خانه وبلاگ صفحه 12

سیرک زاکانی

ناشایستی به نام زاکانی در میدان مرکزی ری سیرک راه انداخته.پارک زکریا را بلعیده و میدان ری را پارک کرده .مردم آزاری این موجود پایان ندارد.رازیان ازین رفتار شهردار نابلد تهران اسیرند.اسیر نادانی و لجبازی پسر حسین یخی

#سیرک-زاکانی

دجال نویسان عصاره رذالتند

میراث بزرگ دولت سه ساله؛ ناشایست سالاری دراغلب عرصه هاست. پهن کردن پول ملی، نتیجه حضور این دجالان بر عرصه اجرایی کشور است. همانان که کاسبان تحریم اند و نونشان در عدم توسعه و ثبات کشور ، در عدم آرامش روحی اقتصادی اجتماعی مردم ایران.در میانه این وضعیت جنگی کشور ،عرصه اقتصاد و فرهنگ امری رها شده است.از یک سو مسیر صعودی روزانه و هفتگی افزایش قیمت همه چیز، همچون دوران دولت سه ساله است انگار نه انگار که دولتی دگر بر  سرکار آمده از سویی دیگر ،مدیران به جا مانده از آن دولت رکورد زن در همه زمینه ها،در حال جولان بی عدالتی ؛آقا نامیدن خود در بنرهای فرمایشی و حیف و میل بودجه کشور به روش حسینقلی خانی ست.یکی ازین مدیران که از بد حادثه دجال نویس سابق است و فیلمنامه کمدی ناخواسته وارش پس از1388 و حوادث آن، خنده های قهقهه وار برای ناشیگری خود، به اهالی رسانه بخشید این روزها با بودجه ای سنگین جشنواره ای را مدیریت می کند که هیچ نسبتی با مردم و دولت فعلی ندارد و باموجوداتی کوچک تر و کوتوله تر از خود که پر از عقده و نفرت اند برای جیب خود، مال اندوزی کرده و بیوگرافی می سازند.بیچاره علاقه مندان ورود به فیلمسازی سینما در ایران که باید شاهد شاهکارهای ابتذال وار این دجالان باشند.افرادیکه فرق اساسی خلاصه تیتر {سو تیتر}و تیتر را درسابقه خبرنگاری هنوز نمی دانند و بدون داشتن کوچکترین شایستگی، بر صندلی مدیریت عرصه هایی تکیه زده اند که از کل ایران فراخوان دارد و به روش پندار کج اندیش و بار کج خود به سلیقه ای ترین شیوه ممکنه بودجه بر باد می دهند و آنرا در سوابق اجرایی خود می گنجانند.موجوداتیکه به تمام پیش کسوتان مطبوعاتی خود به دیده کینه عقده و نفرت می نگرند و با روش حذفی سعی درنبود و انکار آنها دارند.تاریخ ثابت کرده است کوته فکران، در زباله دان تاریخ می افتند و حقیقت طلبان، سرو قامت باقی می مانند.اینان کسانیند که هرگز مطالعه نداشته و از تجربه و خوانش تاریخ درس نمی گیرند و سقف مغزشان قدرت درک کافی برای انسان شدن و وجدان داشتن را ندارند.صابری نامی که درون پر غوغا با رویکرد حذف دارند و تصوراتشان سرتاسر از همه چیز واهی ست.افرادیکه از معبر روزنامه نگاری ، پلی برای رسیدن به منافع شخصی و تکیه بر صندلی مدیریت ساخته اند و به بلوغ فکری شخصیتی نرسیده اند و زرنگ الکی اند.دولت پزشکیان در میانه این هیاهو ی جنگ سایه انداخته بر کشور ،باید هرچه سریع تر این افراد نالایق را به خانه خود فرستاده و مدیران کار امد و شایسته را جایگزین این پخمگان کند.

#دجال-نویسان-عصاره-رذالتند

دور همی کودکانه پایان یافت.

دورهمی کودکانه جشنواره فیلم کودک به شیوه ای کودکانه در اصفهان پایان یافت.

