خواست ميكني من كه نبايد از تواجازه بگيرم، رييس شهرباني باخشم دستور داد سر نوشيروان را بتراشند خبرنگاران وقتي از اين اهانت رييس شهرباني باخبر شدند با واكنش اعتراض اميزي در مطبوعات عمل رييس شهرباني را نكوهش كردند و خواستار عذر خواهي او شدند واعتراض پيگيرشان ، رژيم را واداشت به رييس شهرباني اخطار كرد طي بيست وچهار ساعت مهلت داري در روزنامه اطلاعات حاضر شوي ودر جمع خبرنگاران از انان عذرخواهي كني وگرنه استعفايت را بايد تقديم كني وسپهبد مبصر رييس كل شهرباني به تحريريه روزنامه رفت ودرحضور همه خبرنگاران معذرت خواهي كرد
دوم. امامعلي حبيبي كشتي گير معروف به ببر مازندران زمانيكه نماينده مجلس بود ضمن نطقي در مجلس با توهين به خبرنگاران گفت: برخي از خبرنگاران را مي شود با يك چلو كباب خريد. با اين توهين چنان موج انتقادي از او در نشريات به انداختند که ازبشت ميكرفن مجلس رسما از خبرنگران عذر خواهي كرد وگفت براي معذرت خواهي حاضرم دست قلم بدستان مطبوعات را ببوسم
سوم. در اوايل دهه بنجاه در جاده اوشان فشم تصادفي رخ داده بود وهمكار قديمي وپشكسوت مان مرتضي خاكي كه ان زمان عكاس خبري روزنامه اطلاعات بود رفته بود از اين صحنه عكس بگيرد.تصادفا بهروز وثوقي همراه با گوگوش خواننده با اتومبيل شان به تهران بر مي گشتند كه براي تماشا پياده شدند هنكاميكه مرتضي خاكي عزيز داشت عكس مي گرفت بهروز وثوقي خيال كرد که دارد ازانها عكس مي گيرد كه باخاكي دست به يقه شد مشتي بصورتش زد خاكي وقتي به تهران رسيد وبچه هاي خبرنگار اورا با صورت كبود شده ديدنددست بكار شدند بيشكسوت رضا قويفكر كه در ان زمان خبربگار حوادث كيهان بود وبا من كار مي كرد همراه بادوستان خاكي را به بيمارستان سينا بردند اورا روي تخت خواباندند وپس از وصل كردن لوله هاي اكسيژن و ديگر وسايل حياتي بصورتش از اوعكسهايي كرفتند وبا چاپ در همه نشريات نوشتند اين همكارمطبوعاتي مان با قلدر مابي يك هنرپيشه سينما به این روز افتاده وشكايتي در دادسراي تهران عليه بهروز وثوقي مطرح كردند وچنان هجمه اي عليه وثوقي در روزنامه هاومجلات به راه افتاد كه رسما در سنديكاي نويسندكان وخبرنگاران حاضر شد واز خاكي وهمه خبرنكران عذر خواهي كرد وخواستاربخشش و گذشت ازشكايت مان شد محمد بلوری
حالا در نظر بگیرید رفتار اهالی مطبوعات را در این روزگار در قبال توهین ها در قبال همکارانشان و میزان عدم همبستگی با روزنامه نگار مزبور و وحتا تهمت زنی بیهوده و محض نسبت به آن روزنامه نگار حقیقت محور
“یک آن” ساخته شد
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو: فیلم کوتاه داستانی یک آن اماده نمایش شد و قرار است درجشنواره های مختلف نمایش داده شود عواملی که دراین پروژه حضور داشتند به شرح زیر می باشد تهیه کننده :سلمان یاقوتی -کارگردان :محمد جواد مردانی -فیلمبردار:محسن سلطانی-مجری طرح ومدیرتولید:پیمان یاقوتی -دستیارکادگردان وعکاس :حسین نعمتی -صدابردار:ارمین سواری -طراح صحنه ولباس :سلمان یاقوتی ومحمدپارسا-شیوااحمدی-سارامدادیان-ومحمد مرادیان گروه بازیگران فیلم راتشکیل می دهند
درخلاصه داستان این فیلم ۸ دقیقه ای امده است که مشکلات دختری که برای فراهم کردن هزینه ازادکردن پدرزندانی اش با چالشهایی مواجهه می شود و…
«فرشتهای در باد» به کادر درمان تقدیم شد
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : آهنگساز و تنظیم کننده جوان عرصه موسیقی کلاسیک جدیدترین اثر خود را به کادر درمان تقدیم کرد.
دانیال شهرتی جدیدترین ساخته خود را با عنوان «فرشتهای در باد» برای همدلی با پزشکان و پرستارانی که این روزها جان برکف گرفته و در خدمت بیماران کرونایی هستند، تقدیم کرد.
«فرشتهای در باد» قطعه موسیقی کلاسیک به آهنگسازی، تنظیم و همچنین نوازندگی پیانوی دانیال شهرتی است و آوا درویش تصویرسازی آن را به عهده داشته است.
