خانه وبلاگ صفحه 14

پزشکیان با وعده شایسته سالاری رییس جمهور شد

مسعود پزشکیان با شعار شایسته سالاری رییس جمهور شد.اوکه در رقابت با چهار نامزد اصولگرا و دو نامزد تندرو پیشتاز شد تکلمه سخنانش عدالت محوری و شایسته سالاری ست.او بارها قول داده که نخبگان ، شایستگان و متخصصان را برای رفع مشکلات کشور به کار می گیرد. شب بلند است و قلندر بیدار؛ این را به فال نیک می گیریم و منتظر می مانیم تا ببینیم که خروجی پزشکیان برای مردم چه خواهد بود.

نه هرکه سر بتراشد قلندری داند

سر تراشیده اما قلندری که هیچ ؛ دگر چیزهایی که فکر میکند می داند را هم درست نمی داند.نمونه آخرش؟فیلمی ساخت که قرار بود ملودرام باشد اما کمدی ناخواسته شد و آبروی اهالی مطبوعات سینمایی را …

قبلنا اینطور نبود اما در دو دهه  اخیر درباره همه چیز نظر می دهد و خود را عقل کل میداند نمونه اش؟به شبکه اجتماعی اینستا گرامش بروید و ببنیدو بخوانید نظرش درباره مارادونا درهنگام مرگش چیست. اورا چه نامیده و نظر های پای نوشته اش را بخوانید که چگونه مورد استهزا قرار گرفته است.او همانیست که سه دهه پیش بنا به سلیقه و منفعت، ارزشی برای تشکل منتقدان قایل نبود و به میل شخصی و عداوت با برخی از سکانداران باشرف انجمن آنرا به باد هجمه می گرفت.از وقتیکه انجمن را محلی برای عرضه اندام احساس کرد در تمام برنامه های این تشکل شرکت می کند و در میان کلماتش هر آنچه که بگوید واژه “من”ده ها بار تکرار می شود از جمله این برنامه آخر انجمن منتقدان که اخیرا یک جشن اش برگزار شد.هم اوست که به مرور یک مدیر مسیول باسواد یک جریده هنری را دق داد و برای خودش دکانی برپا کرد.قیافه اش بیش از انکه به قلندران بامروت  و جوانمرد بیاید به گلدون های برعکس می رود که ادعای فضل دارند اما هنرشان فراری دادن فیلمساز خوش فکر و دونده سینما در چهار دهه پیش ازین؛  از این کهن بوم ویران شده است .

کسی که از مرکز نشینان کینه و تنفر دارد اما از مرکز نشینی به همه جا رسیده و چهار دهه است با سلیقه محوری و منفعت پرستی زیرکانه؛ سینمای ایران رابه طبع خود می نوازد و عده ای مرعوب ویترین اش شده اند و ندانند که درونش تهی ست. از او تعجب نمی کنیم که روزنامه نگاری نمی داند اما از دکان  مطبوع عات به همه جا رسیده و فرق حقیقی سوتیتر از لید را نمی داند و واژه زورنالیست را به شکلی سطحی با تعریفی مبتذل بیان می کند. از رییس انجمن منتقدان تعجب می کنیم که در عرصه روزنامه نگاری شاگردی کرده دود چراغ خورده و ذره ذره با طی کردن سطوح کیفی به ریاست انجمن رسیده و تا انجا که می تواند، در صنف تلاش می کند چراغی روشن نگه دارد و مستقل بودن این تشکل را به هرقیمت حفظ کند.انجمن منتقدان: منتقد و روزنامه نگار واقعی کم ندارد که همواره طرف حقیقتند اما در برنامه های انجمن نقشی ندارند؛ قدر قامت اتدیشه و قدرت قلم آنها دانسته ، فهمیده و درک نمی شود.کسیکه بزرگترین افتخارش مصاحبه تقلبی با گوگوش و چاپ آن است و افتخار میکند که دبیر سرویس اش نفهمیده  این مصاحبه واقعی نیست و اکنون 40سال است حاجی کاپولای سینماست چرا باید در تمام مجامع عمومی انجمن و جشن های آن حضور برجسته داشته باشد؟او که کارگر، نمونه خوان و بازنشسته پیش از موعد یک روزنامه بوده و با رانت محض و قبیله محوری تهیه کننده سینما شده مگر روزنامه نگار یا منتقد است که اینقدر در انجمن منتقدان جضور همیشگی دارد و هیچ کس جلودارش نیست؟مگر انجمن اساسنامه ندارد که شورای مرکزی تشخیص دهد امثالهم چند دهه است که منعقد رانت هستند نه منتقد و روزنامه نگار.