یادبود داریوش مهرجویی برگزار شد

به همت کانون کارگردانان سینمای ایران در سال قتل داریوش مهرجویی یادبود این کارگردان شاخص سینمای ایران در فرهنگ سرای نیاوران برگزار شد.در این مراسم محمد علی سجادی محسن امیر یوسفی مریم مهرجویی مهدی عسگرپور گوهر خیراندیش به بیان خود درباره این نویسنده مترجم و کارگردان برجسته تاریخ سینمای ایران یاد او را گرامی داشتند.

مفت‌خوری با مفت‌بری

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو : یه گردن کلفت بود تو جنوب شهر که بهش می‌گفتند مهدی مفت‌بر؛ سابقا کشتی‌گیر بود به تیم ملی هم رسید و رقیب سرسختی برای حسن رنگرز بود اما بعدا زد تو کار شرارت و خلاف. برای این بهش می‌گفتن مفت‌بر که وقتی طرف آماده نبود بهش حمله می‌کرد یا فرو می‌کرد تیزیشو؛ آخرشم یه جوری تلف شد؛ حالا حکایت بعضی‌هاست تو سینما. طرف تو کل عمرش فقط فحش داده و کار مبتذل، سطحی و به درد نخور ساخته؛ تمام عمرشو زیر ذره‌بین بگیری یک اثر قابل تامل در این آدم نمی‌بینی. هر کس هم که نقدش کرده، تخریب‌اش کرده یا تلاش کرده بخرش. همیشه هم تخریب‌گر و فحاش مدیرانی است که سینما در دوران آنها در 45 سال گذشته ، حال و اوضاع مساعدی داشته و گونه‌های مختلف در دوران آنها فعال شده و بوده. البته که انتقاد به همه وارد است و انسان موجودی خطاناپذیر نیست اما عقده فراهم نبودن مبتذل‌سازی در دوران آن مدیران، همیشه برای این مفت‌بر سینما، یک کینه عمیق ایجاد کرده و به هر بهانه‌ ای آن دوران طلایی را تخریب و وارونه جلوه می‌دهد چرا که بساط ابتذل‌سازی در آن دوران برچیده شده و بال و پرش قیچی شده بود. دورانی که ضعیف‌ترین آثارش از بهترین فیلم‌های چهار سال اخیر به لحاظ شاخصه‌های کیفی بهتر و سرتر بود. حالا این مفت‌بر فحاش سینما که تن و روح برادر شهیدش را یک میلیارد بار در گور لرزانده و دائما به منتقدان با شرف سینما در حال فحاش و توهین است عرصه را برای خود فراهن دیده و دوباره  یک فیلم سطحی و پر از ساختار غیراخلاقی روانه پرده کرده است فیلمی که به شدت سعی می‌کند «همسفر» را بازسازی کند اما دریغ از اندکی ذوق و هنر در این بازسازی .آری این مفت‌بر فحاش هنری ندارد که بخواهد حتی در بازسازی آثار بفروش نیم قرن پیش موفق باشد یا هنری ذوقی از خود به خرج دهد. او که شغل اصلی اش تجارت است و با سینما برای خود سعی می‌کند وجه فرهنگی بسازد و هرگز در این راه موفق نشده است و عده قابل توجهی از کم بضاعتان فعال در سینما را به استخدام خود درآورده است؛ یکی از اشتباهی قرن فعالان عرصه سینما در کل تاریخ سینمای ایران به حساب می‌آید؛ کسی که با الگو قرار دادن تهیه‌کنندگان نسبتا با سواد و فعال در سینمای پرمخاطب قبل از 1357 خورشیدی، یکی از غلط‌ترین آدم‌های سینما در 45 سال اخیر است. فحاشی که نه شادی‌آفرین است همیشه و در همه حال با وجود استخدام کارگردان‌های مختلف مخاطب‌اش را دست‌کم می‌گیرد و به فهم او در مواجهه با فیلم به واسطه شخصیت سطحی و بی‌دانش‌اش، همیشه توهین می‌کند؛ آری این چنین است برادر؛ در روزگاری که ایده‌مندان و دغدغه‌محوران اجتماعی سینما بر کنج رانده شده و عرصه برای تولید آثارشان مهیا و فراهم نیست؛ این ابتذال محض است که بر سینما مسلط شده چرا که ابتذال از نظر برخی خطری ندارد و اما در واقع از بین برنده فرهنگ، اخلاق و انسانیت است. در چنین شرایطی آب که سربالا رفته است فحاشان مفت بر شادی نابخش ابوعطا می‌خوانند و خود را بزرگ و اهل فن سینما می‌پندارند و منتقدان را از دم تیغ فحش‌های رکیک می‌گذرانند؛ به او باید گفت: بگذرد این روزگار تلخ‌تر از زهر. بار دیگر روزگار چون شکر آید. آری این چنین است برادر. عرصه سینما در قبضه مفت‌بران فحاش است و با عربده‌کشی و گردن فراخی سعی می‌کنند تمام سینما را در قبضه خود داشته باشند وای به حال این روزگار کج‌مرام سطحی مبتذل.وای به روزگاری که بیضایی فراری شود ، تقوایی خانه‌نشین ،مهرجویی سلاخی و جوان‌های خوش‌فکر عرصه‌ ای برای ایده‌مندی نداشته باشند و مفت بران فحاش بر عرصه فرهنگ، ابتذال، سطحی‌نگری سطحی اندیشی و … را سکه رایج کنند. بدا به حال این روزگار کج مرام کج‌اندیش. بالاخره این روزگار نیز می‌گذرد و اندیشه‌های زاینده و آینده‌ساز بیرون می‌‌آید و روسیاهی می‌ماند به مفت‌خورهای مفت بر فحاش. این خط- این نشان+