«فرشتهای در باد» را شرکت فرهنگی-هنری «سرزمین مهر و ماه» در همکاری با این موزیسین تولید و منتشر کرده است.
دانیال شهرتی؛ خواننده، آهنگساز و تنظیم کننده جوان کشورمان پیشترآلبوم هایی چون «پاییز بی تکرار»، «قو و دریا» و آهنگهایی همچون «دوری و دلتنگی»، «بعد از تو»، موسیقی متن و تیتراژ مجموعه تلویزیونی « تلاطم» با صدای محمدرضا عیوضی و … از وی منتشر شده است.
سینمای کودک یتیم شد
پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : در شگفتم.او اهل مراقبه بود.از خود و دیگران.اولین باری که به دفترش رفتم برای گفت و گو با وی پیرامون سینمای کودک و نوجوان برای کتاب آسیب شناسی سینمای کودک بود که بیست سال پیش گرداوری کردم و نگاشته شد.او که به سختی پذیرفته بود برای این گپ، در حین مصاحبه وقتی متوجه دغدغه مندی ام درباره به محاق و از بین رفتن ژانر سینمای کودک و نوجوان در ایران شده بود و علاقه اش برای بیان نکات اساسی بسیار افزون شد طوریکه پس از پایان مصاحبه، دوساعتی از بی معرفتی و کارشکنی برخی مدیران بسیار گله کرد و تاکید داشت که آن کتاب حتما با ویرایش مناسب و شکل و شمایلی درخور شان به چاپ برسد کتاب که درآمد پانزده نفر از فعالین سینمای کودک در آن حضور داشتند اولین نفری که ازین افراد کتاب را دید خواند و پسندید او بود.بعدا، خریداری کتاب مزبور و خواندنش را به اهالی سینما بسیار توصیه کرد .محمد رضا اصلانی قبلا برایم گفته بود که قبل از انقلاب ، او در کانون پرورش فکری نویسنده و ویراستار خوش ذوقی بود.در ظاهر شاید اهل افاده به نظر می آمد اما آنان که اورا می شناختند و شخصیتش را فهمیده بودند می دانند که او چقدر انسان فهیمی بود و دغدغه مند در باب فرهنگ و مردم.حتازمانیکه از تهیه فیلم در ژانر کودک نا امید شده بود به جوانانی که دغدغه مند بودند، میدان داد،برای ایده هایشان اهمیت قایل شد و فیلمنامه هایشان را با اصلاحاتی کوچک اما درست به فیلم تبدیل ساخت و از آنان حمایت کرد بخصوص از جوانانی که تفکر مستقلی داشتند و ایده هایشان چندان بفروش نبود.بلاخره او انقدر اعتبار داشت که از بخش های مختلف پولی جور کند تا ایده های خلاق اما محجور این جوانان،در میان مافیای پیچیده سینمای ایران، تولید و اکران شود.هرگز سودای کارگردانی نداشت با آنکه پنج دهه در عرصه فرهنگ و سینما فعال و از بانیان اصلی سینما کودک در چهاردهه اخیر بود.برخی با کم لطفی به او نگریسته و نسبت خانوادگیش را با یکی از مدیران ایده مند سینمای چهاردهه اخیر،دلیل موفقیت هایش می دانستند.حقیقتا گمان ناروایی بود اگر کمی تلاش می کردند او و دغدغه مندی هایش را بشناسند، این نگاه را بدو نمی داشتند.هرگز یادم نمی آید درباره دیگرانی که به او بدی کرده بودند، شکیبا نباشد و بدانها بدی کند یا از آنها به بدی یاد کند.دل بزرگ و پرخونی داشت.صد البته بسیاری به او حسادت می ورزیدند و دشمنی شان با او، بدون دلیل بود.با رفتن او ،بی شک سینمای ایران و ژانر کودک یکی از فرهیخته ترین و دلسوزترین فعالینش را از دست داد و میتوان گفت مادر سینمای کودک بود و این گونه سینمایی تا مدتها در ایران یتیم شد مگر فردی دلسوز و پراستقامت همچون او پیدا شود و در زمینه سینمای کودک و مستقل جای او را اندکی پر کند.فرشته ای پرواز کرد و سینمای کودک یتیم شد.روحت شاد فرشته طایرپور
امیر فرض اللهی
پرویز کردوانی؛جغرافی دان نابغه درگذشت
پروفسور پرویز کردوانی جغرافی دان نابغه ایران بیست و هفتم مرداد 1400خورشیدی درگذشت.اوکه پدر کویرشناسی ایران بوددر دهه های اخیر صدها بار به سیاست های غلط درباره سو استفاده از منابع آبی ایران هشدار داده بود و انسان دغدغه مندی پیرامون تخصص اش بود و بارها مسیولین وزارت کشاورزی و نیرو را به راهبرد های علمی و صحیح استفاده از منابع زیست محیطی و عذم تخریب بیشتر محیط زیست ایران فراخوانده بود اما دریغ از گوش شنوا و اراده ای برای اجرای نظرات حق طلبانه این نابغه ایرانی.