شهردار نابخرد تهران مردم را به فغان رسانده.چهار سال و نیم است در راه اندازی دو ایستگاه مترو خط شش درمانده است.چهار مدیر مترو عوض کرده که مظهر سیاست و افکار پریشان این فرد نالایق است.هرکجای تهران را می نگریم شاهد بی لیاقتی محض او هستیم.آسفالت پل آزمایش تراشیده شده اما یادش رفته آسفالت نو بریزدو تردد از طرف شهرک آزمایش بر روی پل به سمت جلال آل احمد ماشین های دچار رگ به رگ شدن در سرویس جلوبندی می کند.بسیاری از مناطق میانی و جنوبی شهر فاقد روشنایی کافی ست اما ککش به عارش نمی گزد.اکنون که در هنگامه جنگ است برای مظلوم نمایی خودش را کارگر شهرداری معرفی می کند اما اطفارش فراتر از هرخودپرستی ست.شورای شهر را هم به فغان رسانیده.این است عاقبت نالایق پروری و ناشایست سالاری.نگاه ملی میهنی ندارد و تهران را میلی می چرخاند.تراکم فروشی در دوره زاکانی درحالیکه تهران از زیادی جمعیت منفجر شده است ؛بیداد می کند.تمام اماکن عمومی و پارک ها را تبدیل به جایی برای پول دراوردن کرده.کنج پارک ارامگاه ور میدان هادی ساعی را دارد پاساژ و مغازه می سازد.تاریخ تهران چنین مدیرنالایقی به خود ندیده است نمی بیند و نخواهد دید….این نیز بگذرد اما تاریخ از وی به عنوان ناشایست ترین شهردار تاریخ تهران یادخواهد کرد
چگونه فجر؛عمار شد
خیلی سخت نبود. از ۱۳۸۸ شروع شد زمانی که جو غیر فرهنگی به طور کامل بر تولیدات، پخش و فضای جشنوارهها حاکم شد و سینمای اجتماعی،دغدغه مند،قابل تحمل و تلنگر زننده به مخاطب تهدید به حساب آمد محدودیتهای بسیار بر آن وضع شد؛به نحوی که سینماگران دغدغهمند اجتماعی که هویت سینمای ایران در دنیا شدهاند یا به ساخت زیرزمینی آثار خود روی آوردند و قید جشنوارههای داخلی و اکران در ایران را زدند و یا پس از چند سال پایمردی بر ساختههای خود به آغوش سینمای گیشه پسند پناه بردند آن هم از نوع بسیار مبتذلش
اندک اندک سال به سال فیلمهای ارگانی سازمانی در جشنوارهای که رویداد ملی محسوب میشد بیشتر شد و بساط ویژه خواری در تولیدات افزون گشت در وضعیتی که صدای بسیاری از خودیها هم درآمد که این همه بودجه برای ساخت این فیلمهای به شدت تاریخ مصرفدار حیف و میل است
کار به جایی رسید که سایر نهادها که چندان در زمینه ساخت آثار سینمایی وارد کار نبودند به تولید روی آوردند و برای آنکه خود را بیش از پیش نشان دهند با اختصاص بودجههای آنچنانی به ساخت آثار سفارشی پرداختند
اینگونه شد که اهالی کهنهکار مطبوعات با ذره بین: سال به سال در جشنوارهای که هنوز اسمش و اسماً رویداد ملی محسوب میشود اما به شدت میلی برگزار میشود: در حسرت دیدن حتی یک فیلم که اندکی حال و روز جامعه را نشان دهد و یا آنها را به تامل و اندیشه وادارد،ماندهاند
و اینگونه پیش رفت که در بهمن۱۴۰۴ با دبیری منوچهر شاهسواری جشنواره فجر آخرین میخ را بر تابوت سینمای قابل تامل کوباند به جشنوارهای برگزار کرد که انگار بخش سینمایی بلند جشنواره عمار است و به طور کامل تفکرات آن جشنواره را نقل و پخش میکند
در این میان حتی نحوه برگزاری جشنواره فجر امسال که دیگر به هیچ وجه ملی نبود برخلاف رویه سابق خود انجام شد و در تمام ساحات کمی و کیفی بیتمرکز, با تغییرات وسیع نمایش فیلمها،عدم حمایت اهالی رسانه از برقراری راههای ارتباطی مطلوب برای انجام بهینه کارشان،،نامناسب بودن فضای اختصاص یافته به نمایش آثار برای اهالی رسانه از منظر نمایش در سالنهای کوچک و عدم وجود دمای مناسب برای فیلم دیدن و شاهد اختلالهای بسیار در روند این جشنواره بودیم
جشنوارهای که با پول پاشی زاکانی شاهد تولید ۴ فیلم تاریخ مصرفدار از شهرداری تهران بود و حوزه هنری در رقابتی نزدیک با سازمان سینمای اوج دست بالاتری در تولید فیلمهای سفارشی داشت و بخش اعظم جشنواره بود از منظر کمی
و سایر نهادهای ارگانی هم به نوع خود کارهایی روانه این جشنواره کرده بودند که فاتحهای نثار ملی بودن این جشنواره نواختند