# مفت‌خور- مفت‌بر

#امیر _فرض اللهی

جدایی عباس از هوشنگ

مدیحه سرایان عاشقان سینه چاک ذوب شدگان در ولایت سینما درباب این جدایی چه سرودها نواخته چه عزاداری ها کرده اند چه نوحه ها سر داده و چه غم نامه ها نبشته اند.حالا معلوم شد مسعود مهرابی چه مظلومانه رفت و دق دهنده اش کیست.فردی که سه هم سر و دو شریک را تحمل نکرد آیا ماهیت فرهنگی دارد؟در اندیشه عباس تولد یک نشریه میگذرد آیا در این وانفسای سیاسی اجتماعی افتصادی عباس می تواند؟

آقای پزشکیان؛مدیریت جشنواره کودک، کودکانه و حسینقلی خانی ست

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:در طول سال هیچ خبری از تولید و حمایت از تولید فیلم کودک و نوجوان نیست در زمان برگزاری جشنواره یکدفعه برای آنکه جشنواره محل مناسبی برای شو و نمایش است یک نفر که قیافه اش بوی شهادت می دهد از تلویزیون آمده و در کارنامه کاریش تولید هیج اثر قابل تاملی دیده نمی شود و اصلا مداح و قاری ست به شیوه ای کاملا میلی ،معتبرترین جشنواره سینمایی ایران در دنیا را به شیوه حسینقلی خانی می گرداند و موجوداتی کوته فکر را در ارکان مدیریت اجرایی جشنواره می گذارد و به ناشایانه ترین شیوه ممکنه یک جشنواره بسیار معتبر را که سه دهه پیش جزو پنج جشنواره سینمایی شاخص دنیا بوده به سطحی ترین و غیر استانداردترین شیوه ممکنه در حد یک دورهمی ساده برگزار می کند.اصلا هم برایش مهم نیست لا اقل برای ایجاد گپ فرهنگی لازم است شاخص ترین و فعال ترین سینماگران کودک و نوجوان در این جشنواره حضور داشته باشند؛جل الخالق.از دیگر سو از کرامات این مداح که حقیقتا باید با این قیافه نورانیش در عرصه دیگری خدمت کند و اشتباها بر خانه قوام و صندلی مدیریت فارابی نشسته و هیچگونه بر عملکردش پاسخگو نیست فردی را در سمت روابط عمومی در ابتدای مدیریت اش گمارد که ضعیف ترین کارنامه را در میان همه روایط عمومی های جشنواره های سینمایی کشور دارد و حضور همیشگی خانواده اش در عرصه مدیریت روابط عمومی شاخص ویژه اش بود و میلی عمل کردن و پاسخ گو نبودن در قبال تصمیمات و  عملکرد سلیقه ای اش شاخص برجسته این موجود است.دوره گذار است و امثال این موجود بهترین سو استفاده را ازین فرصت انجام می دهند . مسیله این است که آقای پزشکیان که با شعار شایسته سالاری رییس جمهور شد آیا حواسش به اینگونه نارخداد های ناشیانه فرهنگی هست که در دولتش توسط اشتباهی ترین افراد برگزار می شود؟رییس جمهور باید هرچه سریع تر ازینگونه افراد توضیح بخواهد و به وزیرش دستور دهد که افرادی صاحب بیشنش و کارنامه فرهنگی و برنامه دار را در راس مدیریت سینما بگمارد.سینمای ایران دیگر حوصله حضور سهمیه ای افراد جناح های سیاسی مختلف را که هیچ ربطی به مدیریت فرهنگی ندارد و برنامه اجرایی متناسب با حوزه سینما را نمی شناسند، ندارد.در روزگاری که خوراک فرهنگی مناسبی برای فرزندان این سرزمین در عرصه سینما وجود ندارد و از سر و روی این سینما ابتذال می بارد آقای رییس جمهور باید چاره اندیشی کند و بر محور شعار شایسته سالاریش، افرادی متخصص و صاحب کارنامه و پاسخگو را برچرخه مدیریت سینما بگمارد.افرادی که دارای خروجی قابل تامل در عرصه مدیریت سینما باشند و همچون انوار و بهشتی موجب فرهنگی شدن و جلوگیری از حضور ابتذال در سینمای ایران شوند.آقای پزشکیان ؛بیش ازین درنگ نفرمایید و کار را به کاردان بسپارید و سینمای ایران را از ورطه مدیریت حسینقلی خانی و ابتذال نجات دهید

#امیر_فرض_اللهی

#پایگاه _خبری _تحلیلی_ نگاتیو

#پزشکیان

#مدیریت_حسینقلی خانی

مخور مرد

بازیگر نقش مخور در سریال ماندگار”روزی روزگاری” درگذشت.اوکه در پشت صحنه سینمای ایران نیز فعالیت داشت در77سالگی از دنیا رفت