اشغر نامی که بواسطه پل کردن مطبوعات برای ورود به سینما ذوب در فیلمفارسی و آن تهیه کننده فحاش سینماست مگر روزنامه نگار و منتقد است که در تمام مراسمات و مجامع انجمن نقش روی سن و داد زن را دارد و شغلش ساختن و نوشتن مبتذل ترین فیلم ها در سینمای ایران؟؟؟پس تکلیف روزنامه نگاران و منتقدان شریف و نجیب سینما که اهل پوشش انچنانی نیستند و در هیچ دارو دسته ای جای نمیگیرند و طرف حق و حقیقتند چه می شود؟ آنها که از سرفهم ، فروتن و خاکی اند و قیافه نمی گیرند اما قامت اندیشه ورزی و قدرت قلمشان قابل ستایش و تامل است در انجمن چرا جایگاهی ندارند؟اویی که تا دوسال پیش چاقچوری بود و اکنون از آنطرف بوم افتاده و در انجمن پست گرفته و قیافه گرفتنش، دیوار فلک را کر کرده است و هیچ وقت به یاد نداریم که نقد، یادداشت، گفت و گوی برجسته ای در تاریخ مطبوعات گرفته باشد چرا باید برای اهالی نجیب انجمن قیافه بگیرد و همزمان در تشکل دیگری هم سمت داشته باشد؟روزگار وارونه ایست عجیب وارونه…پخمگان بر صحنه اند و نخبگان برکنار.چرا باید دبیر جشن انجمن که پسر باسوادی ست و فیلمسازی خوش ذوق ؛عرصه برگزاری جشن را به مدیر اجرایی جریده ای بسپارد که در شب جشن با غرور و تفرعن بسیار و با عینک دودی  به اعضای انجمن بخندد و فخر بفروشد در حالیکه خود و رفیق اش انجمن را قبول ندارد،عضوش نیست و خود را در میان کهکشانها می بینند؟؟چرا باید اعضای نجیب انجمن توسط رفقا و همکارانشان ندید گرفته شوند و قیافه بگیران و ویترین قشنگ درون تهی ها در تمام مراسمات انجمن بر صحنه باشند؟؟؟کمی بیاندیشیم و اگر سخن در جایگاه درست است از آن پند بگیریم و رویه را عوض کنیم…چراهای بسیاری در این عرصه وجود دارد که اگر این متن شنیده خوانده و مورد تامل قرار نگیرد در پی آن روان خواهد شد

                                                                                                         آرسین هخامنش

هیوا مسیح:منتقد واقعی سینما نمی گوید دوس داشتم دوس نداشتم

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو:هیوا مسیح در برنامه بزرگداشتش در جشن نوشتار سینمایی انجمن منتقدان سینما گفت:منتقد سینما کسی نیست که بگوید دوس داشتم دوس نداشتم این شاعر و روزنامه نگار فهیم در ادامه افزود :وظیفه منتقد سینما تحلیل با استدلال از سر آگاهی ست.سخنان هیوا مسیح با تشویق و تایید بسیاری از حاضران این جشن  همراه شد

سفیدشویی و انکار حقایق/درباره سازمان سینمایی اوج

پایگاه خبری تحلیلی نگاتیو
۱- انکار توانمندی فوق‌ستاره‌های یک نسل فوتبالی که بعضی‌شان در تاریخ فوتبال تکرار نشدند، هنر نیست. به اسم اخلاق و اخلاقیات از استعدادهای ناب، توقع رفتار و گفتار یک سرباز در پادگان آموزشی را داشتن، دیکتاتوری‌‌ است نه اخلاق‌گرا بودن. آری پرویز دهداری در مکتب شاهین نزد عباس اکرامی در دهه‌های ۴۰ و ۵۰ خورشیدی پروریده شده بود، اما اینکه در دهه ۶۰ به‌عنوان مربی با بازیکنان شاخص تیم‌‌ملی مانند یک بچه رفتار کنی اسمش خیلی چیزهای دیگر است، نه اخلاقی‌بودن.