نکته حیرت آور این بود که بنیاد سینمایی فارابی به عنوان یک مرجع تخصصی بازوی اجرایی سازمان سینمایی کل کشور که باید قاعدتاً فیلمهای غیر جناحی و دارای شاخصهای ضروری فیلمنامه نویسی و کارگردانی را تولید کند در این جشنواره برتر از نهادهای ارگانی ۵ فیلم تولید کرده و روانه جشنواره ساخته بود که به هیچ وجه قابل مقایسه با ۴۵ سال اخیر این بنیاد نبود و رقابتی برای خود نشان دادن با فیلمهای ارگانی داشت
در این میان خودمحوریهای شخص دبیر جشنواره موجب شد این جشنواره ضعیفترین دوره تاریخ حیات خود را در ۴۴ دوره به خود ببیند. البته اتفاقات دی ۱۴۰۴ در ایران نقش برجستهای در عدم استقبال از این جشنواره داشت اما روند طی شده از ۱۳۸۸ تاکنون که فضای کاملاً غیر فرهنگی را بر سینما حاکم کرده و تولیدات سینمای ایران و حضور در جشنواره و البته اکران, همان گونه که اشاره شد به گلخانه ای شدن جشنواره و حاکمیت ابتذال در اکران یومیه سال در سینماها انجامید
اینجاست که باید فریاد زد آنها که سینمای ایران در ۴ دهه پیش را گلخانه ای میخواندند چقدر بیانصاف بودند
دورهای که در حوزه تولید آثار فاخر در گونههای مختلف و ژانرهای گوناگون از قبیل سینمای کودک معمایی اکشن تاریخی اجتماعی آثار سرآمدی تولید کرد و جان سینمای مستقل دهه ۷۰ و ۸۰ از همان دهه ۶۰ نشات گرفته بود
اکنون که سینمای مستقل و دغدغه مند از سبد تولید و نمایش در سینمای ایران کاملاً محو شده است و این خیانتی آشکار به سینمای ایران بود که طلاییترین دوره سینما در ۴۷ سال اخیر را عنوان جعلی نامیدند حالا آنچه که در واقعیت رخ داد اکنون است که سینمای بسیار مبتذل چرخه اکران را به دست گرفته آثار جشنواره نیز کاملاً گلخانهای ارگانی و سازمانی است
و این چنین، راهی طی شد که تا جشنوارهای که در ادواری ملی بود کاملاً غیر ملی شود و بخش بلند داستانی جشنواره عمار به حساب آید
جشنوارهای که اگر برگزار نمیشد به از برگزاریش بود
امیرفرض اللهی
حمام سونای ملت
با انتخاب و خودکامگی محض منوچهر شاهسواری اهالی مطبوعات مجبور شدند فیلمها را در حمام سونای ملت ببینند
این پردیس که توانایی و ظرفیت پذیرش تعداد زیاد یکجای عده فراوان را ندارد با تصمیم غلط دبیرجشنواره تبدیل به یک حمام سوتای کامل شد و درحین دیدن فبلم در اوج زمستان دمای جزیره سیری را تحمل می کردند
دروغ هایی که شاهسواری گفت
1.گفت پردیس ملت را برای اهالی رسانه انتخاب کردم که کیفیت فیلم ها خوب نمایش داده شود اما دروغ گفت.به دلیل رخداد دی1404به دلایل کاملا سیاسی برای اینکه همه در یکجا فیلم نبینند که ضریب واکنش پایین بیاید اهالی رسانه را به سالن های کوچک و حمام سونا مانند گالری ملت رهنمون ساخت بدون آنکه درنظر بگیرد این سالن های گوگولی وقتی پر می شوند قدرت تهویه کافی ندارند و نفس کشیدن در آنها جانکاه می شود و10روز اهالی مظبوعات را بدین وسیله شکنجه داد
2.گفت می خواهم در ملت فقط اهالی مطبوعات و رسانه راحت فیلمها را ببینند درحالیکه دروغ گفت و باز هم مثل همیشه بیشتر حاضران در سینمای رسانه ها غیر مطبوعاتی بودند و اساسا در روزهای عادی سال شغلشان رسانه و مطبوعات نیست و سیاهی لشکر و مزاحم همیشگی مطبوعاتند
3.گفت در سینما گالری ملت اینترنت وای فای پرسرعت دایر می کنم تا اهل رسانه کارشان را راحت انجام دهند اما دروغ گفت و اساسا این موضوع فراموش شد و انجام نداد و اهالی مطبوعات را اذیت کرد
کیان ایرانی به خاک سپرده شد
رضا رویگری بازیگر خوش صدای سینما امروز در قطعه هنرمندان به خاک سپرده شد
توکه مختارنامه کیان ایرانی بود بازیگری خوش سیما و کار بلد بود و در دهه آخر زندگی اش خوش مدید روحش شاد
سعید پیردوست پر کشید
بازیگر کار کشته سینما درگذشت
سعید پیردوست بازیگر قدیمی سینما که بازیگری را با پوست و خون خود یاد گرفت از دنیا رفت