ابتذال پژمان

تهی‌مایگانی که مجسمه بلاهت‌اند اما در عرصه جامعه امروزی، جایگاه بزرگان را اشغال کرده و با تهی‌مایگی به سطحی‌اندیشی، لودگی، منفعت‌پرستی و همه رذایل غیرانسانی آویزانند. در روزگاری که نخبگان برکنارند و پخمگان در عرصه، این تهی‌مایگان، عرصه مطبوعات، ورزش و سینما را آلوده کرده‌اند. آن یکی با هزار و یک پارتی و پول رهاست و همچنان بر طبل منفعت‌پرستی می‌کوبد؛ علی‌رغم اینکه پایش لنگ و وزن چندصد کیلویی‌اش بر هوا معلق، دامان مطبوعات ورزشی را کاملا سیاه کرده است. به طرزی عیان و زیرپوستی بر مدار منفعت‌پرستی می‌کوبد و پارتی و هم‌شهری‌های زیادی دارد تا خلاص شود از این همه فساد و ارتشایی که کرده و بسته شود آنچه نباید بسته شود. هم اوست مدافع آن میان‌مایه که قاتل یک ملت پرسپولیسی است و اشک می‌ریزد که چرا از فلان‌جا رانده شده و در برنامه‌اش با آن یکی پژمان لجن‌پراکنی می‌کند بر علیه ملت پرسپولیسی همچون تمام بحران‌هایی که در مواقع حساس برای پرسپولیس ایجاد کرد: شب بازی با الهلال و رو در رو کردن بازیکن با مدیر تیم و… به همراه صدها سوءسابقه دیگر. پژمانی که جا پای آن سردبیر روزنامه فاسد گذاشته، تیترها و بزرگنمایی‌هایش همگی ضد ملت است و در مدار منفعت‌پرستی. و آن یکی پژمان که حتی علی دایی بهش گفت “فوتبالیست که نبودی اما تو بازیگری داری یه تلاشایی می‌کنی” سینمای ایران را به لجن کشیده و فاضلاب این پژمان در اتوبان و کوی و برزن کم از ان پژمان سنگین‌وزن ندارد. این یکی با التماس به یک هنرمند، سینما را به لجن کشیده و سرتاپای این سینما را اشغال کرده است، دریغ از کمی هنر و یا پیشگی هنر و همچنان شهوت دیده‌شدنش آنچنان است که حتا در عبور از خیابان هم تصویر منحوس او را باید مشاهده کرد. آن یکی پژمان هم خود را پدرخوانده مطبوعات ورزشی می‌داند و هر کسی با او همساز نباشد بر او می‌توپد و محوش می‌کند.