یک نسل طلایی را بسوزانی برای اینکه دستور داده‌ای یک‌نفر که اصلاً بلد نیست کاشته بزند کاشته‌ها را بزند، بعد کاشته‌زن قهار تیم را به جرم اینکه خلاف دستور عمل کرده و توپ را طوری کاشته زده که دروازه‌بان تیم رقیب (ژاپن) به داخلِ دروازه رفتنِ توپ را فقط تماشا کرده است، از تیم اخراج کنی و بقیه هم به‌خاطر این رفتار ناشایست سرمربی پشت آن استعداد بی‌نظیر تاریخ فوتبال درآیند و درنهایت همه را اخراج کنی و اسمش را خیانت ملی بگذاری، درحالی‌که خائن اویی‌ است که عنان قدرت پادگانی دارد و شاخصش شایسته‌سالاری و رفتار، گفتار متناسب با نخبگان ورزشی مملکت نیست. تازه اسم این کار را هم اخلاق‌گرایی بگذاری و دیگران را وادار کنی که تو را اسطوره اخلاق بنامند. نه رفقا، اسطوره اخلاق فوتبال عباس اکرامی بود که مکتب شاهین را پایه‌گذاری کرد و شاگردان خلفش حسینعلی کلانی و همایون بهزادی. خود دکتر اکرامی می‌گفت بهترین شاگرد مکتب شاهین، کلانی است که در اخلاق و ورزش مدارج ترقی را توسعه‌مند طی کرد؛ آدم‌حسابی‌ که تاریخ فوتبال و هواداران چند ده میلیونی‌اش در ایران به قدر لازم قدرشناس او نبوده و نیستند…

۲- فیلم «پرویزخان» در پی آن ساخته شده که از دهداری اسطوره بسازد و ۱۵ نخبه فوتبال را خائن بنامد؛ مربی‌ای که کمک‌اش هم در بی‌اخلاقی و بدرفتاری با این بازیکنان کم از او نداشت و سر هم بود. اساساً سرمایه‌گذار این فیلم که سینمای ایران را در قبضه خود دارد، تماماً برای سفیدشویی تاریخ یا سلب تاریخ کار می‌سازد و هدفش هنر و سینما نیست؛ یک نمونه‌اش همین «پرویزخان».

۳- درام و کارگردانی این فیلم بسیار مبتدیانه، خام‌دستانه و در برخی سکانس‌ها کمدی ناخواسته است. نوشته و کارگردانی تماماً در سطح و در ابتدایی‌ترین شاخص‌های هنر سینما گام برمی‌دارد. فیلمی به‌شدت سفارشی با خطاهای تاریخی بسیار و استخدام یک ورزشی‌نویس برای توجیه رسانه‌ای غلط‌های تاریخی. فیلمی که حیف پول است و ساختنش حتی برای تاثیر بر افکار عمومی با هدف مدنظر سازنده‌اش همخوانی ندارد و نمی‌ارزد: فیلمی که حتی صدای فرزند پرویز دهداری را درآورده که: «این فیلم اصلاً شبیه پدرم نیست». هرگز به یاد ندارم که این نهاد سینمایی (سازمان سینمایی اوج) فیلمی ساخته باشد که اساساً به ساختنش بیارزد، اثر قوی یا قابل تأملی به حساب آید یا در تاریخ سینما اثر شاخصی محسوب شود؛ به‌واقع باید گفت مدیران این مجموعه اگر واقعاً انسانند، بودجه عمومی کشور را که اینگونه هدر می‌دهند اگر صرف اشتغال‌زایی، تولید در جامعه و رفع فقر عمومی کنند، بسیار انسانی‌تر و جایزتر است تا اینکه هرسال صدها میلیارد تومان در شرایطی که مردم ایران هر روزه فقیرتر می‌شوند به هدر دهند…

۴- جایگزین‌سازی بازیکنان با جثه، گریم و هیکل بازیکنان اصلاً مطابقت ندارد و تنها به بازسازی رخ و صورت اکتفا شده است. یکی از مواردی که باعث شده این فیلم کمدی ناخواسته باشد، همین مورد است. مورد دیگر هیجان کاذبی است که در سکانس پایانی فیلم کارگردان خواسته به مخاطب تزریق کند و میزانسن، بازی‌ها و کارگردانی، کار را مسخره جلوه داده است.

۵- بزرگترین معضل این فیلم فصل‌های فوتبالی این کار است که بسیار مبتدیانه در حد فوتبال مدارس هم حتی نیست و حرکت بازیکنان، پاسکاری‌ها و دفاع روبه‌رو به‌طرزی بسیار ناشیانه به تصویر کشیده شده است؛ به‌طوری‌که می‌توان به‌جرأت گفت کارگردان این فیلم یا فوتبال نمی‌داند یا کارگردانی یا جفتش را. هر کسی حتی اگر چندبار در عمرش فوتبال دیده باشد، با دیدن صحنه‌های فوتبالیِ «پرویزخان» درمی‌یابد که فوتبالی که در این فیلم بازی می‌شود در سطح ملی نیست و بسیار خام‌دستانه اجرا شده و شعور و فهم مخاطب در این فیلم بسیار پایین انگاشته شده است؛ فیلمی که حیف پول است و نساختنش بسیار مفیدتر بود تا… https://hammihanonline.ir/%D8%A8%D8%AE%D8%B4-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF-27/17106-%D8%B3%D9%81%DB%8C%D8%AF%D8%B4%D9%88%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%AD%D9%82%D8%A7%DB%8C%D9%82

امبر فرض اللهی.روزنامه هم میهن

قیام مردم ری بر زاکانی

نادانی های عمیق زاکانی در شهر 8هزار ساله ری موجب شده ده ها هزار نفر از اهالی ری از ستمکاری این شهردار بی خرد در این شهر؛ طومار بسیار بزرگ امضا کنند و از بسته شدن میدان اصلی و خیابان24متری توسط وی که موجب سلب تردد آسایش مزاحمت و مانع کسب شده خطاب به سازمان بازرسی کشور و حسین فدایی رییس بازرسی بیت دادخواهی کنند. از زمان تکیه زاکانی بر این مسندهیچ کار مثبتی از وی دیده نشده و فقط به جنگ فضای عمومی طبیعت و مردم رفته است.در این طومار بسیار بزرگ که ده ها هزارنفر از بزرگان قدیمی بازار سنتی ری تا مردم ریشه دار این دیار ویران شده آنرا امضا کرده اند رازیان خواسته اند که این میدان و خیابان باز شود و جلوی این ستم بزرگ بر مردم گرفته شود.این تانک خودخوانده در طرحی کاملا نمایشی و بدون در نظر گرفتن جامعه شناسی شهری  این میدان و خیابان را بسته و مخل امنیت مردم ری شده است.

اکنون که هنگامه ریاست جمهوری ست باید این مطالبه بزرگ و قلدری بسیار عظیم این فرد نادان بر او فریاد زده شود تا دستگاههای نظارتی به کمک اهالی مظلوم و نجیب ری بیایند.بدون شک این فرد این قلدر ظالم که در چنین مسندی این میزان ظالم است و شهوت شهرت و قدرت دارد بر مناصب بزرگتر اشتباهات فاحش تر و جبران ناپذیرتری انجام می دهد.

 

دسته گل جدید زاکانی؛پارک کوثر بلعیده می شود

در راستای خرابکاری  و مردم آژاری زاکانی که از فضاهای عمومی می کاهد تا در راستای افکار سفارشی خود دسته گل به آب دهد؛بخش جنوبی پارک کوثر واقع در خیابان ری مابین میدان شوش و قیام بسته شده تا برای امور مد نظر شهردار تابلد درختانش تکه تکه شوند تا او در تاریخ بنویسد که وقتی من شهردار کشور بی در و پیکر تهران بودم این تعداد فلان را در پارک ها گذاشتم و ال و بل کردم چه و چه…بی شک، تاریخ تهران و ملک8هزارساله ری چنین مسیول بی مسیولیت ، نامردمی  و غیر پاسخگویی به خود ندیده و نخواهد دید.او دارد کاری می کند تا روی همه نابلدان این بادیه را سفید کنداشتباهات و اقدامات سلیقه ای و غیرکارشناسی این مسیول سابق بسیج دانشجویی تهران از اندازه و مقدار گذشته و بی شمار شده.هیچ کس هم نیست به داد مردم بیچاره برسد و جلوی این همه اقدامات نابخردانه این فرد را بگیرد.کاش خدا هشدارش دهد و از غفلت و نادانی رهاییش بخشد…

وظیفه ذاتی شهرداری گسترش فضاهای طبیعی و عمومی برای آسودگی مردم است نه کاستن از آن.باشد که خدا اورا به راه درست هدایت کند زبان و قلم قاصر است از اینهمه ستم پیشگی و بیداد زاکانی

پرواز زری به سوی علی حاتمی

زری خوشکام همسر نخبه مانای سینمای ایران روانشاد علی حاتمی جمعه28اردیبهشت در 77سالگی به سوی او پر کشید.مادر لیلا حاتمی و بازیگر قدیمی سینمای ایران در چهاردهه اخیر در آثار کمی ظاهر شد و نسل فعلی چندان او را نمی شناسد اما بازیگر کاربلدی بود و به سوی مرد تکرار ناپدیر سینمای ایران عالیجناب علی حاتمی پر کشید.روحش شاد یادش گرامی