بیچاره واژه پژمان که این همه یتیم و مظلوم مانده است که باید بر روی چنین منفعت‌پرستانی قرار گیرد. بیچاره ملت پنجاه میلیونی پرسپولیسی که باید چنین موجوداتی را تحمل کنند و همه عواقب اینها را دامن‌کش باشند. بیچاره فیلم‌فارسی قبلنا که ظاهرش ابتذال بود و باطنش ترویج مردانگی، مروت، جوانمردی، اخلاقیات و سینمای فعلی که توسط لودگانی همچون نامبرده که به گند مطلق کشیده شده است و سرو تهش بی‌اخلاقی، ترویج منفعت‌پرستی، بی‌اخلاقی، زرنگ الکی بودن است و نماد بلاهت. جالب اینجاست خاطراتی تخیلی در برنامه آن ناعادل تعریف می‌کند که تمام فوتبالیست‌های شاهین مرام پرسپولیسی را بد جلوه می‌دهد و خودش آدم خوبه‌ی ماجراست؛ توهم محض. یکی نیست به او بگوید که جوجه، آن سلطان که به سخره‌اش می‌گیری، روزگاری کسی جرأت نداشت از یک کیلومتری‌اش رد شود. آن حامد کاویانپور که فیکس پرسپولیس و تیم ملی بود، با تو غیر قابل قیاس است و جواد چکش ذخیره‌اش بود. این مجسمه‌های بلاهت واقعا خسته نشده‌اند از این همه نادانی و نمایش دانایی و تهی‌مایگی محض؟؟؟ خودشان خجالت نمی‌کشند از این همه شهوت شهرت، پول، دیده‌شدن و منفعت‌پرستی؟؟؟
به حال مطبوعات و سینمایی که این دو نمادش باشند باید گریست؛ آن یکی بشکه‌ای صدو اندی کیلویی که با همدستی یک عده تهی مایه، مافیای ورزش تشکیل داده و فساد سرسام‌آوری را همراهی می‌کند و این یکی به طمع دیده شدن و عقده دیده‌نشدن در فوتبال، سینمای ایران را به تهی‌مایگی محض خود فروخوانده و خود را زرنگ روزگار می‌داند، در حالی که نادان‌ترین است.
در روزگاری که دانایانش بر کنج رانده شده و این مجسمه‌های بلاهت شده‌اند اسطوره‌های کاذب و دروغینش، وای به حال ملتی که اینان را با بزرگان مقایسه کنند و آنان را بزرگ بخوانند یا بدانند؛ فضیلت حماقت تنها شایسته این تهی‌مایگان است و بس.
آری مردم می‌دانند که اسطوره‌های واقعی‌شان چه کسانی هستند؛ بگذار روزگار چند روزی بر مراد اینان باشد، حتی اگر چند روز، چند سال شود. خرد ورزان دانند…                                                  آرسین هخامنش

رضا قطبی درگذشت

اولین مدیر و موسس رادبو تلویزیون ملی ایران در 85سالگی درگذشت.او به باری فریدون رهنما و فرخ غفاری نسل تنومندی از تواتمندی های فنی هنری را در رسانه باز آفرید.نسلی که در سینما هم خوش درخشید و خون تازه ای در رگهای سینمای ایران شد