کلاش بر وزن کلابهاس

رضا شترالله.بابک جاز.حمیدرضا موس.رضا گاو خشمگین{رجینگ بول} مهدی عبدالله … مدرس فریدی

مشتی اند نمونه خروار.آن شتر ؛شترگاو پلنگ است همه کاره هیچکاره .بزرگترین افتخارش کیف کشی نا به کار و نارفیق ترین فیلمساز تاریخ سینمای ایران به مدت دودهه.در تهرانتو اکنون ساختمان رنگ میزند پیرزن خفه می کند اما مدعی سیاست گذاری و رهنمون سینمای ایران است.همو که با آن فیلمساز نارفیق، دو دهه پیش، به بهانه پیش تولید فیلم جدید با آن خواننده چندین شوهری ازیران بیرون زد به مکزیک و کوبا رفتند اما این شتر با یار غارش بحر العلوم در تورنتو چتریدند و خود را پهن.در تهرانتو هیچ کس دل خوشی ازو ندارد همانطور که در تهران.مدعی مطالعه همیشگی ست اما خروجی رفتارش کاملا قلدری مبتنی بر گفتمان حذف.هر روز و هر شب در کلابهاوس ول است و می گویید تمام روسای سینما و کارگردانان ازو مشورت و خط میگیرند.آب که سربالا می ره غورباقه ابوعطا میخونه…میگوید تمام دختران  تهرانتو را…   عکسش گویای درونش است؛دست به کمر قلدر ماب به روش زرنگ الکیا…لات کوچه بن بست است و آویزان.آن دیگری رضا رجینگ بول بزرگترین افتخارش مطلب گرفتن یک جوان در مطبوعاات ازوست.ذوب در سینما.ده کتاب نخوانده اما برای درمان بیماریهای وسیعش ده هزار فیلم دیده.تبهکار است به معنای برشتی اش.منفعت خدایش است اما فکر میکند ادمی عمیق و…هست.حزب باد است و مرام معرفت برایش مرده اما ادعایش را دارد.

بابک جاز در پنجاه سالگی در عوالم کودکی ست.تماما حس است و بدور از خرد.آداب گپ بلد نیست و همه را می راند.می گوید تو کار صداست اما شوفر کامیون.ادعای فراوان  دارد اما دوصد گفته اش چون نیم کردار نیست.بسیار از خود راضیست و متوهم.هیچ است خودرا همه چیز می پندارد.در تالارهایی که  او هست نروید و از او بدور باشید.

جمله جاوید دکتر برو دکتر شایسته حمیدرضا موس.. است.روانشناسی که فاقد شعور اجتماعی و ادب است و نیازمند درمان فوری…فردی که به خود اجازه میدهد هرکسی را مسخره کند درکلام هرکسی بپرد و مجموعه کاملی از زرنگ الکی بودن باشد اما هیچ نباشد.او هم بیمار سینماست و با سینما خودرا درمان اما راه درمان نتواند بیابد که آگاهی ست و در فهم ناچیز او ناید.مهدی عبدالله….عشق فیلمی که در مسیر اروپا و ایران سرگردان است فکر می کند تروفو یا آندره بازن است امابه روش برخی از علاقه مندان سینما.. ازو استدلال نمیشنوی چه برسد به…سعی می کند اعماق ذهن نشان دهد اما عمقی نیست که…خود را خدای مطبوعات می شمرد اما شما فقط اورا بی مار سینما بدانید…

مدرس فریدی؛شارلاتانی که در کلابهاس در ایام ریاست جمهوری شبی چند میلیارد دراورد و عده ای ساده اندیش گوش خود را بدو سپاردند.فردی که راهنمای چپ می زند به راست می پیچد اما در دلش به راست و چپ می خندد و در حزب منفت پرستان است 

شک نداریم که برنامه های اجتماعی باعث ارتقای سطح آگاهی ست اما افت هایی چون نامبردگان می توانند جامعه ای را به ته دره ببرند.در برنامه های اجتماعی غضنفر را جای مارادونا اشتباه نگیریم.مشتی نشان دادیم نمونه خروار

 

 

 

کلاشان ملک ری

هزارو ششصد املاکی و وسعتی بسیار کم.باورش سخت است.بیش از همه مغازه ها در مرکز این شهر 8هزارساله اکنون املاکی وجود دارداملاکیانی که بسیاریشان بر محور عدم صداقت بی مسیولیتی عدم تخصص و تعهد انسانی عمل می کنند.ساده ترین راه برای اینکه هیچ کاری نکنی با واسطه گری درامدی قابل توجه داشته باشی…یکیشان در اسم پهلوان است در رسم و مرام بسیار نامردمی و نابالغ …که پدرش خوشنام ری بود و نعلبند که توسط آمیرز عبدالکریم یوسفیان به این شغل شاگردی کرد و فرزندش که درشصت سالگی عوالم کودکی دارد و قرارداد های فراوانی که در بنگاهش نبشته می شود را رها می کند و بعداز آن مسیولیتی درقبال آن نمی پذیرد و باعث زیان فراوان مستاجران می شود ؛ پهلوان پنبه ای که در شصت و اندی سالگی در وضعیت کودکی سیر می کند و آن دگری اسمش دیپلماسی است در ظاهر لازم اما از کظم غیظ{فرو خوردن خشم}هیچ نمی داند.فحاش است و در رسم، کوتوله ای  است که حتا به برادر بزرگتر خود رحم نمی کند و هزار متر اش زیر زمین است پوووووووووووول برایش خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا.اخراجی فلان کارخانه خودروساز .کمیسیون که پول تو جیبی فرزندش است از طرفین مبالغ چند صد ملیونی طلب می کند تا لا اقل چند ده ملیوون بیشتر در یک فقره معامله نصیبش شود…بترسید آزینان و  به سراغشان نروید.دیگری ،برسان نوروز است اما به روز نیست  و از تخت جمشید چیزی شنیده است و مرامش را نمی داند اما عنوانش را یدک می کشد و رسم سفاکان و ظالمان مشهور تاریخ.ظاهرش مدرن  و زیر بنای شخصیت نداشته اش ویران و منفعت پرست.زرنگ الکی .ریز اندام است و حرومی.اینجا ملک8هزار ساله ری است.مراقب باشید مردم اینجا اهل صفا و وفایند  اگر اهل این دو شاخصه بزرگ انسانی نیستید در ری زرنگ بازی در نیاورید که رازیان کلاش را از ملاش خوب می شناسند.یادمان نرود که اینها هیچکدام در مکتب نامردی با آنکه فکر می کنند زرنگند اما شاگر شهردار ناشایست و عربده کش تهران که بدرد داد زدن در میدان میوه تهران میخورد، نخواهند شد همانی که زایگانی است و گ را کاف کرده مدتی در ری زیسته اما مرام رازیان را ندارد…ویا آنکه بنگاهش ملک است و حتا مشاورش را هم فریب می دهد.مراقب باشید.با وفا و صفا عمل کنید اینجا دروغ جواب نمی دهد  و حنای دروغ رنگی ندارد.در هنگامه ای که چند دهه است تولید نابود شده و تولید کننده خاک بر سر…زدو بند شغل اول دوم سوم مردم ایران شده و کلاشی هنر محسوب می شود.مراقب کلاهتان باشید.هوا بس ناجوانمردانه سرد است…

#کلاشان ملک ری

زاکانی برای دزدان پاتوق ساخته

باتخریب ایستگاه اتوبوس و تاکسی ها نزدیک میدان اصلی ری؛زاکانی پاتوق مناسبی برای مال فروشان و مال خران ایجاد کرده است.از هنرهای این دکترای پزشکی هسته ای که این روزها تشت عملکرد نابجایش گوش فلک را پرکرده و ملیونها نفر در تهران را عاصی نموده  این است که پارک زکریا و ایست گاه تاکسی اتوبوس ها را بلعیده و برای دزدان محل مناسبی برای رونق و بساط کار ایجاد کرده است.او با لجبازی و دهن کجی به مردم همچنان میدان اصلی ری را که از منظر بازسازی تکمیل شده بسته نگه داشته است و آنرا به حیاط خلوتی برای شوهای تبلیغاتی اش تبدیل نموده و موجب سلب آسایش مردم  و جلوگیری از تردد در24متری شده که ترافیک بسیار عظیم در پی این نادانی و نابخردی ایجاد کرده است.تاریخ بلدیه تهران چنین فردنابلد لجباز و نابخرده برکرسی ریاستش برخود ندیده و این رجز خوان سیاسی با دشمنی محض به سوی مردم در حرکت است.

خفتگان را خبر از عالم بیداران نیست

تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری